۱ نفر
۷ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۰
امیرکبیر تندخو بود و حرمت بست را شکست

جمشید کیانفر می‌گوید امیرکبیر در حافظه جمعی ایرانیان چهره‌ای اصلاح‌گر و تقریباً قدیس‌گونه دارد، اما اسناد و روایت‌های تاریخی او را مدیری مقتدر، تندخو و عمل‌گرا نشان می‌دهند که در سی و نه ماه صدارت کارهای مهمی کرد و هم‌زمان خطاهایی هم داشت. کیانفر برای روشن کردن این تصویر، سه دسته منبع درباره دوره قاجار را توضیح می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ جمشید کیانفر مصصح نسخ خطی دوره قاجاریه و قاجارپژوه می‌گوید امیرکبیر در حافظه جمعی ایرانیان چهره‌ای اصلاح‌گر و تقریباً قدیس‌گونه دارد، اما اسناد و روایت‌های تاریخی او را مدیری مقتدر، تندخو و عمل‌گرا نشان می‌دهند که در سی‌ونه ماه صدارت کارهای مهمی کرد و هم‌زمان خطاهایی هم داشت. کیانفر برای روشن کردن این تصویر، سه دسته منبع درباره دوره قاجار را توضیح می‌دهد:

دسته اول منابع هم‌زمان با دوره قاجار است. بیشتر مورخان آن زمان نسبت به امیر نظر مثبتی دارند. تنها استثنای مهم میرزا محمدتقی سپهر، لسان‌الملک، است که انتقادهای تندی نوشته. ناصرالدین‌شاه دستور داد بخش‌هایی از نوشته او سانسور شود. کیانفر متن سانسورشده را پیدا کرد و به کتاب اضافه کرد. جالب این‌که ناصرالدین‌شاه با وجود امضای حکم قتل، علاقه خاصی به امیر داشت و اجازه نمی‌داد در دربار از او بدگویی شود.

دسته دوم منابع دوره پهلوی است. در این دوره تقریباً هیچ نظر خوشی نسبت به قاجار وجود نداشت، مگر درباره پنج نفر که از دل تاریخ بیرون کشیده و حالت اسطوره‌ای پیدا کردند: عباس‌میرزا، قائم‌مقام، امیرکبیر، میرزا حسین‌خان سپهسالار و تا حدی میرزا علی‌خان امین‌الدوله. بقیه شخصیت‌ها عمدتاً منفور معرفی شدند. ناصرالدین‌شاه زن‌باره و شکارچی تصویر شد. حاج‌میرزا آقاسی ابله و ساده‌لوح خوانده شد، در حالی که دوازده سال صدراعظم بود و کارهای عمرانی و نظامی مهمی انجام داد. توپ‌ریزی و فشنگ‌سازی دوره او بعداً در فتنه بابیه و محاصره هرات به کار آمد. محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه که روزنامه‌نگار و مترجم مهمی بود نیز کمتر جدی گرفته شد.

دسته سوم منابع روزگار ماست. نگاه به دوره قاجار تا حدی تغییر کرده و پژوهش‌های تازه‌ای منتشر شده. نمونه آن کار دکتر زرگری‌نژاد درباره آقامحمدخان است که برای اصلاح تصویر منفی کتاب‌های درسی انجام شد. کیانفر تأکید می‌کند وقتی می‌خواهیم امیر را بزرگ کنیم، نباید به میرزا آقاخان نوری، ناصرالدین‌شاه، مهدعلیا و دیگران ناسزا بگوییم. بزرگی او را باید از کارنامه خودش سنجید. او قدیس نیست و بدون خطا نبوده، اما کارهای خوب زیادی انجام داده است.

یکی از نقاط ضعف امیر تندخویی او بود. در دوره صدارت عملاً بر ایران حکومت می‌کرد و بعضی‌ها او را دیکتاتور می‌خوانند. کیانفر می‌گوید این واژه امروزی است و در آن روزگار معنایی نداشت. کسی که می‌خواست مملکت را اداره کند باید قدرت می‌داشت. امیر مشورت می‌کرد، اما در پایان همان کاری را می‌کرد که خودش می‌خواست. حتی پیش از صدارت، در ماجرای ارزروم که برای مذاکره با عثمانی رفته بود، شورش شد و جانش به خطر افتاد. او محل اقامتش را به دژ تبدیل کرد تا یکی از پاشاها به کمکش آمد. این بی‌پروایی بخشی از خصلت او بود.

کار دیگری که کیانفر آن را اشتباه می‌داند، شکستن حرمت بست است. در آن زمان دادگستری به معنای امروزی وجود نداشت. متهمان به بست می‌رفتند تا خانواده بتوانند رضایت بگیرند یا تحقیقات انجام شود. این سنت حتی در مشروطه هم باقی بود. علما در حرم شاه‌عبدالعظیم بست می‌نشستند و میرزا رضای کرمانی هم پیش از ترور ناصرالدین‌شاه در همان‌جا بست نشسته بود. اولین کسی که این حرمت را شکست امیرکبیر بود. مشهور است وقتی میرزا آقاخان نوری به بست رفته بود، امیر خواست او را بیرون بیاورد. امام‌جمعه تهران به او گفت: «امیر، آن زنجیر آخر را نگه دار برای خودت.» این طنز تلخ بعدها معنا پیدا کرد.

با وجود این تندروی‌ها، امیر کارهای مهمی هم کرد. یکی از آن‌ها آبله‌کوبی اجباری بود. برای حفظ جان کودکان دستور داد همه را واکسینه کنند و حتی جریمه گذاشت. در یک مورد پدری گفته بود چیزی ندارد؛ امیر گفت جریمه‌اش کنید، اما پولش با من. قشریون و سنت‌گرایان با این کار مخالفت می‌کردند، اما بعدها مشخص شد مخالفت‌شان نابجا بوده است.

متن کامل این گفت‌وگو را اینجا بخوانید.

۲۵۹

کد مطلب 2293485

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 2
  • نظرات غیرقابل انتشار: 3
  • IR ۱۷:۰۸ - ۱۴۰۵/۰۸/۰۷
    5 0
    این کارش هم که صحیح بود و کار خوبی کرد تا مانع سو استفاده افراد شارلاتان از دین شد.

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین