مهدی طاهرخانی؛ شنبه گذشته، پرسپولیس با سه امتیاز از قائمشهر به تهران بازگشت. درصدر جدول ماند و کادر فنی این تیم در مصاحبههایش مرتب از صدرنشینی گفت. اما این یک خودفریبی بود!
آنچه بیش از سه امتیاز و پیروزی اهمیت داشت، نوع نمایش پرسپولیس بود. تیمی که دستکم در ابتدای فصل و تا چند هفته پیش، از نظر خلق موقعیت گل یکی از بهترینهای لیگ بود، اما کمکم نوع بازی قرمزها به ارسال پاسهای بلند از زمین خودی محدود شد و رقبا نیز با شناخت این شیوه، راه را بر پرسپولیس بستند. تیمی که در یک دهه اخیر به بازی ترکیبی شهره بوده است؛ پرسپولیسی که با استفاده از کانالهای کناری، پاسکاریهای متعدد و خلق موقعیت از روی زمین شناخته میشد، نه تیمی که بخواهد صرفا با توپهای بلند به گل برسد.
این سبک بازی از دوران برانکو روی زمین شکل گرفت، در دوره یحیی به اوج بلوغ خود رسید و آخرین ثمرهاش را هم اوسمار در بهار ۱۴۰۳ برداشت و پرسپولیس را برای آخرین بار قهرمان لیگ برتر کرد.
آخر بهار ۱۴۰۳ گویا آغاز خزان پرسپولیس بود!
چه کسی تصورش را میکرد؟ آن تیم، آن مجموعهای که بیرون و درون تهران به تیمی رحم نمیکرد، حالا تبدیل به تیمی شود که فجر، تیمی که چند هفته قبل شش گل از سپاهان خورده بود، بیاید و با شایستگی تمام، بدون نیاز به شانس، ضد فوتبال، بهراحتی پرسپولیس را شکست دهد!
اگر این مسابقه بهجای ۹۰ دقیقه، ۱۸۰ دقیقه هم ادامه داشت، قطعاً احتمال اینکه فجر گلهای بیشتری بزند، بیشتر از این بود که پرسپولیس به گل تساوی برسد. آن هم پرسپولیسی که تکگلش روی گل به خودی حریف به دست آمد!
مشکل تیم تارتار کجاست؟
آنهایی که از ابتدای فصل پرسپولیس را سفتوسخت دنبال کردهاند، متوجه یک موضوع خاص شدهاند. مهدی تارتار به دروازهبانش، که یکی از بهترین گلرهای لیگ در بازی با پا است، مرتب در تمرینات دستور میداد با پاسهای بلند، زمینه فرار مهاجمان و وینگرها را فراهم کند. از کنعانیزادگان بارها میخواست وقتی میبیند علی علیپور، محبی یا بیفوما در جلو آماده استارت هستند، توپ را بلند بفرستد. پرسپولیس بعضاً با این تاکتیک به گل هم رسید. کم هم گل نزد. اما این تغییر تاکتیک، یک قمار بزرگ برای پرسپولیس بود.
تیمی که عادت داشت روی زمین کار کند، تیمی که دستکم در همین فصل ابزار لازم برای چنین فوتبالی را داشت، سراغ تاکتیکی رفت که کمکم رقبا متوجه آن شدند. یعنی آنها در طول مسابقه میدانستند مدافعان و بازیکنان عقب زمین پرسپولیس هر لحظه ممکن است توپ بلندی ارسال کنند. کافی بود دو مدافع کناری و مدافعان میانی حواسشان به استارت مهاجمان و وینگرهای پرسپولیس باشد.
حالا پرسپولیس در خلق موقعیت گل، چه در بازی با فولاد، چه مقابل نساجی و چه در همین مسابقه، یکی از بدترین نمایشهای خود و حتی یکی از ضعیفترین نمایشهای لیگ را ارائه داده است. بدون خلق موقعیت خاص، بدون فشار مؤثر و بدون ایجاد خطر جدی روی دروازه فجر! فجر امروز آمد و پرسپولیس را دو بر یک، بهراحتی آب خوردن شکست داد.
میدانست چه میخواهد. آگاه بود که پرسپولیس دو هافبک دفاعی در میانه میدان دارد که پاشنه اشیل تیم اند. چه خوشتان بیاید، چه نیاید! چه پرسپولیس N میلیارد برای جذب فلانی هزینه کرده باشد، چه او را رایگان آورده باشد، واقعیت تغییر نمیکند. با همه احترامی که برای پورعلی قائلیم، بازیکنی با شخصیت و مودب است. اما خب، فوتبال تعارف ندارد!
همانطور که دو فصل قبل اسکوچیچ، مربیای که تراکتور را قهرمان کرد، در طول فصل، اگر اشتباه نکنم، کمتر از ۹۰ دقیقه هم به او بازی داد. شاید در مجموع ۳۰ بازی لیگ برتر. این نشان میدهد تیمی که میخواهد قهرمان شود، اساساً نوع هافبک دفاعیاش باید جنس دیگری باشد. ولی خب، پرسپولیس در این فصل بازیکنانی همانند سروش رفیعی و حتی سرلک را از میانه میدان خارج کرد و با اصرار مهدی تارتار سراغ پورعلی ۳۱ ساله رفت.
اما بگذارید شفاف بگوییم: مشکل پرسپولیس حقیقتاً بازیکن نیست! مشکل پرسپولیس بازی ندادن به فلانی نیست. مشکل نبود اورونوف نیست. مشکل بازی ندادن محمودی و صادقی نیست. مشکل بازی ندادن فلان بازیکن نیست.
نه! امروز هم اورونوف آمد، هم محمودی و هم بازیکنان دیگر فرصت حضور پیدا کردند. حتی اگر محمد خدابندهلو، که یکی از بازیکنان بسیار مهم خط هافبک پرسپولیس است، بعد از مصدومیت به این تیم بازگردد، باز هم مشکل پرسپولیس سر جایش خواهد بود.
چرا؟
چون مشکل در تمرینات و نوع نگاه کادرفنی تیم است.
در نیمه نخست، بیش از ده مرتبه از مقابل دروازه خودی و حتی از میانه میدان، بازیکنان پرسپولیس اقدام به ارسال پاس بلند کردند که اکثر آنها لو رفت. حتی در یکی از همین صحنهها، در دقیقه سیزدهم، توپ برگشت و با زمین خوردن زارع و پوشش ندادن لطیفیفرد، پرسپولیس گل اول را خورد. البته اگر آن صحنه گل را هم نمیخورد، احتمالاً در ادامه به شکل دیگری گل میخورد.چون فجر میدانست چه میخواهد. تیمی که چندی قبل شش گل از سپاهان خورده بود، امروز در تهران شیک و تمیز پرسپولیس را برد! شیک، به این معنا که پرسپولیس حتی یک خطر جدی و حاصل از کار تاکتیکی روی دروازه فجر در نیمه دوم ایجاد نکرد. یک توپ زیر پای سرگیف آمد که آن هم حاصل اشتباه حریف بود. اما سرگیف مجددا محکم زد زیر توپ!
حالا مشخص شده که چرا کاناوارو او را به تیم ملی ازبکستان دعوت نمیکند. راجع به وضعیت اورونوف هم که دیگر احتیاجی به گفتن نیست. موقعی که باید بازی میکرد، نکرد و حالا که به میدان آمده، او هم شبیه دیگران شده است. تکرار میکنیم، مشکل پرسپولیس حقیقتاً بازیکن و ایکس و ایگرگ نیستند. کادرفنی این تیم باید قبول کند، باید بپذیرد که پرسپولیس امروز نه در بازی مستقیم میتواند به حریفان گل بزند و نه توانایی انجام کارهای ترکیبی روی زمین را دارد.
در نیمه دوم، برخلاف نیمه اول، پرسپولیس سعی کرد بازی را روی زمین بیاورد. دیگر سراغ توپهای بلند نرفت، اما کار مشکلتر شد! حتی توانایی نزدیک شدن به دروازه حریف را هم نداشتند. محمد محبی میخواست یکتنه همه کار کند و در اکثر مواقع توپهایش لو میرفت چون در محاصره بود تیکدرینژاد، چه در چپ و چه در راست، کلافه شده بود و کمکم او هم تبدیل به یکی از بدترینها شد. وقتی سیستم عامل، وقتی برنامه اصلی درست تعریف نشده باشد، اجزا نمیتوانند آنچنان که باید و شاید تواناییهایشان را نشان دهند. و این داستان امروز پرسپولیس است!
پیشبینی سخت است، اما با این روند، با این اتفاقاتی که افتاده، بعید است مهدی تارتار بتواند تیمش را، به قول خودش، این بار از گور بلند کند. برخاستن از گور یعنی کامبک به فجر که رخ نداد. حتی خطر جدی هم خلق نکرد . پرسپولیس با همین مهرهها میتوانست امروز یکی از بهترینهای لیگ باشد، اما خودش با انتخاب یک مسیر اشتباه، کارش را به اینجا کشان و این یعنی پرسپولیس و تارتار روزهای بسیار سختتری را پیش رو دارند.
تیمی که از حیث خرید و مهره، در ابتدای فصل آنهمه امید آفریده بود، دستکم در نوع و شکل بازی نشان داده که آن چیزی نیست که هواداران انتظارش را داشتند.
یک کلام؛ مشکل نه بازیکن است، نه بازیکنان بیرون و درون زمین. مشکل، تفکر و ذهنیت و تاکتیک این تیم است.باور ندارید؟ ادامه لیگ را ببینید!
با این وضعیت، بعید است او دیگر بتواند حتی بازی معمولی را به پرسپولیسیها برگرداند؛ بعید است این تیم بتواند دوباره یک فوتبال معمولی ارائه دهد. فشار، استرس و خودنمایی بازیکنان برای اینکه خود را سوپرقهرمان تیم نشان دهند، موجب شده این وضعیت به وجود بیاید. تیمی که در ابتدا گفته میشد فقط زورش به تیمهای ضعیف و متوسط میرسد، حالا به تیمهای سطح متوسط هم میبازد!اول فولاد، حالا فجر! راستی پرسپولیس دیگر در صدر هم نیست.
251251





نظر شما