ایران دیگر بدون تضمین‌های عملی به میز مذاکره بازنمی‌گردد/ دستمالچیان: آمریکا باید واقعیت‌های موجود و شرایط جدید جمهوری اسلامی ایران را بپذیرد

احمد دستمالچیان سفیر سابق ایران در لبنان در گفتگو با خبرآنلاین اظهار داشت: در صورت تداوم جنگ، دامنه آن به بسیاری از کشورهای دیگری که بخواهند علیه ایران اقدام خصمانه‌ای انجام دهند نیز گسترش خواهد یافت و مسئولیت پیامدهای آن بر عهده خود آن‌ها خواهد بود.

خبرآنلاین - محمد عارف معزی: تحرکات دیپلماتیک اخیر با میانجی‌گری قطر برای نزدیک‌کردن مواضع ایران و آمریکا، بار دیگر احتمال دستیابی به توافق و پایان جنگ را مطرح کرده است؛ با این حال، اختلافات جدی دو طرف درباره شروط آغاز مذاکرات همچنان پابرجاست. تهران بر اجرای اقداماتی از جمله رفع محاصره دریایی، لغو محدودیت‌های نفتی، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده و تعیین تکلیف وضعیت تنگه هرمز تأکید دارد و این اقدامات را پیش‌شرط ورود به مذاکرات بعدی می‌داند. در مقابل، سابقه بدعهدی واشنگتن و بازگشت درگیری‌ها پس از توافق موقت پیشین، بی‌اعتمادی ایران به تضمین‌های آمریکا را افزایش داده است.

در این میان، قطر تلاش می‌کند از طریق فعال نگه‌داشتن کانال‌های ارتباطی، زمینه تفاهم را فراهم کند؛ هرچند نقش پاکستان و دیگر بازیگران منطقه‌ای در تضمین اجرای توافق احتمالی نیز اهمیت دارد. هم‌زمان، طرح احتمال ازسرگیری حملات آمریکا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای و منتفی‌نماندن گزینه نظامی از سوی مقام‌های واشنگتن، چشم‌انداز مذاکرات را پیچیده‌تر کرده و این پرسش را پیش کشیده است که آیا دیپلماسی می‌تواند مانع بازگشت جنگ شود یا منطقه در آستانه دور تازه‌ای از تقابل قرار دارد.

در همین راستا، خبرگزاری خبرآنلاین در گفتگویی با احمد دستمالچیان سفیر سابق ایران در لبنان، به بررسی ابعاد و جزئیات این رویداد پرداخته است.

در ادامه مشروح گفتگوی احمد دستمالچیان با خبرآنلاین را می‌خوانید؛

آمریکا باید واقعیت‌های موجود و شرایط جدید جمهوری اسلامی ایران را بپذیرد/ اگر آمریکا به تعهداتش پایبند نباشد، مذاکرات به بن‌بست خواهد رسید

*** در روزهای اخیر، مذاکرات فشرده‌ای با میانجی‌گری قطر برای نزدیک‌کردن مواضع ایران و آمریکا انجام شده و گزارش‌ها از طرح پیشنهادی هفت‌روزه برای اعتمادسازی حکایت دارند. این تحرکات تا چه اندازه نشان‌دهنده جدیت دو طرف برای رسیدن به توافق است؟ آیا با شکل‌گیری یک مسیر واقعی برای پایان جنگ مواجهیم یا این تلاش‌ها بیشتر با هدف جلوگیری از تشدید درگیری‌ها انجام می‌شوند؟

اگر آمریکا به شروطی که جمهوری اسلامی ایران مطرح کرده پایبند بماند، به آن‌ها وفادار باشد و اجرایشان کند و تضمین‌های اجرایی محکمی نیز برای آن‌ها در نظر بگیرد، راه برای مذاکره مستقیم و حل‌وفصل سایر مشکلات می‌تواند باز شودجمهوری اسلامی ایران از ابتدا معتقد و مؤمن به دیپلماسی بوده و بارها فضای دیپلماسی را باز نگه داشته است تا هم مواضع خود را بیان کند و هم نشان دهد که راه جنگ، مسیر درستی برای تأمین صلح و امنیت در منطقه نیست. اما متأسفانه این طرف مقابل بود که میز دیپلماسی را برهم زد و در حین مذاکره، دو بار جنگ را به ایران تحمیل کرد. در نهایت نیز، تحت تأثیر فریب و لابی صهیونیستی در آمریکا، ترامپ مرتکب این اشتباه بسیار بزرگ و احمقانه شد و خود نیز در باتلاقی گرفتار آمد که صهیونیست‌ها برای او ایجاد کرده بودند.

امروز نیز، با وجود تمام بدعهدی‌های آمریکا و نقض مکرر تعهداتی که این کشور در برجام، مذاکرات وین و سایر گفت‌وگوها پذیرفته بود، جمهوری اسلامی ایران همچنان می‌خواهد به مردم جهان ثابت کند که طرفدار آرامش، امنیت، صلح و ثبات در منطقه است. این طرف مقابل است که می‌خواهد با قلدری و یک‌جانبه‌گرایی، شروط و اهداف خود را تحمیل کند؛ رویکردی که امکان‌پذیر نیست. جمهوری اسلامی ایران با عزت و سربلندی از استقلال و کرامت کشور خود دفاع می‌کند و هیچ‌گونه مصالحه‌ای را که خارج از چارچوب استقلال و عزت ملی باشد، نمی‌پذیرد.

امروز، اگر آمریکا به شروطی که جمهوری اسلامی ایران مطرح کرده پایبند بماند، به آن‌ها وفادار باشد و اجرایشان کند و تضمین‌های اجرایی محکمی نیز برای آن‌ها در نظر بگیرد، راه برای مذاکره مستقیم و حل‌وفصل سایر مشکلات می‌تواند باز شود. در غیر این صورت، اگر آمریکا بار دیگر شرایطی غیرمعقول پیش روی ایران بگذارد یا تضمین‌های کافی برای اجرای توافق ارائه نکند، مذاکرات مانند گذشته به بن‌بست خواهد رسید و منطقه بار دیگر با آشوب و ناامنی مواجه خواهد شد و وارد مرحله‌ای بسیار خطرناک می‌شویم.

ایران بارها اعلام کرده است که در قبال امنیت ملی خود هیچ‌گونه کوتاهی نمی‌کند و مصالحه‌ای را که با عزت کشور در تعارض باشد، نمی‌پذیرد. اکنون این آمریکاست که باید تصمیم بگیرد چگونه می‌خواهد اقدام کند؛ آیا قصد دارد مسیر اشتباه گذشته را با توسل به زور ادامه دهد و با شکست‌های پی‌درپی مواجه شود یا می‌خواهد واقعیت‌های موجود و شرایط جدید جمهوری اسلامی ایران را بپذیرد؟

شروط ایران باید پیش از آغاز هرگونه مذاکره عملیاتی شوند/ باید پیش از مذاکره درباره غنی‌سازی، تعهدات عملی آمریکا محقق شود

*** عراقچی بر شروط ایران، از جمله رفع محاصره دریایی، لغو محدودیت‌های نفتی و تعیین تکلیف وضعیت تنگه هرمز تأکید کرده و این اقدامات را زمینه‌ای برای ورود به مذاکرات بعدی دانسته است. این شروط تا چه اندازه با مطالبات آمریکا قابل جمع هستند؟ آیا اصرار ایران بر اجرای این اقدامات پیش از آغاز مذاکرات هسته‌ای، اهرم چانه‌زنی تهران را تقویت می‌کند یا ممکن است به مانعی برای شروع گفت‌وگوها تبدیل شود؟

این شروطی که فرمودید، به‌اضافه رفع تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های مردم ایران که بلوکه شده‌اند، جزو شروطی هستند که باید پیش از آغاز هرگونه مذاکره، اقدامات لازم درباره آن‌ها انجام شود و از سوی آمریکا تعهدات عملی ارائه شود؛ چراکه در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نیز شاهد این موضوع بودیم، اما آمریکا به هیچ‌یک از بندهایی که امضا کرده بود، وفادار نماند و به آن‌ها عمل نکرد.

دارایی‌های بلوکه‌شده ایران در عراق و سایر کشورها باید آزاد شود، محاصره دریایی رفع شود، فروش نفت ایران آزادانه انجام بگیرد و برخی تحریم‌ها، از جمله تحریم‌های دارویی که کاملاً ضدانسانی هستند، لغو شوند تا شرایط برای آغاز یک مذاکره جدی، از جمله درباره مسائل مربوط به غنی‌سازی، فراهم شود.

ایران دیگر بدون تضمین‌های عملی به میز مذاکره بازنمی‌گردد/ دستمالچیان: آمریکا باید واقعیت‌های موجود و شرایط جدید جمهوری اسلامی ایران را بپذیرد

آمریکا ممکن است مذاکرات را تا زمان انتخابات به نمایش تبلیغاتی تبدیل کند / از طریق چین می‌توان به روزنه‌ای از امید برای باز شدن مسیر دیپلماسی دست یافت

*** قطر در روزهای اخیر تلاش‌های دیپلماتیک خود را افزایش داده و هم‌زمان، کانال‌های ارتباطی با واشنگتن و تهران فعال مانده‌اند. دوحه تا چه اندازه توانسته است از مرحله انتقال پیام‌ها فراتر برود و بر محتوای پیشنهادها اثر بگذارد؟ همچنین، نقش پاکستان و دیگر میانجی‌های منطقه‌ای در تضمین اجرای توافق احتمالی چقدر تعیین‌کننده خواهد بود؟

کشورهای منطقه باید در قبال جنگ خانمان‌سوزی که در منطقه رخ داد و در برابر آن سکوت کردند، از این سکوت خارج شوند و موضعی عادلانه و مبتنی بر حق اتخاذ کننددر مرحله فعلی، فکر می‌کنم موضوع از میانجی‌گری فراتر رفته است. سفر آقای باقری، دبیر شورای امنیت، به چین و همچنین سفر آقای باقری کنی به چین و مذاکراتی که در آنجا در حال انجام است، فراتر از میانجی‌گری قطر قرار می‌گیرد. در حقیقت، این تحرکات مکمل اقدامات گسترده‌تری هستند که در حال انجام است. آنچه در چین در حال پیگیری است، می‌تواند به مسئله تضمین‌هایی مربوط باشد که باید برای اجرای شروط ایران و تعهدات آمریکا ارائه شود. شاید از این طریق بتوان به روزنه‌ای از امید برای باز شدن مسیر دیپلماسی دست یافت.

با این حال، به نظر نمی‌رسد قطر به‌تنهایی بتواند گام‌های تعیین‌کننده‌ای بردارد؛ زیرا این کشور پیش‌تر نیز اقداماتی انجام داده است، اما مسئله اصلی این است که آمریکا به تعهداتی که می‌دهد عمل نمی‌کند و ممکن است بخواهد با وقت‌کشی، مذاکرات را تا زمان انتخابات ادامه دهد یا از آن به‌عنوان یک نمایش تبلیغاتی برای افکار عمومی خود استفاده کند.

تضمین‌هایی که ایران مطالبه می‌کند، کاملاً برحق و منطقی است/ حق کنترل ایران بر تنگه هرمز باید از سوی آمریکا به رسمیت شناخته شود

*** تجربه توافق موقت پیشین که پس از مدتی با بازگشت درگیری‌ها مواجه شد، بی‌اعتمادی تهران به واشنگتن را تشدید کرده است. در چنین شرایطی، آیا طرح اعتمادسازی مرحله‌ای و مشارکت چند کشور به‌عنوان ضامن می‌تواند نگرانی ایران از تکرار حملات را کاهش دهد؟ اساساً چه تضمین‌هایی لازم است تا مذاکرات به فرصتی برای تجدید آرایش نظامی و آماده‌سازی حمله جدید تبدیل نشود؟

تضمین‌هایی که جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر مطالبه می‌کند، کاملاً برحق و منطقی است و بر اساس تجربه‌های تلخ گذشته مطرح شده است. اجرای شروط هفت‌گانه و تعهداتی که باید در پی آن‌ها به‌صورت عملی محقق شوند، ضروری است. به این معنا که دارایی‌های ایران آزاد شود، محاصره دریایی رفع شود، حق کنترل ایران بر تنگه هرمز و توافقی که میان ایران و عمان وجود دارد، از سوی آمریکا به رسمیت شناخته شود و کشورهای منطقه نیز با این موضوع همراهی و همکاری کنند.

مهم‌تر از همه، کشورهای منطقه باید در قبال جنگ خانمان‌سوزی که در منطقه رخ داد و در برابر آن سکوت کردند، از این سکوت خارج شوند و موضعی عادلانه و مبتنی بر حق اتخاذ کنند. در غیر این صورت، اگر قرار باشد کشورهای منطقه، از جمله امارات، همچنان با طرح‌های صهیونیستی و آمریکایی همراهی کنند، نمی‌توان انتظار داشت که آرامش به منطقه بازگردد.

باید به این نکته توجه کنیم که عملاً ثابت شده است مداخله خارجی در منطقه خلیج فارس، جز آشوب، ناامنی و بی‌ثباتی دستاورد دیگری ندارد. اگر کشورهایی مانند امارات به قطر، عربستان و بحرین پایگاه داده‌اند، به این کشورها با میزبانی از پایگاه‌های آمریکا، امنیت خود را تضمین‌شده می‌دانستند، اما نتیجه این شد که نه‌تنها در معرض پیامدهای اقدامات و تنش‌هایی قرار گرفتند که آمریکا در منطقه ایجاد کرده بود و پایگاه‌های آمریکایی هدف حمله قرار گرفتند، بلکه امنیت خود این کشورها نیز به خطر افتاد. این واقعیتی مسلم است که کشورهای منطقه باید بپذیرند: امنیت منطقه، برآیند همکاری جمعی است. کشورهای منطقه باید در کنار یکدیگر همکاری کنند تا زمینه رشد، ثبات و توسعه فراهم شود و منطقه به جایگاهی شایسته دست پیدا کند.

اگر کشورهای منطقه این واقعیت را بپذیرند، به نظر من بسیاری از مشکلاتی را که با آن مواجه بوده‌ایم، پشت سر خواهیم گذاشت. سفر مسئولان امنیتی عربستان، ترکیه و پاکستان به تهران، به نظر می‌رسد سرآغازی برای شکل‌گیری نوعی واقع‌گرایی در منطقه باشد؛ واقع‌گرایی‌ای که بر اساس آن، امنیت منطقه باید درون‌زا باشد، نه برون‌زا. این رویکرد می‌تواند زمینه شکل‌گیری واقعیت‌های جدیدی را در منطقه فراهم کند.

امیدواریم آمریکایی‌ها راه خرد را در پیش بگیرند. اگر قرار باشد ترامپ همچنان اسیر لابی صهیونیستی در آمریکا باشد و گوش به فرمان نتانیاهو عمل کند، بدون شک آتشی که در منطقه برافروخته شده، به اروپا و سپس به جامعه آمریکا نیز سرایت خواهد کرد. در آینده نزدیک شاهد ناآرامی‌های گسترده‌ای در آمریکا خواهیم بود؛ زیرا این جنگ تحمیلی مستقیماً بر زندگی مردم آمریکا تأثیر گذاشته است. این جنگ هم بحران انرژی ایجاد کرده، هم بحران معیشتی و گرانی کالاها را به دنبال داشته و مردم را با مشکلات متعددی درگیر کرده است؛ مشکلاتی که به‌دلیل بی‌تدبیری کاخ سفید و شخص ترامپ به وجود آمده‌اند.

این جنگ، جنگ بقاست و دو طرف برای آینده با تمام قدرت می‌جنگند/ عربستان و امارات باید در سمت درست تاریخ بایستند

*** هم‌زمان با ادامه میانجی‌گری‌ها، گزارش‌ها از احتمال ازسرگیری حملات آمریکا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای این کشور حکایت دارند و مقام‌های آمریکایی نیز گزینه نظامی را منتفی ندانسته‌اند. با توجه به فاصله مواضع دو طرف درباره شروط آغاز مذاکرات، احتمال بازگشت جنگ را چقدر جدی می‌دانید؟ آیا فشار نظامی می‌تواند واشنگتن را به توافق نزدیک‌تر کند یا خطر آن بیشتر است که مذاکرات شکست بخورد و درگیری تازه‌ای با ابعاد گسترده‌تر آغاز شود؟

در صورت تداوم جنگ، دامنه آن به بسیاری از کشورهای دیگری که بخواهند علیه ایران اقدام خصمانه‌ای انجام دهند نیز گسترش خواهد یافت و مسئولیت پیامدهای آن بر عهده خود آن‌ها خواهد بود. ببینید، یک موضوع بسیار اساسی وجود دارد و آن، شناخت و درک تحولات مهم و تعیین‌کننده‌ای است که در حال وقوع هستند. اگر معتقد باشیم که افول هژمونی آمریکا در حال رخ دادن است و این کشور دیگر قدرت تأثیرگذاری سابق بر تحولات بین‌المللی، به‌ویژه در منطقه، را ندارد و اگر بپذیریم که نظام بین‌الملل از نظم قدیم به سمت نظمی جدید در حال حرکت است، باید توجه کنیم که در دوران گذار بسیار مهمی قرار داریم؛ دورانی که در آن، تمام معادلات و ساختارهای سابق بین‌المللی دستخوش تغییر شده‌اند.

جنگی که اکنون در جریان است، ماهیتی وجودی، مرتبط با بقا و هویت دارد؛ زیرا مسئله این است که کدام جریان می‌تواند جایگاه خود را در نظم نوین آینده منطقه تثبیت کند. آمریکا نشان داده است که در جنگ‌هایی که در منطقه، از جمله در افغانستان و عراق، به راه انداخته، شکست خورده است. حضور این کشور در خلیج فارس نیز به پایان خود رسیده و در جنگ بزرگی که با ایران داشت، شکست خورده است. بنابراین، باید تکلیف این جنگ در نهایت مشخص شود.

این جنگ، جنگ بقاست و دو طرف با تمام قدرت و ظرفیت خود در حال جنگیدن برای آینده هستند. تجربه نشان داده است که آمریکا نمی‌تواند در برابر کشوری با تمدنی هفت‌هزارساله و مردمی صبور، شجاع و مقاوم، به اهداف خود دست پیدا کند. مردم ایران  هرشب نیز در خیابان‌ها حضور دارند و مردمی که به‌هیچ‌وجه دخالت خارجی در استقلال، عزت و شرف خود را نمی‌پذیرند، ایستادگی کرده‌اند؛ آمریکا با تمام توان خود نمی‌تواند اراده این مردم را درهم بشکند. از سوی دیگر، مردم یمن نیز به میدان آمده‌اند و در عراق هم شاهد خیزش مردم هستیم. منطقه با تحولات بسیار گسترده و سرنوشت‌سازی مواجه شده است که آینده آن را تعیین خواهد کرد.

به همین دلیل است که تأکید می‌کنم عربستان و امارات باید به خود بیایند و در سمت درست تاریخ بایستند؛ در غیر این صورت، در این دریای طوفانی و در برابر خشم خروشان مردم منطقه، ممکن است با پیامدهای جدی مواجه شوند. آن‌ها باید راه درست را انتخاب کنند؛ یا با کشورهای منطقه همراه و همگرا شوند یا به پیمان‌های خود با آمریکا ادامه دهند.

اگر مسیر دوم را انتخاب کنند، بدون شک در آینده با طوفانی سهمگین روبه‌رو خواهند شد. این جنگ، جنگی سرنوشت‌ساز و تعیین‌کننده برای آینده منطقه است. کشورهایی که از پایگاه مردمی برخوردار نیستند، در چنین شرایطی آسیب‌پذیر خواهند بود. تجربه نیز نشان داده است که سلاح‌ها و ذخایر نظامی چندین‌ساله در برابر اراده مردم قهرمان یمن نتوانسته‌اند مانع شکست شوند و در آینده نیز ممکن است شکست‌های بزرگ‌تری رقم بخورد.

این تصویری کلی از آینده منطقه است که به آن اشاره کردم. واقعیت‌ها نشان می‌دهد کشورهای منطقه باید هرچه زودتر مسیر درست را انتخاب کنند؛ در غیر این صورت، قطعاً با آسیب‌های جدی مواجه خواهند شد.

جمهوری اسلامی ایران نیز، به‌ویژه در فرمان اخیر مقام معظم رهبری، نشان داده است که از موضع قدرت تا چه اندازه می‌تواند راهبرد خود را دنبال کند. در صورت تداوم جنگ، دامنه آن به بسیاری از کشورهای دیگری که بخواهند علیه ایران اقدام خصمانه‌ای انجام دهند نیز گسترش خواهد یافت و مسئولیت پیامدهای آن بر عهده خود آن‌ها خواهد بود.

۲۱۹

کد مطلب 2296653

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 11 =

آخرین اخبار