تفاهم نامه اسلام آباد مهم تر بود یا انتخابات آمریکا و اسرائیل؟

سالهای سال است که عمیقاً به این تعبیر هاشمی معتقدم که «تندروها تاثیری بر تصمیمات کلان نظام ندارند»، ولی با نگاهی به روند دیپلماتیک پایان جنگ تحمیلی ۴۰ روزه در طی ۸ ماهه گذشته، باید اذعان کنم که تندروها تا حدود زیادی موفق شده اند، رویای «تغییر بزرگ» در انتخابات‌های اسرائیل و آمریکا را به عنوان «پیروزی بزرگ» از طریق رسانه ملی به جامعه بفروشند تا حرف خود را در «شکست بزرگ» تفاهم نامه ی امضاء شده اسلام آباد به کرسی بنشانند!.

هدف اصلی این جریان هم در این ۸ ماه این بود که هیچ دستآورد دیپلماتیکی نصیب دولت و نظام نشود تا آنان بتوانند اهداف خود را از مسیر القای شکست نتانیاهو و ترامپ در انتخاباتهای اسرائیل و آمریکا دنبال کرده و بار دیگر اثبات کنند هیچ مذاکره ای در جمهوری اسلامی -تا آنان نخواهند- به نتیجه نخواهد رسید. فرقی هم نمی کند مذاکره کننده چه کسی باشد!.

اما عاقبت جمهوری اسلامی با این جریان چیست؟. جریانی که به وضوح از فرصت جنگ های تحمیلی بوجود آمده استفاده کرده، بر «رسانه ملی و میدان» سوار شده و دربدر به دنبال راه انداختن جنگ تحمیلی بعدی با پیچیدن نسخه هایی شبیه «حمله پیشدستانه»، «ساخت بمب هسته ای»، «حفظ جنگ منطقه ای» و حتی «رد کردن دست دوستی پیمان مکه» هستند.

این جریان نه تصمیمات شعام را به رسمیت می شناسند، نه اجازه ی آرامش به مجلس می دهد، نه فرصت تشخیص مصلحت به مجمع می بخشد و از همه مهم تر ریشه وفاق و وحدت ملی را هم در رسانه ملی سوزانده است!.
جریانی که تفاهم نامه اسلام آباد را به راحتی زیر پا گذاشت و بجایش مهم تر بودن نتیجه انتخابات آمریکا و اسرائیل را در بوق رسانه ای کرد، حالا با ماندن -به احتمال زیاد- نتانیاهو و ترامپ (در قدرت کامل) طی دو سال آینده، چه نسخه ای برای نظام و دولت و در یک کلام جمهوری اسلامی پیچیده اند؟.

تحلیل یک خطی من از روند در پیش گرفته این جریان این است که می خواهند، جمهوری اسلامی ایران را از جایگاه یک «مدافع پیروز» در جنگ تحمیلی گذشته به مسیر یک «مهاجم مغلوب» در جنگ آینده هدایت کنند تا علاوه بر آنکه هیچ فرصتی حداقل در ۲ سال آینده برای «پایان جنگ»، «آرامش ملی» و «سازندگی کشور» فراهم نشود، بلکه با «تحریک ملی»، «تضعیف نهادهای بالادستی»، «تخریب شخصیتهای تاثیرگذار» و «تحکیم چرخه ی جنگِ بی پایان»، اجازه اخذ تصمیمات کلان و آینده ساز از نظام سلب شود.

در چنین شرایطی بهترین راه بریدن عاجل دست این جریان از صداوسیما از مسیر تغییر رئیس رسانه ملی است تا از این طریق نه تنها به سکوت و گوشه نشینی بخش مهمی از شخصیتها، احزاب، گروهها، اندیشکده ها، حوزویان، دانشگاهیان و تمام آنانکه که دل در گروی آینده ایران اسلامی دارند، پایان داده شود، بلکه راه پروژه تغییر موقعیت جمهوری اسلامی ایران هم از جایگاه یک «مدافع پیروز» در جنگ تحمیلی گذشته به یک «مهاجم مغلوب» در جنگ های آینده مسدود گردد. ان شاء الله.

* فعال رسانه ای دبیر سابق پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی

کد مطلب 2295121

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 12 =