آرش و کاوه آهنگر در روایت هواداران ترامپ

اسطوره، از شرم، سر به زیر می‌اندازد، آرشی که برای مرز ایران تیر می انداخت و جان می‌باخت اکنون برای اثبات ایرانی بودنش باید فرم همکاری با موساد امضا کند، کاوه‌ای که درفشش را از چرم پیش‌بند خود ساخت تا در برابر ضحاک- که کاخش در بیت‌المقدس است- بایستد، حالا در روایت اینان باید درفشش را از دست همان قدرتی بگیرد که از آن سوی جهان، برای ایران نسخه می‌پیچد.

گروه اندیشه: دکتر سهند ایرانمهر در کانال خود، مشکل بلندگویان داخلی ترامپ را تبیین می کند و این که این مشکل هیچ نیست جز سخنان و مواضع ترامپ. این مطلب کوتاه را در ادامه می خوانید:

****

‍ ‏مشکل بزرگ تطهیرکنندگان تجاوز آمریکا به ایران، خودِ آمریکاست؛ چون متجاوز، برخلاف مبلغانش، قلتبانی و شرارتش را فریاد می‌زند.

‏او می‌گوید هدف: ایران؛
این‌ها می‌گویند:جمهوری اسلامی.

‏او می‌گوید نفت؛
این‌ها می‌گویند آزادی.

‏او از خطری دوهزاروپانصدساله حرف می‌زند؛
این‌ها از درفش کاوه‌ای می‌گویند که گویا باید از ینگه دنیا برافراشته شود.

‏او از عصر حجر می‌گوید
و این‌ها از «فردای آزادی».

‏او اعتراف می‌کند که از ابتدا اعتقادی به توافق اسلام‌آباد نداشته و آن را اتلاف وقت می‌دانسته؛
این‌ها اما ایران را به جنگ‌طلبی متهم می‌کنند.

‏این‌جاست که اسطوره، از شرم، سر به زیر می‌اندازد، آرشی که برای مرز ایران تیر می انداخت و جان می‌باخت اکنون برای اثبات ایرانی بودنش باید فرم همکاری با موساد امضا کند، کاوه‌ای که درفشش را از چرم پیش‌بند خود ساخت تا در برابر ضحاک- که کاخش در بیت‌المقدس است- بایستد، حالا در روایت اینان باید درفشش را از دست همان قدرتی بگیرد که از آن سوی جهان، برای ایران نسخه می‌پیچد.

‏به خشکی رسیدند سر کینه‌جوی‏
به بیت‌المقدس نهادند روی‏

که بر پهلوانی زبان راندند
‏همی کنگ دژهوختش خواندند

‏به تازی کنون خانه پاک دان‏
برآورده ایوان ضحاک دان

‏تراژدی آن‌جاست که ضحاک دیگر نیازی به پنهان‌کردن نیت خود ندارد؛ این مفسران‌اند که اصرار دارند مارهای دوشش را نشانه آزادی معرفی کنند.‏جنگ نخستین این جماعت با واژه‌نامه‌هاست چون طمع نفت بیگانه، آزادی ایرانی نمی‌شود، تجاوز، رهایی نمی‌شود و اینکه ترامپ می‌گوید از اول به توافق باور نداشته، سند جنگ‌طلبی و نقض عهد ایرانی نیست. ‏اینها همه وارونه‌بازی این زمانه‌تان است تا آیینه تاریخ درباره شما چه بگوید:

‏چو روی زشت به آیینه گفت چونی تو
‏بگفت من چو چراغم تو قلتبان چونی؟
‏مولانا 

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2294536

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 4 =