به گزارش خبرآنلاین، روزنامه یواسای تودی نوشت که در فضای سیاسی ملتهب تلآویو، بسیاری از تحلیلگران و شهروندان، گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل و رهبر حزب یشار را نقطه مقابل بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل میدانند.
آیزنکوت ۶۶ ساله در نحوه بیان صریح، در رفتار بیپیرایه، در ارتباط با رسانهها محتاط و کمپیداست و بر خلاف چهرههای مسلط بر صحنه قدرت، رفتاری شبیه به طبقه کارگر دارد.
او تمایلی به بازیهای پیچیده سیاسی نشان نمیدهد؛ صبور است و همانند یک فرمانده نظامی در سنگر عمل میکند که در انتظار خطای محاسباتی طرف مقابل نشسته است.
حزبی که او بنیان گذاشته و هدایت میکند، «یشار» (Yashar!) نام دارد؛ واژهای عبری که در ادبیات سیاسی معنایی میان «راستقامت»، «صادق» و «سرراست» دارد.
شکستن طلسم طبقاتی؛ از تبار مزراحی تا شورش علیه الیت اروپایی
یکی از برجستهترین تمایزهای بنیادین میان آیزنکوت و نتانیاهو، مسئله تبار و جغرافیای هویتی است.
آیزنکوت از یهودیان «مزراحی» (خاورمیانهای و شمال آفریقا) و فرزند والدینی مهاجر از مراکش است، در حالی که نتانیاهو تباری «اشکنازی» با ریشههای لهستانی-لیتوانیایی دارد.
در تاریخ ۷۸ ساله رژیم صهیونیستی، طبقه سیاسی حاکم همواره در قبضه الیت اشکنازی اروپاتبار بوده و تا به امروز هیچ شخصیت مزراحی به کرسی نخستوزیری دست نیافته است.
شیرا افرون، پژوهشگر ارشد مسائل خاورمیانه در اندیشکده رند (RAND)، در این باره میگوید که آیزنکوت شخصیتی معتمد و متواضع به نظر میرسد و میتواند با طیفهای گوناگون اجتماعی پیوند برقرار کند، بهویژه در شرایطی که بدنه بزرگی از جامعه از تسلط زبان انگلیسی فاخر نتانیاهو و سبک سخنرانیهای او که همواره مردم را از دشمنان خارجی میترساند، خسته شدهاند.
قمار انتخابات پساطوفان؛ فرار از راستگرایی افراطی
انگیزه اصلی آیزنکوت برای رسیدن به راس هرم اجرایی، به گفته خودش «نجات اسرائیل» از کارنامه نتانیاهوست؛ چهرهای که در ۱۹ سال از سه دهه گذشته سکاندار قدرت بوده است.
در طول این سالها، دولتهای تحت رهبری لیکود نقشه سیاسی را به سمت راستگرایی سوق داده و با اصلاحات قضایی در صدد انتصاب سیاسی قضات و تحدید استقلال نهادهای نظارتی برآمدند.
به موازات این امر، نتانیاهو با تکیه بر شرکای افراطی، روند شهرکسازی در کرانه باختری را گسترش داد و با راهاندازی جنگ گسترده در غزه پس از عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳، هزاران غیرنظامی را به کام مرگ کشاند؛ رویدادی که به عنوان بزرگترین شکست امنیتی تاریخ اسرائیل شناخته میشود و بسیاری نتانیاهو را مقصر اصلی وقوع آن میدانند.
در برابر، کارزار حامیان نخستوزیر کنونی اصرار دارند که سبک تهاجمی وی برای رویارویی با دشمنان حیاتی است.
اوفیر فالک، مشاور سیاست خارجی نتانیاهو، استدلال میکند که مهمترین پرسش این است که چه کسی میتواند در دو سال پایانی ریاستجمهوری دونالد ترامپ بهترین هماهنگی را با کاخ سفید برای اتمام کار در قبال ایران ایجاد کند.
از فاجعه شخصی تا مسئولیتپذیری نظامی
نقطه عطف حیات سیاسی و اجتماعی آیزنکوت پس از آن شکل گرفت که فرزندش گال آیزنکوت و دو برادرزادهاش در نبردهای زمینی غزه کشته شدند.
گیورا اینبار، سرتیپ بازنشسته ارتش و از فرماندهان ارشد سابق آیزنکوت، درباره سلوک فردی او تاکید میکند که گادی همواره منافع جمعی را بر خود مقدم میدارد.
خود آیزنکوت نیز در تبیین تفاوتهایش با شیوه رهبری نتانیاهو اظهار داشته است: «در فرهنگ نظامی به ما آموختهاند هنگامی که امور به خوبی پیش میرود، کسانی را که زحمت کشیدهاند جلو بیندازید و زمانی که اوضاع به خطا رفت، پیشقدم شوید و مسئولیت شکست را بپذیرید؛ رویکردی که دقیقاً عکس رفتار نتانیاهو در گریز از مسئولیتهاست.»
دیپلماسی در سایه دکترین ضاحیه؛ توهم صلحطلبی ژنرال
با وجود این رویکرد، تلقی آیزنکوت به عنوان یک چهره صلحطلب یا مخالف نظامیگری، فاصلهای عمیق با واقعیات کارنامه ۴۰ ساله او دارد.
او در جریان انتفاضه دوم از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ فرماندهی نیروهای عملیاتی در کرانه باختری را بر عهده داشت و در جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ علیه حزبالله لبنان نقشی کلیدی ایفا کرد.
از نظر تئوریک، آیزنکوت معمار اصلی «دکترین ضاحیه» (Dahiya Doctrine) به شمار میرود؛ رویکردی بر پایه جنگ نامتقارن و استفاده از قدرت آتش بیتناسب که هدف قرار دادن و تخریب سیستماتیک زیرساختهای غیرنظامی را برای تحمیل هزینه به دشمن مجاز میشمارد؛ رویکردی که در سالهای گذشته در نوار غزه پیاده شد.
بیشتر بخوانید
با این حال، تفاوتهای تاکتیکی مشخصی میان او و راستگرایان ارتدوکس نظیر ایتمار بنگویر وجود دارد.
آیزنکوت تمایل بیشتری به گشودن مجاری دیپلماتیک با ایران نشان داده، از ضرورت بازسازی مناسبات کاربردی با تشکیلات خودگردان در کرانه باختری سخن گفته و حتی در کوران تبلیغات انتخاباتی، از واژه «تروریسم یهودی» برای توصیف جنایات شهرکنشینان مسلح علیه روستاییان و مزارع زیتون فلسطینیان استفاده کرده است.
بنبست شکننده پارلمانی و شبح انتخاباتهای بیپایان
اگرچه آمارهای انتخاباتی نشان میدهند حزب «یشار» از حزب لیکود فاصله گرفته، اما مسیر او برای تصاحب ساختمان نخستوزیری بسیار پرپیچوخم است.
ساختار چندپاره کنست، هر دو ائتلاف راستگرا و میانه را وادار میسازد تا برای تشکیل کابینه به سراغ احزاب ناهمگون بروند؛ چالشهایی بنیادین که ناظران را به این نتیجه رسانده است که این انتخابات نیز ممکن است آغازگر دور باطلی از بنبستهای ائتلافی و برگزاری انتخاباتهای متوالی و بیپایان باشد.
۴۲/۴۲





نظر شما