به گزارش خبرآنلاین روزنامه فرهیختگان نوشت: افزایش چشمگیر ثروت این دو برادر و ارتباط سرمایهگذاریهایشان با شرکتهای فعال در صنعت دفاعی، توجه رسانههای آمریکایی را به خود جلب کرده و پرسشهایی جدی را درباره تعارض منافع و پیوند قدرت سیاسی با منافع اقتصادی برانگیخته است. در شرایطی که هزینه جنگها را مردم و اقتصاد کشورها میپردازند، این پرسش مطرح میشود که چه کسانی از تداوم درگیریها سود میبرند؟ در ادامه، نگاهی داریم به سرمایهگذاریها و فعالیتهای اقتصادی ترامپ جونیور و اریک ترامپ و ارتباط آنها با بازار تسلیحات در جریان جنگهای اخیر.
تجارت در جنگ شیوه کاسبی ترامپها
پیش از آغاز جنگ ایران، ثروت دونالد ترامپ جونیور و اریک ترامپ جهشی قابلتوجه داشت: فوربس در شهریور و مهر ۱۴۰۴ (September 2025) دارایی اریک را ۷۵۰ میلیون دلار و ثروت برادر بزرگترش را ۵۰۰ میلیون دلار برآورد کرد؛ درحالیکه این ارقام یک سال پیش به ترتیب حدود ۴۰ و ۵۰ میلیون دلار بود. آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (February 2026)، بعد تازه و عرصه جدیدی به فعالیت اقتصادی این دو برادر بخشید: حضور در صنعت تسلیحات و پهپادهایی که اکنون در میدان نبرد و دفاع از کشورهای خلیجفارس تقاضای فزاینده دارند.
ایبیسی نیوز در ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ (March 2026) گزارش داد که هر دو برادر در شرکت پهپادی «پاورس» سرمایهگذارند و اریک ترامپ در شرکت اسرائیلی «ایکستند» نیز سرمایه دارد؛ شرکتی که پیشتر قرارداد چندمیلیوندلاری تولید پهپاد تهاجمی را از وزارت دفاع آمریکا گرفته بود.
اندکی بعد، پاورس برای فروش سامانههای رهگیری پهپاد به کشورهای خلیجفارس وارد مذاکره شد. در گزارش دیگری که ایبیسی نیوز در ۸ شهریور ۱۴۰۵ (August 2026) از آسوشیتدپرس منتشر کرد، آمده است که پاورس قراردادی با سقف ۹۰ میلیون دلار برای تأمین پهپادهای رهگیر مقابله با پهپادهای ایرانی از نیروی هوایی آمریکا گرفته است. ماجرا به این شرکت محدود نمیشود: صندوق سرمایهگذاری ۱۷۸۹ کپیتال که دونالد ترامپ جونیور یکی از شرکای آن است، در شرکتهایی چون «اندوریل»، «فایرهاوک» و «اسپیسایکس» سهم دارد؛ شرکتهایی که در دوران جنگ از قراردادهای تسلیحاتی یا خدمات مرتبط با عملیات نظامی بهرهمند شدهاند. اندوریل برای فروش احتمالی تا سقف دو میلیارد دلار پهپاد رهگیر به کویت مجوز آمریکایی دریافت کرده و فایرهاوک نیز قراردادهایی برای تولید اقلام موردنیاز ذخایر نظامی گرفته است.
شرکتهای دارای پیوند سرمایهگذاری با دو برادر نیز در بازار تجهیزات دفاعی حضور پررنگی یافتند. منتقدان در کنگره آمریکا خواستار بررسی تعارض منافع شدهاند.
آقای داماد
در ساختار سیاسی ایالات متحده، شاید کمتر نمونهای بهاندازه جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ بتواند خطر درهمآمیختگی قدرت خانوادگی، سیاست خارجی و منافع اقتصادی را آشکار کند. مردی که نه با رأی مردم، بلکه بهواسطه نسبت خانوادگی با رئیسجمهور آمریکا برخلاف ادعای دموکراسی به بالاترین سطوح تصمیمگیری سیاسی راه یافت و بعدها مناسبات گستردهای با سرمایهگذاران خاورمیانه برقرار کرد.
کوشنر پس از پایان دولت نخست ترامپ، شرکت سرمایهگذاری «افینیتی پارتنرز» را تأسیس کرد؛ شرکتی که به گزارش رویترز دو میلیارد دلار از صندوق ثروت ملی عربستان سعودی و یکونیم میلیارد دلار دیگر از سرمایهگذاران قطری و اماراتی جذب کرد. فوربس در شهریور ۱۴۰۴ (September 2025) ثروت شخصی او را بیش از یک میلیارد دلار برآورد کرد؛ درحالیکه یک سال پیش داراییاش حدود ۹۰۰ میلیون دلار بود. این ارقام نشان میدهد ثروتاندوزی کوشنر پیش از جنگ ایران ادامه پیدا کرده است، اما آغاز جنگ، پرسشهای جدیتری درباره ماهیت فعالیتهای اقتصادی او ایجاد کرد. چگونه میتوان پذیرفت فردی که در مذاکرات حساس مربوط به ایران حضور داشته، همزمان مالک مجموعهای سرمایهگذاری باشد که منافع اقتصادی آن با شرکتهای فعال در صنایع نظامی پیوند خورده است؟ چطور چنین فردی میتواند بهعنوان نماینده آمریکا در مذاکرات حاضر شود؟
ایبیسی نیوز از نقش کوشنر در مذاکرات پیش از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران گزارش داده و بلومبرگ نیز ارزش داراییهای تحت مدیریت شرکت او را در ۱۰ دی ۱۴۰۴ (December 2025) حدود 6.2 میلیارد دلار اعلام کرده است. مسئله زمانی نگرانکنندهتر میشود که پای تجارت تسلیحات به میان میآید. تحقیقات سیانان در ۹ مهر ۱۴۰۵ (October 2026) نشان داد شرکت افینیتی بزرگترین سهامدار مجموعه مالی اسرائیلی «فینیکس» بوده؛ مجموعهای که دستکم ۴۵۶ میلیون دلار در شرکتهای تأمینکننده تجهیزات ارتش اسرائیل سرمایهگذاری کرده است. از این مبلغ، حدود ۲۶۵ میلیون دلار به سهام شرکت «البیت سیستمز»، از بزرگترین تولیدکنندگان تسلیحات اسرائیل، اختصاص داشت. افینیتی در تیر و مرداد ۱۴۰۵ (July 2026) بخشی از سهام خود در فینیکس را در معاملهای به ارزش بیش از ۳۴۰ میلیون دلار فروخت و همچنان سهمی به ارزش تقریبی یک میلیارد دلار در اختیار داشت.
البته این مبالغ درآمد و دارایی شرکت هستند، داماد رئیسجمهور آمریکا باید در جایگاهی قرار گیرد که از یکسو در مناسبات جنگ نقشآفرینی کند و از طرف دیگر، منافع اقتصادی مجموعه تحت مالکیتش با بازار تسلیحات گره خورده باشد؟ ساختاری که در آن روابط خانوادگی مسیر دستیابی به قدرت سیاسی را هموار میکند و همان افراد از مناسبات مالی گسترده با دولتها و صنایع نظامی برخوردارند، علیرغم اینکه در آمریکا مدعی هستند نظام حاکم بر پایه شایستهسالاری است، در عمل در چنین جایگاه مهم و تأثیرگذاری نسبت خانوادگی بیش از هر چیزی نمود پیدا کرده است. هر فردی که جنگطلب نیست میداند که جنگ نباید به فرصتی برای گسترش ثروت نزدیکان صاحبان قدرت تبدیل شود؛ همینطور که دیپلماسی نباید زیر سایه منافع تجاری خانواده رئیسجمهور آمریکا قرار گیرد و دیپلماسی نباید قربانی روابط خانوادگی یک رئیسجمهور شود. منافع این افراد همواره در جنگ تأمین میشود نه در صلح.
سودای ثروتاندوزی تمامی ندارد!
ابعاد فعالیت اقتصادی خانواده ترامپ در خاورمیانه به تجارت تسلیحات محدود نمیشود؛ خانوادهای که از یکسو بر تصمیمات جنگی قدرتمندترین کشور جهان سایه انداخته و ازسویدیگر، در کشورهای درگیر پیامدهای همان تصمیمات به دنبال گسترش فعالیتهای تجاری خود است. در ۲۲ دی ۱۴۰۴ (January 2026)، اریک ترامپ از توسعه پروژههای ساختمانی و املاک تجاری خانواده در عربستان سعودی با ارزش مجموع بیش از ۱۰ میلیارد دلار خبر داد؛ فعالیتهایی که با مشارکت شرکت «دار گلوبال» در عربستان، امارات، قطر و عمان گسترش یافتهاند. اما ماجرا با آغاز جنگ ایران ابعاد نگرانکنندهتری پیدا کرد.
بلومبرگ در ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ (April 2026) فاش کرد که شرکت پهپادی پاورِس، با حمایت مالی دو پسر ترامپ، برای فروش تجهیزات نظامی و سامانههای مقابله با پهپادهای ایرانی با مقامهای ابوظبی مذاکره کرده است؛ مذاکراتی که در زمان انتشار گزارش هنوز به قرارداد قطعی نرسیده بود. آسوشیتدپرس نیز گزارش داد نمایندگان این شرکت در چند کشور خلیجفارس مشغول نمایش و بازاریابی تجهیزات نظامی خود بودهاند. تناقض تکاندهنده ماجرا اینجاست که پدر در مقام فرمانده کل نیروهای مسلح آمریکا، در آغاز جنگ علیه ایران نقش داشته و پسرانش اکنون در بازاری حضور یافتهاند که نیاز روزافزون آن به تسلیحات، از پیامدهای همان جنگ است. ریچارد پینتر، مشاور پیشین اخلاق در کاخ سفید، هشدار داده است که کشورهای عربی ممکن است برای جلب حمایت رئیسجمهور آمریکا، خود را تحت فشار برای خرید از شرکتهای مرتبط با پسران او ببینند. هرچند اعمال چنین فشاری یا تخلف مالی مشخصی اثبات نشده، برای مردم خاورمیانه، جنگ به معنای ناامنی، ویرانی و هزینههای سنگین اقتصادی است؛ اما برای شرکتهای تسلیحاتی مرتبط با نزدیکان قدرت، همین ناامنی میتواند به کاسبی پرسود برای فروش سلاح تبدیل شود.
17202






نظر شما