مَردی که به خاطر روی صحنه بردن یک زن در یزد، سال‌های طولانی خانه‌نشین شد و مجبور به مهاجرت/ «قحط‌الرجال» در خانه‌ هنرمندان

پنجاه‌ونهمین برنامه از سلسله جلسات نمایش فیلم‌تئاترها در سینماتک خانه‌ هنرمندان ایران، به مستند «قحط‌الرجال» به‌کارگردانی محسن عسکری‌زاده اختصاص دارد. علی‌اصغر دشتی، روز یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ (روز بازیگر) در مورد «هاشم ارکان» (سوژه مستند «قحط‌الرجال») نوشت: «گویا او برای اولین بار یک بازیگر زن را در یزد به صحنه برد که با اعتراض و حمله مردم روبه‌رو شد و او را برای سال‌های طولانی خانه‌نشین کرد و مجبور به مهاجرت!»

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، این فیلم ۳۰ دقیقه‌ای، چهارمین و آخرین برنامه از بسته‌ مستندهایی درباره‌ تئاتر ایران است که با همکاری مشترک انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه‌ تئاتر و سینما تک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی‌آید. پس از نمایش این اثر، نشست نقد و تحلیل آن با حضور محمد نجاری (منتقد تئاتر) برگزار می‌شود.

مستند کوتاه «قحط‌الرجال» روایتی است از زندگی زنده‌یاد هاشم ارکان هنرمند پیشکسوت تئاتر و سینما با تمرکز بر بخل و تنگ‌نظری در جامعه‌ هنری. این برنامه چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ از ساعت ۱۷ در سالن استاد ناصری خانه‌ هنرمندان ایران برگزار خواهد شد. 

مَردی که به خاطر روی صحنه بردن یک زن در یزد، سال‌های طولانی خانه‌نشین شد و مجبور به مهاجرت/ «قحط‌الرجال» در خانه‌ هنرمندان

علی‌اصغر دشتی، نمایشنامه، مدرس و کارگردان تئاتر، یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ در پستی اینستاگرامی در مورد هاشم ارکان چنین نوشته بود: 

«او هاشم ارکان نخستین معلم من در هنرستان هنرهای سینمایی، نمایشی یزد بود.

اولین کتاب‌های مربوط به تئاتر را در دستان او دیدم و اولین نمایشنامه‌ها را برای خواندن او از کتابخانه شخصی‌اش به من امانت داد، او حتی برای‌مان بلندبلند از روی کتاب خواند. بخش‌هایی از «شاهنامه» را از بر می‌خواند و عاشق شعر «عقاب» پرویز خانلری بود.

او سخت زیست، بسیار سخت، قدیمی‌ترهای تئاتر احیانا او را به خاطر دارند. آخرین بار با حمید لبخنده عزیز گپ کوتاهی در مورد هاشم ارکان زدیم و پیش از آن یک بار به خانم هما روستا عزیز گفتم معلمی داشتم به نام هاشم ارکان که بارها نام شما را از زبان او شنیدم، زنده‌یاد هما روستا هم کلی از هاشم ارکان و خاطراتش گفت. هاشم ارکان در سریال‌های «سربداران» و «دلیران تنگستان» بازی کرده بود و شانس این را داشت که دو بار مقابل دوربین عباس کیارستمی برود و این سابقه او را آن سال‌ها برای ما مهم کرد.

اما این مطلب را به این دلیل نوشتم که یکی از اولین و برجسته‌ترین خاطرات من از تماشای بازیگری (توسط آدم‌های جدی و کارکرده) در زمان نوجوانی‌ام، تماشای یک قطعه کمدی زن‌پوشی بود از او وقتی به همراه مرحوم علی‌اکبر شریعتی به کلاس ما در هنرستان تئاتر یزد آمدند و گفت‌وگوی دو پیرزن یزدی را بازی کردند. بقچه‌ای را باز کردند، لباس زنانه پوشیدند، چارقد یزدی بستند، سرخاب به صورت مالیدند و خودشان را آرایش (گریم) کردند و همه این مراحل را ما با حیرت و خنده تماشا کردیم، همین که مکالمه‌شان شروع شد چنان ننه‌بزرگ‌های خودمان را مقابل چشمان‌مان می‌دیدیم که خنده امان‌مان نمی‌داد.

آن قطعه تقلید چنان شگفتی در من ایجاد کرد که تا سال‌ها در خیال و خلوت آن قطعه را برای خودم بازی می‌کردم. علی‌اکبر شریعتی یکی از اولین کسانی بود که تئاتر را به یزد آورده بود، اولین گروه توسط او و چند نفر دیگر شکل می‌گیرد، نخستین اجرای عموم و نخستین تماشاخانه توسط آن گروه شکل می‌گیرد. گویا او برای اولین بار یک بازیگر زن را در یزد به صحنه برد که با اعتراض و حمله مردم روبه‌رو شد و او را برای سال‌های طولانی خانه‌نشین کرد و مجبور به مهاجرت!

بگذریم،نمی‌دانم چرا ولی روز بازیگر امسال برای من یادآور این دو آدم شد. آن‌ها دیگر نیستند. اما آن قطعه زن‌پوشی با من است. آن‌ها با لهجه اصیل‌شان قطعه‌ای ماندگار برای ما ساختند.
پ ن: شما اولین قطعه بازیگری که دیده‌اید چه بوده؟ اگر در شهری غیر از تهران و با لهجه‌ای دیگر بود جالب‌تر.
عکس اول: هاشم ارکان
عکس دوم: علی‌اکبر شریعتی (تنها عکسی که در سرچ گوگل دیدم)» 

مَردی که به خاطر روی صحنه بردن یک زن در یزد، سال‌های طولانی خانه‌نشین شد و مجبور به مهاجرت/ «قحط‌الرجال» در خانه‌ هنرمندان

در ایران روز چهاردهم اردیبهشت هر سال، به عنوان روز بازیگر نام‌گذاری شده است ولی روز جهانی بازیگر هشتم سپتامبر برابر با ۱۷ شهریور تعریف شده است. 

۲۴۲۲۴۲

کد مطلب 2285829

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =

آخرین اخبار