به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاحطلب، با انتشار یادداشتی در کانال تلگرامی خود، نوشت:
ایرانیان سیزده بدر را روز طبیعت مینامند. قاعدتاً در این روز طبعیت باید مورد احترام قرار گیرد و تکریم شود. آنچه اما عملاً در این روز رخ میدهد زخمی کردن طبیعت از طریق آسیب زدن به درختان و علفزارها و بوتهها و رها کردن حجم مخربی از انواع و اقسام زبالههای آلوده و پلاستیکی در دل دشتها و جنگلها و سواحل دریاها و رودخانهها و پارکهاست!
بسیاری از مردم ایران به طبیعت احترام میگذارند و حریم پاک و پاککنندهٔ آن را پاس میدارند، اما بسیاری هم از اقشار و طبقات متفاوت، گویی کمترین فهم و دانشی از مشکل آلودگی محیط زیست ندارند و به طرز غیرقابل باور و تحملی، بر چهرهٔ طبیعت بیرحمانه زخم میزنند.
بدون تردید این رفتار نهایت انحطاط فرهنگی است! علتش چیست؟ اگر بگوییم علتش فقط نظام حاکم است، خیلیها به وجد میآیند و هورا میکشند، اما اگر بگوییم ضعف و چه بسا فقدان مسئولیت فردی در بین ما ایرانیان هم در این انحطاط مؤثر است، همان خیلیها رو ترش میکنند و بانگ برمیآورند که چرا با سرزنش مردم، حکومت را تبرئه میکنید!
این نوع واکنشها نیز خودش علامت انحطاط سیاسی پایداری است که بیش از یک قرن در ایران سابقه دارد!
همین انحطاط سبب شده است که حتی نتوان مسئولیت فردی یک شخص را در رعایت حریم و بهداشت طبیعت به او تذکر داد. به محض تذکر، طرف برمیگردد و با پرخاش پاسخ میدهد: "زورت به من میرسه؟ اگه راست میگی برو جلو دزدی و چپاول حکومتیها را بگیر!"
اگر از او بپرسی که مگر دزدی و چپاول دیگران مجوزی برای رها کردن پوشک آلودهٔ بچهٔ شما در ساحل دریاست؟ دعوا و زد و خورد را به جان خریدهای!
در ایام نوروز در بارهٔ خرابی جادهها و تأثیر آن بر تخریب خودروها و اعصاب مردم و بالا رفتن خطر تصادف نوشته بودم.
فردی که ادعای سیاسی بودن دارد، انتقاد کرده بود که ظاهراً فلانی از مشکلات کشور خبر ندارد که توجه خود را معطوف به خرابی جادهها کرده است!
این افراد که خود نمادی از انحطاط سیاسی در جامعهٔ ما هستند، از یک طرف گمان میکنند که فعالیت سیاسی درست و واقعی یعنی فحش بیوقفه به حکومت در همهٔ سطوح آن! و از طرف دیگر تصورشان این است که اگر حکومت عوض شود تمامی مشکلات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و زیرساختی کشور یکشبه به طور کامل و به صورت اتوماتیک حل میشود!
در زندان گوهردشت کرج وقتی به یک زندانی مخالف حکومت توضیح دادم که در هدر دادن آب کمی رعایت کند، پاسخش این بود: "مشکل تو این است که جای تضاد اصلی و فرعی را عوض کردهای!"
طفلک در کمال سادگی باور داشت که اگر حکومت سرنگون شود و سازمان آنها قدرت را به دست گیرد، بارش برف و باران چند برابر خواهد شد و بحران آب هم به خودی خود یکشبه حل میشود!
۲۷۲۱۹