به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، ساعت ۲۲:۵۵ دقیقه شامگاه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ بود که رمز مقدس «یا علی بن ابیطالب(ع)» در جبهههای جنوب طنینانداز شد. این، شروعِ پایانِ یک اشغال طولانی بود. عملیاتی که امروز آن را به نام «بیتالمقدس» میشناسیم، در واقع پاسخی به ۱۹ ماه انتظار تلخ برای بازگشت به شهری بود که «خونینشهر» نام گرفته بود. در این گزارش، به بازخوانیِ لحظات حساس آغاز این نبرد بزرگ و استراتژیهایی میپردازیم که ورق جنگ را به نفع ایران برگرداند.
سکوتِ پیش از طوفان؛ چرا ۱۰ اردیبهشت؟
پس از پیروزی خیرهکننده در عملیات «فتحالمبین»، ماشین جنگی ایران جان تازهای گرفته بود. اما یک زخم عمیق همچنان بر تنِ نقشه ایران باقی بود: خرمشهر.
طراحی عملیات بیتالمقدس از فروردین ۶۱ آغاز شد. دشمن که در لاک دفاعی فرو رفته بود، تصور میکرد ایران برای بازسازی توان خود به ماهها زمان نیاز دارد؛ اما فرماندهان جوان سپاه و ارتش، با جسارتی مثالزدنی، زمان را خریدند. انتخاب شب دهم اردیبهشت برای شروع حمله، اولین ضربه «غافلگیری» بود که محاسبات ارتش بعث را برهم زد.
پلهایی که سرنوشت را جابجا کردند
نقطه طلایی و متمایز این عملیات در همان شب اول، «عبور از رودخانه کارون» بود. در حالی که دشمن تمرکز خود را بر جبهههای زمینی گذاشته بود، رزمندگان ایرانی با استفاده از پلهای پیامپی (PMP)، در سکوت مطلق شب از کارون گذشتند.
این جابجایی عظیم نیرو و تجهیزات زرهی از عرض رودخانه، یکی از پیچیدهترین عملیاتهای مهندسی-رزمی در تاریخ جنگهای کلاسیک محسوب میشود. عبور از کارون باعث شد تا نیروهای ایرانی مستقیماً به جاده استراتژیک اهواز-خرمشهر برسند و عقبه دشمن را هدف قرار دهند.
غافلگیری ارتش بعث در نخستین ساعات
گزارشهای اطلاعاتی نشان میدهد که فرماندهان عراقی تا ساعتها پس از آغاز عملیات، هنوز ابعاد گسترده حمله را درک نکرده بودند. سرعت عمل تیپهای پیاده و زرهی در همان ساعات اولیه ۱۰ اردیبهشت، منجر به تصرف بخش وسیعی از منطقه جنوب غربی اهواز شد.
دشمن که انتظار حمله از سمت شمال (جاده اهواز) را داشت، ناگهان خود را با لشکری مواجه دید که از شرق (کارون) آمده و در حال پیشروی به سمت مرزهای بینالمللی است.
وحدتِ پولادین؛ رمز موفقیت در جبهه جنوب
یکی از زیباترین قابهای تاریخ دفاع مقدس در عملیات بیتالمقدس رقم خورد: وحدت فرماندهی ارتش و سپاه.
در این گزارش نباید از نقش حیاتی هماهنگی میان «قرارگاه قدس»، «قرارگاه فتح» و «قرارگاه نصر» گذشت. ترکیب تخصص کلاسیک ارتش در زرهی و توپخانه با روحیه تهاجم و بنبستشکنی نیروهای سپاه و بسیج، فرمولی را ساخت که هیچ دژ دفاعی در برابر آن دوام نیاورد.
از ۱۰ اردیبهشت تا ۳ خرداد؛ جادهای به سوی پیروزی
اگرچه خرمشهر در سوم خرداد آزاد شد، اما شالوده این پیروزی در همان شب ۱۰ اردیبهشت ریخته شد. مرحله اول عملیات چنان ضربه مهلکی به پیکره لشکر ۹ و ۱۰ زرهی عراق وارد کرد که آنها دیگر نتوانستند آرایش تدافعی منسجمی به خود بگیرند.
در واقع، ۱۰ اردیبهشت آغازِ یک ماراتن ۲۵ روزه بود که طی آن، بیش از ۵ هزار کیلومتر مربع از خاک ایران آزاد شد و دنیا فهمید که موازنه قدرت در خلیج فارس تغییر کرده است.
میراثی برای امروز
امروز که به سالروز آغاز این عملیات مینگریم، بیتالمقدس تنها یک خاطره نظامی نیست؛ بلکه نمادی از «ممکن کردنِ غیرممکنها» است. عبور از کارون و رسیدن به دروازههای خرمشهر، درسی از خودباوری و برنامهریزی دقیق بود که هنوز هم در دانشکدههای نظامی جهان تدریس میشود.
۱۰ اردیبهشت، روزی است که ارادهی یک ملت، از عرض رودخانه گذشت تا به اشغال پایان دهد.




نظر شما