به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی موزه سینما، در ابتدای این نشست، بهناز شیربانی، مجری برنامه ضمن عرض خیر مقدم به حضار و عذرخواهی از اینکه به دلیل ازدحام در سالن سینما بسیاری ایستاده فیلم را تماشا میکنند گفت: امشب، چهارمین شبی است که میخواهیم یکی از فیلمهای مطرح سینمای ایران را ببینیم و امشب، به اسم داریوش مهرجویی و فیلم تحسینشده «هامون» نامگذاری شده است. امیدوارم که از دیدن این فیلم لذت ببرید. میدانم که برخی از شما برای چندمین بار است که قصد دارید این فیلم را تماشا کنید.

شیربانی سپس از سعید عقیقی دعوت کرد تا پشت تریبون قرار بگیرد.
سعید عقیقی، منتقد مطرح سینمای ایران در سخنان ابتدایی، راجع به نخستین مواجهه خود با «هامون» در اتاق مونتاژ حسن حسندوست گفت: اولین باری که پایم را در اتاق تدوین گذاشتم، حسن حسندوست تدوینگر در حال مونتاژ «هامون» بود. من آن موقع، یک منتقد جوان مجله فیلم بودم و حسندوست در حال تدوین بخش شمال و قسمت ساحل بود که بخش ابتدایی و انتهایی فیلم را تشکیل میدهد. او سپس بخش کوچکی از فیلم را به من نشان داد و گفت که مهرجویی دوست ندارد کسی سر تدوین فیلمش حاضر شود و بخشهایی از فیلم را ببیند.
او ادامه داد: «هامون» در دو روز پایانی به جدول پخش هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر رسید و اولین اکرانش در سینما آفریقا کاملا شوکه کننده بود. بعد از آن، در فاصله فیلمهای «لیلا» تا «درخت گلابی»، مراودات بسیاری با مهرجویی داشتم. خیلی سعی میکنم خودم را کنترل کنم بابت اتفاق غمانگیزی که برای داریوش مهرجویی افتاد و شما هم میدانید و علی عابدینی هم نبود که دستش را بگیرد.

وی راجع به نگاه داریوش مهرجویی به حمید هامون خاطرنشان کرد: جمله کلیدی داریوش مهرجویی درباره حمید هامون همیشه این بود و در خلوت میگفت که هامون، خود منم!
عقیقی گفت: اولین چیزی که درباره فیلم مهرجویی میبینید، آنچه که همیشه دربارهاش تعریف میکرد و تماشاگر میتواند به شکل واضح آن را در فیلم ببیند و حتی یکبار خودش گفت که تمام کت و شلوار و پیراهنی که تن خسرو شکیبایی است، لباس خود داریوش مهرجویی است. او به شخصیت حمید هامون نزدیک بود و این نکته مهمی است.
این منتقد سینما، رمان «هرتزوگ» اثر سال بلو و «هشت و نیم» فدریکو فلینی را از دیگر منابع الهام خلق شخصیت حمید هامون نامید و گفت: مهرجویی طرح «هامون» را از سال ۱۳۵۵ در ذهن داشت و در طول زمان، این طرح به تدریج تغییر پیدا کرد و تکههایی از رمان «هرتزوگ» اثر سال بلو به شکل اقتباس غیرمستقیم در «هامون» قابل مشاهده است.
عقیقی افزود: این رمان راجع به فردی است که شیفتگی عجیبی به همسرش دارد و آن ایده تفنگ و شلیک کردن از این رمان برداشته شده است. خود مهرجویی میگفت که شخصیت حمید هامون، ترکیب متوازنی از روشنفکر دهه ۴۰ شمسی، افکار صادق هدایت در «بوف کور» و ریشههای دیگری که میتوان برای آن پیدا کرد، کاراکتر گوییلو در «هشت و نیم» فدریکو فلینی است؛ تفاوت واضح و آشکاری که دارد این است که ایدهآل داریوش مهرجویی در آن فیلم، آن زن در «هشت و نیم» است ولی در اینجا، یک مرد به نام حمید هامون این شخصیت را بازی میکند. طبق الگوی مریدی و مرادی که در فرهنگ ایرانی وجود دارد، الگوی حمید هامون یک مرد مرشدوار وارسته به اسم علی عابدینی است که با الگوی گوییلو در «هشت و نیم» فلینی تفاوت دارد.

وی راجع به اشارات مستقیم داریوش مهرجویی در «هامون» به شخصیت خودش اظهار داشت: نکته مهمتر اینکه بخشهای متعددی از ارتباطات و موقعیتها که در فیلم هست، به طور مستقیم از داریوش مهرجویی برداشته شده است. نقاشیهای شخصیت مهشید را خود مهرجویی کشیده است که در آن صحنه نمایشگاه در فیلم میبینید و گاهی به شوخی میگفت که من بعدا توانستم چند تا از آن نقاشیها را به فروش برسانم. همه آنچه که دارم توضیح میدهم نشانه حضور مولف در اثر و ارجاعات گوناگونی است که به شخصیت خود فیلمساز داده میشود. طبیعتا نمونهای از آدم روشنفکری است که دوست دارد به تعالی برسد اما یک بخش از تفکرات بشری شامل تاملات هستیشناختی او و از طرف دیگر، روزمرگی و بخش معاش در زندگی و طبقه اجتماعی، او را از پا درآورده است.
وی ادامه داد: تا سال ۱۳۹۶ که یک تک نگاری درباره «هامون» منتشر کردم، به طور مستمر به دفتر آقای فرازمند میرفتم و مهرجویی را در آنجا میدیدم. همواره این را توضیح میداد که بالاخره آدم یک روز خودش را میسازد یعنی یک روزی خودش تمام قد در فیلمی ظاهر میشود. عقیقی نگاه تماشاگران دهه ۷۰ شمسی به «هامون» را نیز اینگونه تشریح کرد: توان و انرژی که در «هامون» وجود دارد، چه به لحاظ میزانسن و نوع فیلمنامه، خیلی حیرتانگیز است که یک فیلم در زمانهای مختلف، پیش و پس برود در حالی که در نمایش اول فیلم در تهران فیلم خیلی پرفروشی بود. جالب است که تماشاگر سال ۱۳۶۹، هیچ مشکلی نداشت که فیلمی بین زمانهای مختلف و ذهنیتهای گوناگون جلو و عقب برود و همچنان این همراهی وجود داشته باشد که این خودش یک امتیاز است. دلیلش این است که چه در فیلمنامه و چه در تدوین، این فیلم سرشار از بدعتهایی است که در آنزمان پیشرو بود. ممکن است حالا اگر فیلمنامه «هامون» را به دفتر یک تهیهکننده ببرید و اگر تا آخر بخواند، خواهد گفت آیا دو نفر برای تماشای این فیلم به سینما می روند ؟ این را به هر معنایی که خواستید، چه انحطاط سینمای ایران یا تعالی سینمای ایران میتوانید این استنباط را داشته باشید.

او افزود: حقیقتا من به عنوان کسی که جزو کسانی بودم که یک روز مانده به انتهای جشنواره فجر در سینما آفریقا، مبهوت فیلم شده بودم یا در نمایش عمومی که بیش از ۷ بار اثر را دیدم، یا در دورههای مختلف که با افراد مختلف فیلم را دیدم، متوجه این نکته شدم که این انرژی درست است که از آگاهی فلسفی و دانش فردی مهرجویی میآید و در آن شکی نیست اما انرژی که در این فیلم هست، انرژی که از درون یک انسانی است که دو دستی به فیلم و شخصیتش چسبیده ، میآید. یعنی اصلا از بیرون نگاه نکرده و کامل خود او است.
این منتقد سینما همچنین با تاکید بر جمله «حمید هامون، همان داریوش مهرجویی است»، سخنانش را تمام کرد و گفت: خسرو شکیبایی درباره بازی در این نقش میگوید که اگر من همه زندگیام را برای بازی در این نقش نمیگذاشتم، باید چه میکردم؟ نقشی که شاه نقش یک فیلم است و او از ابتدا تا انتها در فیلم حضور دارد و قوس کاملی از تغییر شخصیت را از سر میگذراند؛ بین کابوسها، رویاها و زندگی واقعی در نوسان است و شرایط پیچیده ای که به لحاظ سیاسی و اجتماعی در آن قرار دارد. احتمالا همه یک چیزهایی را میدانستید و من داشتم آنها را تکرار میکردم ولی شاید این حقیقت است و من به جمله اول خودم برمیگردم که حمید هامون، همان داریوش مهرجویی است با این تفاوت که آخرش بدون دست علی عابدینی تمام شد.
نمایش «هامون» بخشی از برنامه نمایش آثار شاخص و مرمتشده سینمای ایران است که به مناسبت روز ملی سینما و با همکاری فیلمخانه ملی ایران تدارک دیده شده است.
«هامون» محصول سال ۱۳۶۸ است و خسرو شکیبایی، بیتا فرهی و عزت الله انتظامی در آن ایفای نقش کردهاند.
۲۴۲۲۴۳





نظر شما