به گزارش خبرآنلاین، به نقل از زومیت، آپاندیس زائدهای کوچک و لولهایشکل است که به ابتدای رودهی بزرگ متصل میشود. التهاب این عضو یا «آپاندیسیت» میتواند به پارگی آن و عفونت شدید شکم منجر شود و در چنین شرایطی معمولاً باید با جراحی خارج شود.
در گذشته آپاندیس را عضوی تقریباً بیفایده و باقیماندهای از گذشتهی تکاملی انسان میدانستند. پژوهشهای جدیدتر نشان دادهاند که این عضو احتمالاً در سیستم ایمنی و حفظ بخشی از میکروبهای مفید روده نقش دارد. یکی از فرضیهها این است که آپاندیس میتواند مانند مخزنی برای باکتریهای مفید عمل و پس از بیماریهای شدید گوارشی به بازسازی جمعیت میکروبهای روده کمک کند.
بااینحال، برداشتن آپاندیس در بیشتر افراد مشکل جدی و دائمی ایجاد نمیکند و انسان میتواند بدون آن زندگی عادی داشته باشد.
لوزهها و آدنوئیدها هم از بافتهای دستگاه ایمنی هستند، اما بدن برای ادامهی زندگی به آنها وابسته نیست. اگر این بافتها بارها دچار عفونت شوند، بیش از حد بزرگ شوند یا مشکلاتی مثل اختلال در تنفس و خواب ایجاد کنند، پزشک ممکن است آنها را با جراحی خارج کند. این جراحی بیشتر در کودکان انجام میشود و پس از آن، سایر بخشهای سیستم ایمنی میتوانند وظایف دفاعی بدن را برعهده بگیرند؛ بنابراین بیشتر افراد بدون لوزهها و آدنوئیدها زندگی طبیعی دارند.
انسان میتواند فقط با یک کلیه زندگی کند. همچنین برداشتن بخشی از کبد امکانپذیر است، زیرا کبد توانایی قابلتوجهی برای بازسازی دارد. زندگی با یک ریه نیز ممکن است، هرچند ظرفیت تنفسی فرد کاهش پیدا میکند.
حتی در برخی بیماریهای شدید عصبی، بهویژه در کودکان مبتلا به انواع خاصی از صرع، جراحان ممکن است بخش بسیار بزرگی از یک نیمکرهی مغز را خارج یا از بقیهی مغز جدا کنند. مغز بهخصوص در سنین پایین توانایی زیادی برای بازسازماندهی برخی عملکردهای خود دارد.
اما این موضوع دربارهی تمام اندامها صدق نمیکند. برداشتن کامل مغز، قلب یا هر دو ریه بدون استفاده از روشهای جایگزین با ادامهی حیات سازگار نیست.
دو غدهی فوقکلیوی در بالای کلیهها قرار دارند و هورمونهایی تولید میکنند که در تنظیم فشار خون، پاسخ بدن به استرس و بسیاری از فرایندهای حیاتی نقش دارند. یکی از بیماریهای مرتبط با این غدد تومور فئوکروموسیتوما است که میتواند مقدار زیادی از هورمونهایی مانند آدرنالین و نورآدرنالین آزاد کند. بیماران ممکن است دچار افزایش شدید فشار خون، تپش قلب، تعریق، سردرد و اضطراب شدید شوند.
در بسیاری از موارد، درمان شامل برداشتن غدهی درگیر است. اگر فقط یکی از غدد فوقکلیوی خارج شود، غدهی دیگر معمولاً میتواند نیاز بدن را تأمین کند. در موارد نادر، ممکن است هر دو غده برداشته شوند؛ اما در این وضعیت بیمار برای ادامهی زندگی به مصرف دائمی هورمونهای جایگزین نیاز خواهد داشت.
تیموس غدهای کوچک در قفسهی سینه و پشت استخوان جناغ است. این عضو در دوران کودکی نقش مهمی در رشد و بلوغ نوعی از سلولهای ایمنی به نام سلولهای T دارد. با افزایش سن، فعالیت تیموس بهتدریج کاهش مییابد. به همین دلیل، برداشتن آن در بزرگسالان معمولاً پیامدهایی بسیار متفاوت از برداشتن همین عضو در کودکان دارد.
غدهی تیروئید نیز از اندامهایی است که میتوان آن را بهطور کامل برداشت. این جراحی ممکن است برای درمان بعضی سرطانهای تیروئید، بزرگشدن غده تیروئید یا اختلالات شدید فعالیت این غده انجام شود.
اما تیروئید هورمونهایی تولید میکند که در تنظیم سوختوساز بدن نقش اساسی دارند. بنابراین فردی که تیروئیدش بهطور کامل برداشته شده است، معمولاً باید تا پایان عمر هورمون تیروئید را به شکل دارو مصرف کند. به بیان ساده، زندگی بدون خود غده ممکن است، اما زندگی بدون هورمونهای آن امکانپذیر نیست.
طحال نیز در گروه اندامهایی قرار میگیرد که انسان میتواند بدون آنها زنده بماند. این عضو در سمت چپ بالای شکم قرار دارد و در پاکسازی گلبولهای قرمز پیر و عملکرد سیستم ایمنی نقش دارد. در آسیبهای شدید شکمی ممکن است طحال پاره شود و خونریزی خطرناکی ایجاد کند. بعضی بیماریهای خونی و برخی سرطانها نیز گاهی برداشتن طحال را ضروری میکنند.
در برخی بیماریها ممکن است پزشکان ناچار شوند تمام رودهی بزرگ را با جراحی خارج کنند. این روش معمولاً زمانی انجام میشود که فرد به سرطان گستردهی رودهی بزرگ، کولیت اولسراتیو شدید یا بعضی بیماریهای ارثی مبتلا باشد و درمانهای دیگر کافی نباشند.
رودهی بزرگ عمدتاً در جذب آب و شکلگیری مدفوع نقش دارد. پس از برداشتن آن، جراح میتواند انتهای رودهی باریک را به راستروده متصل یا در برخی بیماران مسیری برای دفع مواد از طریق شکم ایجاد کند. بنابراین زندگی بدون رودهی بزرگ ممکن است، اما عملکرد دستگاه گوارش تغییر میکند و فرد ممکن است به اصلاح رژیم غذایی، و مراقبتهای پزشکی نیاز داشته باشد.
فهرست اندامهایی که انسان میتواند بدون آنها به زندگی ادامه دهد، طولانیتر از چیزی است که شاید در نگاه اول تصور کنیم. آپاندیس، طحال، تیروئید و تیموس در شرایط خاص میتوانند بهطور کامل برداشته شوند. انسان میتواند فقط با یک کلیه یا یک ریه زندگی کند و حتی بخشی از کبد نیز پس از جراحی توانایی بازسازی دارد.
اما «قابلبرداشتن بودن» به این معنا نیست که این اندامها بیفایدهاند. هرکدام وظیفهای در بدن دارند و حذف آنها ممکن است پیامدهایی ایجاد کند. گاهی اندام دیگری بخشی از کار عضو ازدسترفته را برعهده میگیرد، گاهی بدن بهمرور خود را با شرایط تازه سازگار میکند و در بعضی موارد نیز فرد برای ادامهی زندگی نیازمند دارو، درمانهای جایگزین یا تجهیزات پزشکی میشود.
پزشکی مدرن با روشهایی مانند دیالیز، دستگاههای کمکقلبی و ECMO میتواند بخشی از عملکرد اندامهای حیاتی را موقتاً جبران کند.
برای مثال، فردی که تیروئیدش بهطور کامل برداشته شده است باید هورمون تیروئید را تا پایان عمر به شکل دارو دریافت کند. نبود طحال خطر ابتلا به برخی عفونتهای شدید را افزایش میدهد و زندگی با یک ریه نیز میتواند ظرفیت تنفسی و توان انجام فعالیتهای سنگین را کاهش دهد.
بنابراین بهتر است بهجای اینکه بپرسیم کدام اندامهای بدن «ضروری نیستند»، بپرسیم بدن تا چه اندازه میتواند فقدان یک عضو را جبران کند. پاسخ به این پرسش برای هر اندام متفاوت است و به وضعیت سلامتی فرد، علت جراحی و میزان حمایتی که پس از آن دریافت میکند، بستگی دارد.
پیشرفت پزشکی امکان زندگی پس از برداشتن بسیاری از اندامها را فراهم کرده است، اما این سازگاری همیشه بدون هزینه نیست. گاهی فرد باید تا پایان عمر دارو مصرف کند، بیشتر مراقب عفونتها باشد یا با محدودیتهایی در عملکرد بدن کنار بیاید. در واقع، توانایی زندهماندن بدون یک عضو با بیاهمیت بودن آن عضو یکسان نیست.
۵۸۵۸





نظر شما