زمانیکه تروریسم دیگر الزاماً با ادبیات تروریستی و تشکیل هسته های چریکی و رزمی و با اسلحهای در دست و انفجاری در خیابان شناخته نمیشود، شکل تازهای از خشونت سازمانیافته در حال گسترش است؛ خشونتی که کتوشلوار میپوشد، به طور رسمی پشت تریبونها سخن میگوید، در رسانههای پرزرقوبرق بازنمایی میشود و همزمان، امنیت یک ملت را هدف میگیرد.
اتفاقات اخیر ایران بار دیگر این واقعیت را آشکار کرد که تروریسم مدرن، بیش از آنکه میدانی و مستقیم باشد، یقهسفید، نیابتی و روایتمحور شده است.
در این الگو، بازیگران اصلی معمولاً خود را در لایههایی از اعتراضات اجتماعی، حمایت خارجی و پوشش رسانهای پنهان میکنند.
عملیاتها نه با دستور مستقیم تخریب و اغتشاش بلکه از طریق شبکههای واسطه ای، عناصر اجیرشده و کمک سایر کشورها انجام میشود؛ بهگونهای که طراحان اصلی همواره خود را در موقعیت انکار پنهان می کنند.
این همان نقطهای است که تروریسم یقهسفید از تروریسم کلاسیک خطرناکتر میشود: حذف مسئولیت، در کنار حفظ قدرت.
رضا پهلوی پس از سالها فعالیت سیاسی براندازانه به اصطلاح خشونت پرهیز، یکباره نقاب از چهره واقعی خود برداشت و با سوار شدن بر موج اعتراضات مسالمت آمیز و مدنی اقتصادی و معیشتی جامعه اعلام فراخوان داد، فراخوانی که از مدتها پیش کانون ها و مزدوران تروریست را آماده دستور حمله به امنیت ملی ایرانیان را کرده بود.
هدف تروریسم یقه سفیر رضا پهلوی، صرفاً به جان و امنیت فیزیکی مردم محدود نمیشود بلکه هدف نهایی، تخریب آرام و پیوسته ثبات روانی جامعه، فرسایش اعتماد عمومی و القای ناامنی دائمی و فرسایشی است.
وقتی کنشهای خشونتآمیز در قالب حمایت از اعتراضات مردمی و القای کشته سازی و انداختن آن به گردن حاکمیت بازتعریف میشوند، مرز میان جرم و سیاست مخدوش میگردد و افکار عمومی جهانی بهتدریج نسبت به اصل خشونت بیحس میشود.
از سوی دیگر تروریست یقه سفید می تواند در ایجاد نارضایتی های عمومی که بستر اعتراضات و اغتشاشات را فراهم می کند هم نمود پیدا کند. تصمیمات نادرست از موضع تصمیم سازی و تصمیم گیری نیز بستر مناسب و سائق شتاب دهنده به برای رشد تروریست یقه سفید می باشد. این نوع تروریسم از جریان و عوامل نفوذ نرم که در سیاستگذاری ها حضور فعال دارند بیشترین بهره را می برد.
دراین میان نقش رسانهها در این میان کلیدی است. تروریسم یقه سفید بدون ماشین رسانهای همسو، امکان بقا ندارد. روایتسازی، تطهیر عاملان، وارونهنمایی وقایع بخشی از همان عملیات است؛ عملیاتی که نه با انفجار، بلکه با تیتر، تصویر و تحلیل جهتدار پیش میرود. در چنین فضایی، مزدور به «فعال سیاسی» و عملیات تروریستی به «کنش اعتراضی» بدل میشود دقیقا رفتاری که ماموریت آن به شبکه ماهواره ای ایران اینترنشنال داده شد.
از منظر آسیبشناسی، خطر بزرگتر آنجاست که این عملیات تروریستی به یک جنبش آزادیخواهانه یا انقلاب مردمی جا زده و با پروپاگاندای سنگین منجر به خطای ادراکی در جامعه شود و این الگو به یک رویه عادی در مناسبات بینالمللی تبدیل شود رویهای که در آن قدرت، جایگزین قانون و روایت، جایگزین حقیقت میشود. پیامد چنین روندی برای جامعه ایران جنگ مسلحانه داخلی و تجزیه و برای منطقه، تداوم بیثباتی، تشدید شکافها و بازتولید چرخه خشونت است؛ چرخهای که آغازگر آن هرگز پاسخگو نیست، اما هزینهاش را مردم عادی میپردازند.
تروریست یقهسفید، محصول جهان صهیونیسم محور است که در آن خشونت در سایه جنگ مقدس و ماموریت آخرالزمانی قابل توجیه است. مقابله با این پدیده، پیش از هر چیز، نیازمند افشای سازوکارهای پنهان آن، شفاف سازی رسانهای و افزایش حساسیت و آگاهی افکار عمومی نسبت به خشونتی است که با کت و شلوار و لبخند و ادعای ایران دوستی عرضه میشود.
نهایتا اینکه وقتی ترور در لباس سیاست انجام، پذیرفته و نهادینه شود، امنیت هیچ کشوری در منطقه در امنیت باقی نخواهد ماند.
*فعال رسانه ای
۲۹۲۱۸





نظر شما