از تهران تا ریاض؛ مقایسه حقوق استادان دانشگاه و یک فاصله نگران‌کننده؛ «دانشگاها دارد از هیات علمی خالی می‌شود»

در حالی که بسیاری از استادان دانشگاه در ایران با حقوقی کمتر از هزار دلار و مشکلات معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، همتایان آنها در کشورهای منطقه و غرب چندین برابر این رقم درآمد دارند.

مظاهر گودرزی: استادی که باید درباره آخرین دستاوردهای علمی جهان سخن بگوید، پایان‌نامه راهنمایی کند، مقاله بنویسد و در مسیر توسعه علمی کشور نقش داشته باشد گرفتار خرج و مخارج زندگی است، درست مانند بسیاری از دیگر آدم‌های این شهر. بخشی از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های ایران این روزها بیش از آنکه با امور مربوط به کیفیت آموزش و پژوهش درگیر باشند، گرفتار پرداخت اجاره خانه، اقساط بانکی و هزینه‌های روزمره زندگی هستند؛ وضعیتی که اجازه نمی‌دهد به رسال اصلی خود بپردازند.

موضوع تنها به افزایش حقوق یا اختلافات اداری محدود نمی‌شود؛ آنچه استادان دانشگاه از آن سخن می‌گویند، کاهش مستمر قدرت خرید و افت جایگاه اقتصادی اعضای هیئت علمی در سال‌های اخیر است؛ روندی که حالا صدای اعتراض تشکل‌های صنفی دانشگاهیان را نیز بلند کرده است.

از تهران تا ریاض؛ مقایسه حقوق استادان دانشگاه و یک فاصله نگران‌کننده؛ «دانشگاها دارد از هیات علمی خالی می‌شود»

قدرت خریدی که سال‌به‌سال کوچک‌تر شد

اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها معتقدند درآمد آنها طی سال‌های گذشته متناسب با نرخ تورم و هزینه‌های زندگی افزایش پیدا نکرده است. محمدرضا آقا ابراهیمی، عضو شورای مرکزی کانون صنفی استادان دانشگاهی ایران، می‌گوید: «در ۲۰ سال گذشته حقوق اعضای هیئت علمی نه تنها متناسب با تورم افزایش پیدا نکرده، بلکه حتی متناسب با سایر کارکنان دولت هم افزایش نیافته است و قدرت خرید اعضای هیئت علمی به حدود یک پنجم رسیده است.»

بررسی‌های انجام‌شده در کارگروه‌های تخصصی آموزش عالی نیز نشان داده که فاصله میان درآمد استادان و هزینه‌های واقعی زندگی به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. به گفته فعالان صنفی دانشگاهی، اگر قرار باشد قدرت خرید اعضای هیئت علمی به سطح دو دهه قبل بازگردد، افزایش‌های فعلی به هیچ عنوان کافی نخواهد بود.

در چنین شرایطی، صدور احکام جدید حقوقی برای اعضای هیئت علمی امیدهایی را در میان دانشگاهیان ایجاد کرد، اما اجرای این احکام با موانعی روبه‌رو شد و بخش قابل توجهی از استادان همچنان افزایش حقوق پیش‌بینی‌شده را دریافت نکرده‌اند. هرچند مسئولان دلیل این موضوع را اختلاف نظرهای موجود درباره تأمین اعتبار و نحوه اجرای مصوبه عنوان می‌کنند، اما برای استادان، آنچه اهمیت دارد تأثیر مستقیم این وضعیت بر زندگی روزمره آنهاست.

استاد دانشگاه با درآمدی کمتر از خط فقر

شاید مهم‌ترین بخش ماجرا، مقایسه درآمد استادان با هزینه‌های واقعی زندگی باشد. کارن ابری‌نیا، دبیر کانون صنفی استادان دانشگاهی ایران، در توضیح وضعیت موجود می‌گوید: «سال گذشته اگر یک استادیار تازه استخدام را در دانشگاه تهران جذب می‌کردیم، حقوق او حدود ۲۸ میلیون تومان بود. حتی با افزایش‌های معمول نیز این رقم به حدود ۳۲ یا ۳۳ میلیون تومان می‌رسید؛ رقمی که همچنان زیر خط فقر محسوب می‌شود.»

به گفته او، حتی در صورت اجرای کامل احکام جدید نیز شرایط فاصله چندانی با وضعیت مطلوب نخواهد داشت. ابری‌نیا تأکید می‌کند: «حقوق بسیاری از استادیاران به ۵۰۰ دلار در ماه هم نمی‌رسد و بالاترین دریافتی استادان باسابقه به سختی معادل هزار دلار است.»

این ارقام زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم اعضای هیئت علمی معمولاً پس از سال‌ها تحصیل، پژوهش و عبور از مراحل دشوار علمی به این جایگاه می‌رسند. بسیاری از آنها تا حدود ۳۰ سالگی یا حتی بیشتر، عمده وقت خود را صرف تحصیل و فعالیت‌های پژوهشی کرده‌اند و ورودشان به بازار کار با تأخیر نسبت به بسیاری از مشاغل دیگر همراه بوده است.

از تهران تا ریاض؛ مقایسه حقوق استادان دانشگاه و یک فاصله نگران‌کننده؛ «دانشگاها دارد از هیات علمی خالی می‌شود»

از اقساط عقب‌افتاده تا دغدغه اجاره خانه

کاهش درآمد و افت قدرت خرید، حالا به زندگی روزمره استادان نیز سرایت کرده است. ابری‌نیا می‌گوید برخی اعضای هیئت علمی برای پرداخت هزینه‌های جاری زندگی با مشکل مواجه شده‌اند. به گفته او، تأخیر در اجرای احکام جدید باعث شده فشار اقتصادی بیشتری بر استادان وارد شود؛ فشاری که در برخی موارد به مشکلات معیشتی جدی منجر شده است.

محمدرضا آقا ابراهیمی نیز روایت مشابهی ارائه می‌دهد: «اعضای هیئت علمی داریم که به دلیل خالی بودن حسابشان، اقساط بانکی آنها پرداخت نشده و بانک با ضامن تماس گرفته است. این اتفاق برای یک عضو هیئت علمی بسیار تلخ و تحقیرکننده است.»

این روایت‌ها شاید برای افکار عمومی غیرمنتظره باشد؛ چراکه در ذهن بسیاری از مردم، استاد دانشگاه همچنان جزو اقشار برخوردار جامعه محسوب می‌شود. اما فعالان صنفی دانشگاهی می‌گویند واقعیت اقتصادی امروز دانشگاه‌ها فاصله زیادی با این تصور دارد و بخش مهمی از اعضای هیئت علمی با مشکلاتی مشابه سایر اقشار حقوق‌بگیر دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

مقایسه‌ای که نگران‌کننده است

برای درک بهتر وضعیت، کافی است نگاهی به درآمد اعضای هیئت علمی در کشورهای دیگر بیندازیم. براساس گزارش‌ها در ایران دریافتی بسیاری از استادان دانشگاه بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ دلار در ماه برآورد می‌شود و حتی با اجرای کامل افزایش‌های پیش‌بینی‌ شده، درآمد بسیاری از آنها به هزار دلار در ماه نخواهد رسید.

این در حالی است که در ایالات متحده یک عضو هیئت علمی دانشگاه معمولاً بین هفت هزار تا ۱۲ هزار دلار در ماه درآمد دارد. در آلمان نیز حقوق استادان دانشگاه بین هفت تا ۱۰ هزار دلار در ماه برآورد می‌شود و علاوه بر آن از امنیت شغلی و امکانات پژوهشی گسترده‌ای برخوردار هستند.

فاصله تنها به کشورهای غربی محدود نیست. در امارات متحده عربی و عربستان سعودی، حقوق اعضای هیئت علمی معمولاً بین شش تا ۱۱ هزار دلار در ماه است. در کنار این درآمد، مزایایی مانند مسکن رایگان، بیمه‌های کامل درمانی و حمایت‌های آموزشی برای فرزندان نیز در اختیار استادان قرار می‌گیرد.

در عمان، یک استادیار بین چهار هزار تا شش هزار و ۵۰۰ دلار درآمد دارد و استادان باسابقه می‌توانند تا ۱۳ هزار دلار در ماه دریافت کنند. حتی در ترکیه که سطح دستمزدها نسبت به کشورهای عربی پایین‌تر است، درآمد استادان دانشگاه معمولاً بین هزار و ۵۰۰ تا سه هزار دلار در ماه قرار دارد.

این تفاوت‌ها تنها یک مقایسه آماری نیست. دانشگاهیان معتقدند در دنیای امروز، آموزش عالی بخشی از یک بازار جهانی است و نیروی انسانی متخصص امکان جابه‌جایی دارد. به همین دلیل، فاصله زیاد میان درآمد استادان ایرانی و همتایان آنها در کشورهای دیگر، می‌تواند انگیزه مهاجرت را افزایش دهد.

از تهران تا ریاض؛ مقایسه حقوق استادان دانشگاه و یک فاصله نگران‌کننده؛ «دانشگاها دارد از هیات علمی خالی می‌شود»

اقتصاد دانش‌بنیان بدون سرمایه‌گذاری روی استادان ممکن نیست

در سال‌های اخیر، تقریباً همه دولت‌ها از ضرورت حرکت به سمت اقتصاد دانش‌بنیان سخن گفته‌اند؛ اقتصادی که قرار است وابستگی به منابع خام را کاهش دهد و بر پایه علم، فناوری و نوآوری شکل بگیرد. اما بسیاری از استادان دانشگاه معتقدند تحقق چنین هدفی بدون توجه به وضعیت معیشتی اعضای هیئت علمی ممکن نیست. پژوهش، تولید علم، هدایت پایان‌نامه‌ها، همکاری با صنعت و توسعه فناوری نیازمند تمرکز، انگیزه و امنیت خاطر است؛ عواملی که در سایه نگرانی‌های معیشتی به‌سادگی تضعیف می‌شوند.

فعالان دانشگاهی هشدار می‌دهند که تضعیف اقتصادی اعضای هیئت علمی تنها یک مسئله صنفی نیست، بلکه می‌تواند پیامدهایی گسترده‌تر برای کشور داشته باشد؛ از کاهش جذابیت حرفه دانشگاهی برای نخبگان گرفته تا افت کیفیت آموزش عالی و افزایش تمایل نیروهای متخصص به مهاجرت، طوری‌که قبل‌تر وحید شریعت، روانپزشک و استاد دانشگاه به خبرآنلاین گفت: «دانشگاها دارد از هیات علمی خالی می‌شود.»

۲۳۳۲۳۳

کد مطلب 2233738

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 21
  • نظرات در صف انتشار: 72
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۰۷:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    92 22
    اینارو به پورمحمدی برنامه و بودجه بگید که ۵ ماه معیشت هیات علمی هارو گروگان گرفته
  • IR ۰۷:۳۱ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    81 25
    استاد دانشگاه در ایران کمتر از رفتگر شهرداری تهران حقوق میگیرد، این یعنی مصیبت برای یک جامعه!
  • - IR ۰۷:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    52 55
    در جهت فشار برای افزایش حقوق هیات علمی با دریافتی بالالی الان 60 میلیون بسیار تلاش میشه،بسیار عالی. کاش دلواپس وضعیت حقوق کارمندان با دریافتی زیر 30 میلیون با 20 سال سابقه هم باشید
  • رشید IR ۰۷:۵۶ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    55 54
    درست است فاصله بین حقوق استاد ایرانی وعربستان وجود دارد ولی این برای همه قشرهاست نه فقط اساتید مگر بین بازنشسته ایران وعربستان وجود ندارد از طرفی ممکن است ده درصد اساتید ایران در رشته های پزشکی وفنی واقعا موثر باشند ولی اکثریت قریب به اتفاق در رشته کم اثر وبعضا بی خاصیتی هستند در رشته هدبیات تاریخ وجعرافیا وادبیات وامثالهم بعد چه دلیلی دارد به حقوق همه توجه شود در ان رشته ها اخراج هم شوند ننی روند تا چه رسد کسی ببرد لذا بی جهت برخی اعصای دولت ومجلس به خاطر منافع خود بی جهت به اسم اساتید حقوق خودشان را اضفه نکنند
  • معلم ناامید IR ۰۸:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    49 3
    در آ. پ هم معلم انگیزه کار خوب ندارد
  • IR ۰۸:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    54 13
    دانشجویی هم نمونده! گذشت اون دهه 1380 تا 1390 که خیل عظیم دهه شصتی ها و هفتادی ها سرازیر شده بودند تو دانشگاهها. الان دهه هشتادی و نودی ها هم جمعیت شون کم شده و هم میل به ادامه تحصیل و ... مازاد هیئت علمی و کارمند دانشگاه داریم
  • فقط خدا IR ۰۸:۲۲ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    39 71
    در حالی که کشور درگیر شرایط حساس جنگی و فشارهای ناشی از حملات دشمن بود، افزایش اختصاصی ۱۰۰ درصدی حقوق اعضای هیأت علمی، در کنار افزایش ۲۰ درصدی حقوق کارکنان دولت، شکاف بی‌عدالتی را عمیق‌تر کرد. طی سال‌های گذشته بارها حقوق اعضای هیأت علمی افزایش یافته، اما حقوق کارشناسان و کارکنان متخصص دانشگاه‌ها عملاً نادیده گرفته شده است. مسئولان وزارت علوم باید بدانند که نادیده گرفتن حقوق کارکنان دانشگاه‌ها، تضییع حق‌الناس است. به جای طلبکاری، پاسخگوی این تبعیض آشکار باشید.از قبر و مرگ و حق الناس بترسید.
  • IR ۰۸:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    22 7
    این درامدها درامد های تقریبا نیمی از مردم اون کشورهاست .اگرناراحت نمیشی
  • محمد IR ۰۸:۴۹ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    74 6
    از وقتی دانشگاههای پولی رو باب کردید و هر دیپلم ردی رو با آغوش باز در دانشگاههای پولی مدرک دادید باید فکر اینجا رو می‌کردید که یک عده بی سواد پر مدعا بشن و فکر کنند هیأت علمی ها کار سختی ندارن
  • رضا IR ۰۸:۵۹ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    54 8
    اگر در جامعه ای شأن و منزلت و کرامت عالم و دانشمند گرامي داشته نشود، امیدی به آینده آن جامعه نباید داشت.
  • IR ۰۹:۰۴ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    38 41
    فقط اساتید رو چشم تون دید؟ بقیه کارمندان و کارگران چطور؟ حقوق و دستمزد آنان در کشورهای دیگر چگونه است؟ مطمئن باشید اگر کارمندان و کارگران هم توانایی مالی مسافرت و مهاجرت داشتند حتما می رفتند. پس اینقدر سنگ هیات علمی ها را به سینه نزنید. پدرم را 4 سال است پیش دکترهای مختلف برده ام هر کدام یه تشخیصی داده اند و هنوز درد پدرم را نشناخته اند. فقط حق ویزیت رو می شناسند. بیسواد به تمام معنا.
  • IR ۰۹:۲۲ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    45 15
    اولا اگر بنا به مقایسه باشد، تقریبا تمام آحاد جامعه مزایایی بسیار کمتر از کشورهای همجوار یا کشورهای غربی می گیرند و استفاده از این برهان صرفا برای اعضای هیات علمی موثر نیست. ثانیا آنقدر گستره هیئت علمی را وسیع کرده اند که بین یک استاد به معنای متعارف آن در کشورهای پیشرفته با استادی از کشور خودمان تفاوت از زمین تا آسمان است. بعبارتی اگر بنا باشد به اساتیدی که واقعا مراتب علمی معتبر دارند رسیدگی شود، جمعیت آنها شاید یک پنجم جمعیت هیات علمی روی کاغذ باشد که بدیهی است هر ایرانی منصفی با کمال میل حاضر است این گروه از اساتید رقمی تا سه هزار دلار هم بگیرند. کاش اینقدر آش مدرک های بی ارزش و عنوان دهی شور نمی شد تا آنانکه حق شان بسیار بیش از این است در کنار آنها که حضورشان در دانشگاه خودش محل سوال است، نمی سوختند.
  • IR ۰۹:۲۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    36 19
    جا داره درباره حقوق ۱۰۰ دلاری کارمندان دولت هم بگید و با حقوق همتایان غربی مقایسه بفرمایید.
  • IR ۰۹:۳۹ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    28 2
    استادها خب زیاد شه ولی حقوق مهندس های کشور هم بازنگری کنید
  • . IR ۰۹:۴۱ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    15 0
    کار از کار گذشت
  • مهدی IR ۰۹:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    23 26
    پرداختن به موضوع حقوق اساتید دانشگاه صرفاً از منظر مقایسه با کشورهای دیگر، نوعی مغالطه در تحلیل این مسئله است. آیا در همان کشورها، اختلاف حقوق کارکنان دانشگاه با حقوق اعضای هیئت علمی تا این اندازه فاحش است؟ آیا در مقام مقایسه، شرایطی همچون الزام به حضور و غیاب، امکان اشتغال هم‌زمان در چند محل، عضویت در هیئت‌مدیره شرکت‌های دولتی و خصوصی، اخذ پروژه با استفاده از برند دانشگاه و بهره‌مندی از عواید آن، تعطیلات تابستانی و بسیاری از امکانات و امتیازات دیگر نیز میان کارکنان و اساتید یکسان است؟ با اندکی تأمل و انصاف، به روشنی می‌توان دریافت که درآمد کارکنان دانشگاه، اعم از استاد و کارشناس، متناسب با شرایط اقتصادی امروز نیست؛ اما در عین حال، شکاف موجود در امکانات شغلی و میزان دریافتی میان کارشناسان و اعضای هیئت علمی، زخمی عمیق‌تر بر پیکره عملیاتی دانشگاه‌ها وارد کرده است. امروزه با اندکی دقت می‌توان مشاهده کرد که بخش قابل‌توجهی از مدیران دولت، مجلس، شهرداری‌ها و سایر نهادهای حاکمیتی، از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها هستند؛ در حالی که نظارت شفاف و مؤثری بر کیفیت عملکرد آموزشی، پژوهشی و اجرایی آنان
  • IR ۰۹:۴۳ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    24 16
    و اضافه کنید حقوق 170 یا 160 دلاری کارشناسانی که با مدرک ارشد سالهاست کنار هیات علمی به کار آموزش یا پژوهش کمک می کنند و هیچ گاه دیده نمی شوند.
  • IR ۰۹:۴۶ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    32 18
    لطفاً نگاهی به کیفیت اعضای هیئت علمی هم بیندازید. حتی در دانشگاه تهران که زمانی به سخت‌گیری در جذب هیئت علمی شهرت داشت، کسانی با معدل پایین و با استفاده از سهمیه‌های گوناگون پذیرفته می‌شوند. اگر استاد واقعاً استاد باشد کسی از حقوق بالایش آزرده نمی‌شود اما وقتی کارمندی استاد را چند طبقه پایین‌تر از خود می‌بیند، چه احساسی خواهد داشت. مهم‌تر از همه، بسیاری از اعضای هیئت علمی فقط دنبال گرفتن پست مدیریتی‌اند و هیچ انرژی و وقتی برای تدریس و تحقیق نمی‌گذارند. پایه و ارتقایشان را هم با کارهای دانشجوهای‌شان از یک طرف و امتیاز مدیریت اجرایی‌شان از طرف دیگر می‌گیرند. اثبات این مسئله بسیار ساده است. از مدیرانی که عضو هیئت علمی‌اند آمار بگیرید. با آمار فاجعه‌باری مواجه می‌شوید. اینها همه پست اداری و اجرایی کارمندان بوده که با قانون‌گذاری اعضای هیئت علمی در مجلس و سایر نهادهای قانونگذار (و به‌یژه از طریق تصمیمات هیئت امنایی دانشگاه‌ها که همگی هیئت علمی‌اند) غصب و اشغال شده‌اند.
  • منتظر IR ۰۹:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    47 7
    اینجوری خبر نزنید، برخی که از بیست سالگی سرکارند بهشان برمی خورد و می‌گویند ما هم باید به اندازه‌ی اساتید حقوق بگیریم، نمی گویند به اندازه نفتی ها و فولادی ها و باقی که حقوق نجومی می‌گیرند و دوکلاس سواد هم برخی‌شان ندارند حقوق بگیریم، گیر داده اند به اساتید که چرا یک استادیار باید ۵۵ تا ۶۰ تومان حقوق بگیرد!!!! که البته همان هم فعلا کنسل شده! پارسال یک استادیار متاهل با یک فرزند حقوق دریافتی ۲۹ تومان داشت! بله، باورتان نمیشود! چون فقط حقوق مثلاً ۶۰ ، ۷۰ یا ۸۰ تومان پارسال استاد تمام ها را ملاک قرار می‌دادید که شصت درصد این میشود مثلاً ۱۱۰ ،۱۲۰ تومان که بنظرشان زیاد است، که البته واقعا یک هیات علمی با سی سال سابقه و مسیری که تا رسیدن به استادی طی کرده اینقدر هم کم اش است بماند! خودشان را مقایسه می‌کنند با کسانی که تا ۳۵ سالگی درس خوانده اند و در وسطای عمر و زندگانی تازه دنبال کار و هیات علمی شدن هستند... با این تورم اگر درس نمی‌خواندند و از بیست سالگی وارد بازار کار میشدند، جلو تر بودند... البته باید در هر شغلی به عملکرد حقوق داد...
  • ایران IR ۰۹:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    27 44
    حقوق کارکنان همسطح غیر هیات علمی باید از 80درصد هیات علمی کمتر نباشد ولی چون تصمیم گیران همگی خودشان را هیات علمی تایید کرده اند . این قانون اصلی را نادیده گرفتن نمی شود حقوق یک قشر را با سایر کشورها مقایسه کرد و بقیه را نادیده گرفت
  • عضو کوچکی از مردم IR ۰۹:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
    55 21
    چرا باید حقوق اعضای هیئت علمی افزایش یابد؟ زیرا آن‌ها پیشران حرکت کشور در حوزه علم و دانش هستند و اگر موتور این ماشین به‌خوبی کار نکند، کل سیستم دچار اختلال می‌شود. کدام‌یک از شما عزیزان می‌دانید برای هیئت علمی شدن چه میزان زحمت لازم است؟ فارغ از هوش، استعداد و پشتکار، یک عضو هیئت علمی معمولاً تازه در حدود ۳۵ سالگی به درآمد می‌رسد، در حالی که بسیاری از افراد دیگر از ۱۸ سالگی وارد بازار کار شده و کسب درآمد می‌کنند. بنابراین قبل از نظر دادن کمی فکر کنید. مقایسه اعضای هیئت علمی با کارمندان دولت یا سایر مشاغل، در واقع نادیده گرفتن و حتی آسیب زدن به جایگاه علمی کشور است. والسلام