اگر داغی ببیند همدردش می شویم. اگر به سختی بیفتد دستش را می گیریم. اگر بیمار شود برای درمانش پا پیش می گذاریم. اگر حقش ضایع شود به هواخواهی اش برمی خیزیم.... و برای هیچیک از اینها نه تنها منت نمی گذاریم که فراموش کردن کینه و اختلاف را شرط انسانیت می دانیم.
بیش از 50روز است ملت مان و وطن مان یعنی همه چیزمان زیر فشار جنگ و بمباران و موشک پراکنی و ترور و هجوم رسانه ای است. امریکا و اسرائیل از هیچ جنایتی فروگذار نکرده اند. تصورشان این بود که در مدتی کوتاه طومار مملکت را در هم میپیچند و با ساقط کردن نظام ، طرحی نو در می اندازند و رژیمی بر سر کار می آید که دلشان می خواهد یا دست کم اینکه هرج و مرجی راه می افتد که آن سرش ناپیداست.مثلا ایران تبدیل می شود به ایرانستان و هر جایش برای خود سازی می زند.
به همت ملت تا کنون چنین نشده. نیروهای مسلح تا پای جان ایستادند و خون دادند و نگذاشتند پرچم ایران از اهتزاز بازماند. مردم در خیابانها پایداری کردند تا فراخوانهای جوجهی مضحک پهلوی را به سخره بگیرند و فرصت هر اقدام توطئه آمیزی را بسوزانند.
اصلاح طلبان - منهای عده ای از آنها از جمله آقای خاتمی - انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است. نه هجوم دشمن را دیدند نه مقاومت ملت را. از کنار مقاومت سرداران و رزمندگان جنگ هم یواشکی عبور کردند. نه قلم شان چرخید نه زبانشان باز شد. بعضی شان حتی اگر حرفی زدند یا بیانیه ای صادر کردند لحن طلبکارانه داشت یا با منت همراه بود. این آقایان و خانمها ( که عمدتا در تشکل موسوم به جبهه اصلاحات گرد آمده اند)هنوز ذهن شان درگیر دعواهای چنددهه گذشته است. هنوز در اعتراضات 1401 و دیماه 1404 مانده اند و حاضر نیستند مروت به خرج دهند و فعلا بیایند پای کار وطن. بچه های میناب عین خیال شان نیست. خانه های اوار شده بر سر هموطنان غیرنظامی دغدغه شان نیست. بمباران تاسیسات اقتصادی مملکت که از پول ملت ساخته شده برایشان هیچ اهمیتی ندارد...
اصلا فرض کنیم - فرض محال که محال نیست - جمهوری اسلامی در همین جنگ یا جنگی دیگر برافتد و سربازان بیگانه وارد خاک میهن تان شوند. گمان می کنید شما را بازی می دهند؟ اصلا آرزو دارید در چنان روزی زنده باشید؟ و اگر زنده ماندید از فرزندان و نوه هایتان برای بی عملی تان خجالت نخواهید کشید؟ اگر نسلهای بعدی تاریخ این روزها را خواندند چه قضاوتی در باره تان خواهند کرد؟
نکند حرفهای تلویزیونهای بیگانه و اینستاگرام های پهلوی چی ها و توییتر براندازها به وحشت تان انداخته و دچار لکنت شده اید؟
خیلی از نقدها و اعتراض هایتان به حاکمیت به حق و کاملا درست است. خیلی چیزها باید اصلاح می شده که نشده. از صداوسیما و شورای نگهبان و مجلس و مجمع تشخیص بگیر تا قوه قضاییه و زندانیان سیاسی و حصر و... سراسر اشکال دارد و قابل نقد است. اما جز این است که برای به کرسی نشاندن حرف تان باید ایران وجود داشته باشد و نابود نشده باشد؟ از غیظ مسئولان و نهادها، حاضرید هجوم نظامی و سیاسی و رسانه ای دشمن را با سکوتتان موجه بشمرید؟
هیچ احساس وظیفه نمی کنید فعلا پای ماندگاری مملکت بایستید و مطالباتتان را بگذارید برای بعد؟ لااقل شما هم بیایید وسط تا فردا اگر خواستید در انتخاباتی نامزد شوید یا در دولتی زنبیل بگذارید ومسئولیت بگیرید ، وجدانتان درد نگیرد!
اگر آیندگان به ما بد گفتند ، بقول سعدی " باید که ز مشاطه نرنجیم که زشتیم"



