متقی نوشته است: دیدگاه امامخمینی(ره)، مبنی بر دادن عنوان استکبار به شرق و غرب، سرلوحه سیاستهای کلان ایران بعد از انقلاب قرار گرفت. این سیاست انقلابی ایران، ازیکسو، نقطه اتکای ملتها و گروههای اسلامگرا شد، زیرا از نظر آنها انقلاب اسلامی ایران برای نخستینبار چارچوبهای رایج را شکسته بود. از سوی دیگر، دولتهای محافظهکار منطقه و ابرقدرتها نیز به شدت از گسترش ایدئولوژی اسلام انقلابی نگران بودند، چراکه انقلاب اسلامی ایران نه تنها در بعد ملی دارای برنامههای خاص حکومتی بود، بلکه در بعد جهانی نیز با توجه به جهانشمولی مکتب اسلام، افکار و اندیشههای خاصی را به همراه داشت که نوعی نظم جهانی را عرضه میکرد. در نگرش جدید، تسلط یکجانبه قدرتهای بزرگ بر کشورهای اسلامی نفی میشد. بنابراین هر گروه و مجموعهای از بازیگران که دارای رویکرد انقلابی بودند یا اینکه مخالف وضع موجود محسوب میشدند در گروه ائتلافگرای ایران قرار داشتند. گروههای ائتلافگرا دارای رویکرد رادیکال بوده و به این ترتیب تلاش کردهاند با نشانهها و شاخصهای سوژگی غرب و امریکا مقابله نمایند.
وی همچنین نوشته است: گفتمان ائتلافمحور مبتنی بر نشانههایی از مقاومتگرایی بود. به همان گونهای که فوکو از اصطلاح «سلطه» برای نمایش قدرت استفاده نمود، در ادبیات سیاسی و بینالمللی ایران نیز واژههایی همانند استکبار جهانی تولید گردید. در این شرایط، هرگونه مقاومت و ستیزش باید در مقابله با گفتمان مسلط قرار گیرد. ایدئولوژی انقلاب اسلامی و فضای گفتمانی سیاست خارجی ایران زمینه مقابله با فضای گفتمانی مسلط ناشی از کنش قدرتهای بزرگ را فراهم نمود.
متن کامل یادداشت دکتر ابراهیم متقی را با عنوان ایدئولوژی و سیاست خارجی اینجا بخوانید.






نظر شما