با نگاهی به نهمین انتخابات ریاست جمهوری تنها می توان گفت که ما یک انتخابات پیچیده و سنگین را پشت سرگذاشتیم.

در هر انتخاباتی جریاناتی به صورت آشکار و پنهان عمل می کنند؛ جریانات آشکار همانی هستند که دیده می شود و ظاهر امر است و جریان پنهان برای اصولگرایان مساله انجام وظیفه است و برای جریان رقیب مساله قدرت. در انتخابات دوره نهم و یا مجلس هشتم ما دیدیم که آمریکا بسیار کوشش کرد تا جریان اصلاح طلب پیروز شود، بوش، رایس، بی بی سی و سی ان ان همگی اعلام کردند که از اصلاح طلبان حمایت می کنند ولی ملت ما با هوشیاری و با مدیریت یاران انقلاب تحت رهبری مقام عظمای ولایت به گونه ای عمل کرد که نتیجه انتخابت سرکار آمدن یک اصولگرای به فرموده رهبری علاقه مند به مطرح شدن دوباره ارزش های انقلاب بود. اما اینکه چرا در موتلفه مثلا از آقای لاریجانی حمایت شد و دیگران نیز مورد حمایت قرار گرفتند به خاطر باز شدن فضا برای حضور اصولگرایان بود و اتفاقا انتخابات خوبی را شاهد بودیم؛ در انتخابات دهم هم همین است یعنی تا الان در جبهه اصولگرایان جناب آقای احمدی نژاد نامزد مطرح هستند؛ بقیه هم هنوز به صراحت اعلام نامزدی نکرده اند و سعی هم نداشته اند با مردم بازی سیاسی کنند در حالی که در جریان اصلاحات غیر از آقای کروبی که با صراحت اعلام نامزدی کرد بقیه اصلاح طلبان یک جور بازی سیاسی را با مردم شروع کردند.

اینکه گفته می شود در جریان اصولگرا هیچ حرکتی نیست اشتباه است چون اگر حرکتی نبود این قدر اصلاح طلبان نگران نبودند.جریان اصولگرا در زمان مناسب انجام وظیفه می کند و وارد صحنه می شود و ما در سکوت هم نبوده ایم. قبل از عید سران جریان اصولگرا از ورود برخی کاندیدای احتمالی خبر دادند و چانه زنی هایی هم صورت گرفته است.

باید گفت اختلافی وجود ندارد. ما می خواهیم تمایل مردم را بسنجیم و از طرفی برنامه های نامزدهای احتمالی را بررسی کنیم تا مردم احساس نکنند که بازی داده می شوند. به عقیده من مهمترین مساله، وحدت اصولگرایان در یک انتخابات آزاد است یعنی اصولگرایان در یک فضای آزاد خودشان به یک شخص واحد برسند نه اینکه با بازی سیاسی و جوسازی مردم را بازی بدهیم و ایجاد نگرانی کنیم مثل مجلس ششم که با عملکردش باعث شد مردم در انتخابات شورای شهر کمتر پای صندوق بروند.

در این میان معیارمان فقط ایستادگی در برابر امریکا نیست و معیار اقتصادی هم وجود دارد و در این چند ساله هم مشخص شده که کشور ما از چه چیزهایی آسیب دیده است و از تفکر لیبرالی دولت موقت و تفکر تکنوکراتی دچار آسیب شده است. در 14 اسفند همه گروه هایی که تفکرات لیبرالی دارند مثل نهضت آزادی، جبهه ملی، چریک های فدایی خلق، سازمان منافقین را دور بنی صدر می بینید، منتها بعد که قضیه هفتم تیر و هشت شهریور رخ داد ملت ما انسجامی دوباره یافت اما همان گروه ها دوباره دوم خرداد 76 گرد هم آمدند و نهضت آزادی، مجاهدین انقلاب، مشارکت و گروه های مساله دار در جریان اصلاحات جمع شدند در حالیکه بسیاری از سران پیروان خط امام همان اوایل انقلاب ترور و یا در جبهه جنگ شهید شدند و خونشان را برای انقلاب و حفظ و پایداری جمهوری اسلامی فدا کردند.

در شرایط موجود ما باید ریشه یابی کنیم که مشکلات اقتصادی امروز به چه دلیل است. هرچند معتقدیم اقتصاد امروز ما نسبت به دوران شاه رشد غیر قابل وصفی داشته ولی می توان مشکلات آن را بررسی کرد همان طور که رئیس جمهور به دفعات با کارشناسان اقتصادی جلسه گذاشته اند و این کار را انجام داده اند.

مشکلات اقتصادی ما چند دلیل دارد اول اینکه ما انقلابی کرده ایم که می خواست نظام اقتصاد اسلامی را مبنا کند که نه نظام سرمایه داری است و نه نظام لیبرال دموکراتیک سوسیالیستی و یا کمونیستی است، بنابراین راه هموار نیست و مشکلات فراوانی سر راه است، دلیل دوم این است که ما می خواهیم کشورمان را بسازیم مثلا می خواهیم 10 سد بسازیم آیا این 10 سد نقدینگی نمی خواهد؟

ما در بهترین سال ها که مردم آماده همه نوع تحول اقتصادی بودند دیدگاه لیبرال کاپیتالیستی غربی دولت موقت را در عرصه اقتصاد داشتیم که بسیار به کشور آسیب زد بعد هم گرفتار اقتصاد چپ زده آقای مهندس موسوی شدیم یعنی کاملا عکس دیدگاه دولت موقت؛ در دولت میرحسین وزیر کشاورزی آقای سلامتی است که حالا افکارش را در طول 30 سال دیده اید یا مثلا نظریه پرداز ان فرشاد مومنی است و جالب تر این که مرحوم عالی نسب که یک میلیاردر است و در یک ویلای چند هزار متری در زعفرانیه زندگی می کرد کارشناس اقتصادی و مشاور میرحسین بود.

کار به جایی می رسد که امام در نامه ای از میر حسین می پرسد وضع اقتصادی چگونه است که اقای موسوی جواب می دهد زیر صفر است و نمی توان جنگ را ادامه داد حالا هیچ کس این اعترافات میرحسین را بازخوانی نمی کند و ان را پنهان می کنند بعد هم که دولت اقای هاشمی امد و تکنوکرات ها بر حکومت غلبه داشتند این دیدگاه هم نشان داد که تبعیض و فاصله طبقاتی ایجاد می کند بنابراین مردم به خاتمی و اصلاح طلبان رای دادند، اقای خاتمی هم که بدون برنامه وارد عرصه شده بود و به قول خودش تئوری اقتصادی نداشت و نتوانست نظر مردم را جلب کند در نتیجه مردم علی رغم کاندیداتوری آقای هاشمی و کاندیداهایی از جریان اصلاحات به دکتر احمدی نژاد رای دادند که شعار اقتصاد اسلامی داد.

کد مطلب 5880

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • سلامتی IR ۰۸:۴۸ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۵
    0 0
    با سلام.به اقای بادامچیان بفرمایید قدری خودشان را اصلاح کنند

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین