انتخابات ریاست جمهوری دهم در حالی برگزار شد که هیچ گروهی در کشور نتوانست شرایط موجود کشور را مورد ارزیابی واقع بیننانه و منطقی قرار بدهند و همین مساله مهمترین غفلتی بود که از سوی نخبگان و فعالان سیاسی صورت گرفت که آسیب های فراوانی را به دنبال داشت.
جناح منتقد در کشور با فقدان تحلیل درست از شرایط کشور، وارد عرصه انتخابات شدند و این غفلت سبب شد که آنها تصور کنند که تنها راهکار آنها برای پیروزی، پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری است در حالیکه پیش از این پیروزی، لازم بود بسترهای مناسب در کشور ایجاد شود.
غفلت منتقدان از شرایط سیاسی کشور آنقدر گسترده بود که به محض ایجاد یک بحران، کل قاعده بازی تغییر کرد و رقیب به راحتی توانست پیروز شود در حالیکه باید با تدبیر وارد عرصه می شدند و پیش از حضور زمینه های لازم را مهیا می کردند در غیر اینصورت حضور آنها در این مناصب، خود عامل بحران می شد.
البته این غفلت مختص به منتقدان نمی شود بلکه حکومت نیز در این میان دچار غفلت شد زیرا این تصور قوت گرفته بود که این دوره انتخابات ریاست جمهوری همانند دوره های گذشته است و اگر شکایت و اعتراضی رخ دهد بعد از مدتی به فراموشی سپرده می شود و رقیب برای انتخابات دیگر خود را آماده می کند.
حکومت براین باور بود که دامنه اعتراض ها گسترده نمی شود و به راحتی 40 ملیون رای به حساب حکومت گذاشته می شود و افراد معترض دیگر شکایت های خود را پی گیری نمی کنند در حالیکه این تحلیل به کلی اشتباه بود و آنها لازم بود این واقعیت را بپذیرند که امکان اعتراض گسترده وجود دارد و تدابیر ضروری را برای برخورد منطقی با آن فراهم نمایند.
برای برون رفت از شرایط فعلی کشور باید تدابیر لازم اندیشیده شود در غیر اینصورت وضعیت فعلی تداوم می یابد و رفتارهای بی حاصلی که نتیجه ای در بر ندارد هزینه هایی را بر کشور تحمیل می کند و دود این اقدامات به چشم ملت می رود بنابراین باید زودتر چاره ای کرد.






نظر شما