فروغ سجادی: فراهانی دراینباره به خبرآنلاین میگوید: «البته این نگاه مسئولان بیراه نیست چون نمیآیند تئاتر ببیند. مدیران کلان این ملک هیچگاه حاضر نیستند به جای دیدن فیلمهای گزارش شده آقایان به خود اجازه دهند یک یا دو تئاتر در سال را در سالن تئاتر ببینند. کسانی که خبر و گزارش به آقایان میدهند دوستداران واقعی تئاتر این کشور نیستند و آنان با تئاتر ملی این سرزمین مشکل دارند.»
به گفته، این بازیگر پیشکسوت تئاتر هرچند برخی از مدیران تئاتر در دورههای مختلف صداقت داشتهاند که به نظر او افرادی مانند علی منتظری، حسین سلیمی و حسین پارسایی در برخی موارد از آن جملهاند، اما متأسفانه تاکنون برنامهریزی دقیقی در راستای ایجاد تئاتر ملی در کشور انجام نشده است.
او میگوید: «نمونه عینی این بیتدبیری را در جشنواره تئاتر فجر امسال میتوان دید؛ هست و نیست تئاتر کشور در خدمت جماعتی است که از آن سو (خارج از کشور) میآیند و جماعتی که در این سو برای مذاق آن آمدهها تئاتر میسازند.»
فراهانی با این پرسش که جایگاه تئاتر ملی کجاست؟ ادامه میدهد: «شما در فرانسه در کنار مدرنیته و پست مدرنیسم، یک پدیده عظیم ملی به نام تئاتر ملی دارید اما ما در ایران چه داریم؟ تئاتر ملی کجاست؟ جایگاه آن کجاست؟»
او میگوید: «مدیران تئاتر با بیتدبیری و برنامهریزیهای نادرستشان کاری کردهاند که حتی هنرمندانی مانند ما هم که دلبستگیهای به تئاتر ایران داریم آن قدر در شرایط سخت قرار بگیریم و از تئاتر زده شویم که مانند رکن الدین خسروی، والی و جوانمرد و دیگران صحنه تئاتر ایران را ترک کنیم.»
به گفته این کارگردان، در ایران به تئاتر مانند یک پدیده عقب مانده نگاه میشود و در جنبشهای تئاتری آوان توریستهایی که وجود دارد نگاه به سوی اجرای تئاتر برای اروپا است. بنابراین مسئولان از این نوع تئاتر حمایت میکنند و این نوع گروهها را که به مذاق خارجیها تئاتر میسازند راهی سفر خارجی میکنند.
به گفته بهزاد فراهانی در تئاتر ایران هم مانند همه بخشهای دیگر نگاه خودی و غیرخودی وجود دارد و اندیشه این که یک هنرمند میتواند به گونهای دیگر بیندیشد و از هر پدیدهای نتیجهای جز آن چه آنان میخواهد بگیرد، جا نیفتاده است.
این هنرمند معتقد است، هنر پدیدهای آزاد بدون مرز است و هرگونه اندیشهای درون آن جای میگیرد و بروز میکند. اگر فرصت این بالیدن نباشد هنر شکل نمیگیرد. وقتی از بالا به کسی گفته شود این طور فکر کن تا من به تو هنرمند بگویم این دیگر هنر آن هنرمند نیست، هنر دیگری است.
او درباره سانسور و ممیزی هم نظری خاص دارد و میگوید: «مسئله سر سانسور نیست، مسئله سر پاسپورت خاص سفیدها و خاص سیاهها مانند آفریقای جنوبی است که در تئاتر ما مطرح است. برای تئاتر یکی از هنرمندان همه نوع تبلیغاتی در سطح شهر، در تلویزیون و غیره میشود، حمایت کامل صورت میگیرد اما برای کارگردانی مثل من حتی ممکن است به مطبوعات بگویند نقدی دربار کارش نوشته نشود یا اگر نوشته شود باید در حد ناسزا باشد.»
فراهانی به تازگی نمایش «فیروزه» را در تالار اصلی اجرا کرد و با وجود آن که شنیدهها حکایت از حمایت مرکز هنرهای نمایشی از این اجرا دارد، او معتقد است حمایت خوبی از این نمایش نشده و او را از صحنه تئاتر کشور حذف کردهاند.
او میگوید: «هیچ کس حاضر نیست بیاید بگوید چرا نمایشی مانند «فیروزه» که در هفتههای آخر با استقبال خوبی از طرف تماشاگران مواجه شده بود ناگهان متوقف شد؟ مگر قرار نبود این نمایش تا پایان دی ماه اجرا شود؟ در قرارداد ما حتی عنوان شده بود که ما باید دو تا اجرا هم برای جشنواره فجر داشته باشیم، اما مرا حذف کردند و گفتند قرار است جای شما تئاتر آلمانی اجرا شود که هنوز از این تئاتر خبری نیست. گفتند میخواهیم تئاتر مذهبی اجرا کنیم، بازهم خبری نشد و من فهمیدم میخواهند مرا حذف کنند. این بار اول نیست که مرا حذف میکنند. من کلاً از تئاتر این کشور حذف هستم.»







نظر شما