کد مطلب: 34257
زمان انتشار: دوشنبه 14 دی 1388 - 02:48:44

9فتوای آیت‌الله صانعی که از نظر برخی علما بدعت است

سیاست > چهره ها  - جمعی از فضلا و اساتید حوزه علمیه قم با انتشار بیانیه‌ای مبانی فتاوای و نظرات فقهی شیخ یوسف صانعی را به چالش کشیدند.

به گزارش رجانیوز متن این بیانیه فقهی و علمی  که فاقد اسم و امضاست به این شرح است:

سالیانى است که آقاى یوسف صانعى فتاواى غریبى به نام مرجعیت صادر مى‏کند و مدعى‏است که این فتاوا را «با همان متد حوزوى» به دست آورده و لذا تصریح نموده که «من غیر از کتاب و سنت و غیر از فقه صاحب جواهر و شیخ چیزى ندارم. آن چه هست مبناى فقه صاحب جواهر و شیخ است».

این‏جانبان جمعى از اساتید و فضلاى حوزه‏ى علمیه قم حداقل به دو دلیل احساس وظیفه نمودیم تا نسبت به برخى از فتاواى شگفت‏آور ایشان اعلام موضع کنیم.

1- اگر چه آقاى صانعى منتقدان خود را مورد اهانت قرار داده، مى‏گوید : «ما به حکم و اذا خاطبم الجاهلون قالوا سلاماً، در راه هدف، از همه‏ آن‏ها صرف نظر کردیم».(1) ولى چند سال بعد مواضعش را تعدیل نموده و فرموده که از انتقادات استقبال مى‏کند : «من حتى از آن‏هایى که بعضاً به صورت اعتراض سؤال مى‏کنند - و لو این‏که اعتراض آن‏ها به صورت توهین هم باشد - ناخرسند نمى‏شوم بلکه آن را لطف ایشان در حق خودم مى‏دانم و آن را سبب پیشرفت امور و رفع اشکال مى‏دانم».

2- آقاى صانعى مستمسک فتواى خود را، کتاب و سنت و فقه فقهاى برجسته شیعه معرفى نموده و چنان سخن مى‏گوید که گویى حضرت امام خمینى - قدس سره - مجوز این‏گونه فتاوا را براى وى صادر فرموده است!

از این رو ما برخى از فتاواى ضد اجماع و ناپخته‏ى ایشان را نقل و مخالفت آن را با دیدگاه فقیهان سترگ شیعه مخصوصاً حضرت امام خمینى - قدس سره - نشان مى‏دهیم و از وى مى‏خواهیم از شتابزدگى در افتا بپرهیزد و در آموخته‏هایش بازبینى کند و اگر حکمى را نمى‏داند، سکوت کند که فردا در پیشگاه صاحب دین باید پاسخ‏گوى ابداعات خود باشد.

به نظر مى‏رسد ایشان بدون توجه کافى به قواعد اصولى و فقهى و بى‏آن که دغدغه‏ى ردّ فروع به اصول را داشته باشد و بدون اشاره به ادله‏ى احکام، تنها آن چه را به گمان خود مورد نیاز اجتماع مى‏داند، در قالب احکام فقهى بیان مى‏کند، لذا پر فتوا و کم تتبع است و هر روز که مى‏گذرد بر فتاواى عجیب و غریبش مى‏افزاید.
براى آشنایى خوانندگان محترم بعضى از نظرات فقهى وى بیان مى‏شود:

یکم : تساوى دیه‏ زن و مرد

امام خمینى ره  و همه‏ فقیهان شیعه، دیه‏ زن را نصف دیه‏ مرد مى‏دانند و بسیارى از آن‏ها به اجماعى بودن این حکم تصریح کرده‏اند. همچنین فقیهان همه مذاهب اهل سنت دیه‏ زن را نصف دیه‏ مرد مى‏دانند، مگر چند تن انگشت شمار از اهل‏سنت که مخالفت آن‏ها را بهایى نیست، لذا صاحب جواهر مى‏گوید : جملگى مسلمانان براین حکم اجماع دارند.

در مقابل اجماع فقیهان اسلام، آقاى صانعى در نسبتى خلاف واقع ادعا مى‏کند: منشأ تفاوت دیه‏ زن و مرد در زمان شهید بهشتى است. بهشتى در آن شرایط انقلابى این وجه اعتبارى را مطرح کرد که چون مرد خرجى مى‏دهد، دیه‏ وى دو برابر زن است. اصل این مطلب نادرست است ... در فقه شیعه اصلاً این حرف‏ها و این گونه مسائل مطرح نیست. با اعتباراتى که اشکال دارد نمى‏توان قانون درست کرد.

بدین‏گونه آقاى صانعى اجماع فقیهان شیعه را انکار نموده، از شهید بهشتى انتقاد مى‏کند که با اعتبارات نمى‏توان قانون درست کرد. در حالى که دلیل ارائه شده از سوى آن شهید از روایات گرفته شده است.

مطلب دیگر این‏که وقتى از آقاى صانعى در مورد دیه‏ زن و مرد سؤال مى‏کنند، مى‏گوید: دیه زن و مرد مساوى است قضاءً لا طلاق ادلة الدیه و عدم دلیل برتقیید .


در صورتى که که شیخ طوسى دلیل نصف بودن دیه‏ى زن را اجماع و روایات مى‏داند و صاحب جواهر، روایات باب را متواتر مى‏خواند، همان روایاتى که از پیامبر(ص) و ائمه (ع) نقل شده و مقیّدند و به صراحت دلالت بر نصف بودن دیه دارند.

دوم : ردّ فاضل دیه

امام خمینى ره  و همه‏ فقیهان شیعه در صورتى قصاص مردِ قاتل را در مقابل زنِ مقتول جایز مى‏دانند که اولیاى زن، فاضل (زیادى) دیه‏ قاتل را به ورثه‏اش بپردازند که نصف دیه‏ مرد است و این حکم اجماعى است. در مقابل، فقیهان اهل سنت جز اندکى از آن‏ها ردّ زیادى دیه را لازم نمى‏دانند.

آقاى صانعى برخلاف اجماع فقیهان شیعه و با پیروى از جمهور فقیهان اهل‏سنت، ردّ فاضل دیه را لازم نمى‏داند، درحالى که صاحب جواهر مى‏گوید: روایات مستفیض و متواتر این معنا را اثبات مى‏کند.

سوم : متعه‏

آقاى صانعى گفته است : «مشروعیت عقد موقت و متعه، فى‏الجمله براى مواقع اضطرارى همانند جنگ‏هاى طولانى، جزو مسلمات مذهب شیعه است و همان طور که مرقوم شده مشروعیتش براى موارد اضطرار است».

مدتى بعد با صراحت مى‏گوید: «اساساً عقد موقت در اسلام براى رفع ضرورت است، نه عیاشى مشروع یا عدل ازدواج دائم قرار گرفتن، بنابراین براى کسانى که همسرشان در اختیار آن‏ها است و مى‏توانند غریزه‏ جنسى را به وسیله همسر اطفا نمایند، عقد موقت مرد نسبت به زن مسلمان، به نظر این جانب، محل اشکال، بلکه محکوم به منع و عدم جواز است.»

نظر آقاى صانعى در منوط کردن جواز ازدواج موقت به وجود اضطرار همان دیدگاه قدیمى فقیهان اهل‏سنت است و اساساً نخستین فردى که قید «اضطرار» را دخیل در جواز متعه دانست، خلیفه‏ دوم بود که در دفاع از تحریم متعه گفت : «همانا رسول خدا(ص) متعه را در زمان ضرورت حلال کرد و اکنون مردم در آسایش‏اند».

برخلاف آقاى صانعى، فقیهان شیعه اجماعاً ازدواج موقت را جایز مى‏دانند و هیچ کدام آن‏ها جواز آن را مقیّد به قید اضطرار نکرده است.

چهارم : محرمیت فرزند خوانده

وقتى درباره‏ محرمیت فرزند خوانده با اطرافیان از آقاى صانعى سؤال مى‏شود، فتوا مى‏دهد: فرزند خوانده گرچه فرزند اصلى نمى‏باشد، لیکن چون اطلاع دادن و متوجه شدن او به فرزند خوانده بودن براى او حرج و مشقّت ولو روحى - که معمولاً چنین است - دارد، از جهت محرمیت حکم فرزند اصلى را داشته و همه محارم فرزند اصلى به او محرم مى‏باشند و جزو محارمش از حیث محرمیّت محسوب مى‏شوند و در محرمیّت ذکر شده، فرقى بین نسبى، مانند دایى و عمه و یا سببى، مانند مادر زن و یا مادر شوهر و غیر آن‏ها نبوده و نیست.

فقیهان شیعه تاکنون هرجا که درباره‏ ایجاد محرمیّت با فرزند خوانده اظهار نظر کرده‏اند، تنها به محرمیّت از راه رضاع یعنى شیر دادن و ازدواج اشاره کرده‏اند، از جمله خود آقاى صانعى در پاسخ مقلدانش، پیش از این تنها به همین دو راه اشاره کرده است و دیده نشده که فقیهى براى اثبات محرمیّت، آن هم براى نزدیکان سببى و نسبى به قاعده نفى حرج استناد کرده باشد. از طرز استدلال آقاى صانعى دانسته مى‏شود که وى به درستى مفاد قاعده‏ لاحرج را در نیافته است.

پنجم : ربا در قرض‏هاى استنتاجى

آقاى صانعى فتوا مى‏دهد : اگر کسى که قرض مى‏دهد، شرط کند که زیادتر از مقدارى که مى‏دهد بگیرد، در صورتى که قرض استنتاجى (تولیدى و اکتسابى) باشد به این معنا که شخص براى گذران زندگى و تهیه‏ نان شب خود و یا ورشکستگى و بیچارگى قرض نمى‏کند، بلکه براى کسب و ساختن خانه و امثال آن‏ها - که براى استنتاج است - قرض مى‏کند، عدم حرمت قرض ربوى استنتاجى - که نه تنها باعث جلوگیرى از معروف و تجارت و کسب و کار نمى‏شود، بلکه وسیله‏اى براى رونق بازار و اقتصاد سالم است - خالى از قوت نیست، هر چند احتیاط در به کار بردن حیل در این قسم ربا و زیاده مطلوب است، ولى اگر قرض ربوى استهلاکى باشد؛ یعنى براى نیاز و رفع احتیاج زندگى است، حرام و در حکم جنگ با خدا و رسول او است و هیچ حیله‏اى مجوّز آن نیست.

فقیهان شیعه و سنى اجماع دارند که به طور کلّى اگر در قرض، شرط شود که هنگام باز پرداخت، مقدارى به مبلغ بدهى افزوده شود، ربا و حرام است و تا قرن حاضر کسى در این حکم تردیدى نداشت تا این‏که با نفوذ اقتصاد سرمایه‏دارى در کشورهاى اسلامى برخى از عالمان اهل سنت، مانند رشید رضا و عبدالوهاب خلاف، این شبهه را مطرح کردند که آن چه اسلام تحریم کرده خصوص بهره‏ قرض‏هاى مصرفى و استهلاکى است و شامل بهره‏ قرض‏هاى تولیدى و استنتاجى نمى‏شود و متأسفانه آقاى صانعى بدون مطالعه کافى و دقت در آیات و روایات اهل‏بیت در این دام افتاده و این فتوا را داده است، حال آن که فضلاى حوزه‏ علمیه‏ى قم به خوبى به شبهات مزبور پاسخ گفته‏اند.

ششم : پاک بودن پوست غیر مذکى

آقاى صانعى گفته است : به نظر اخیر این جانب، چرم‏ها و پوست‏هاى تهیه شده در بلاد غیر اسلامى، اگر اطمینان باشد که از حیوانات مردار و میته گرفته نشده (که معمولاً امروزه مخصوصاً با توجه زیادى که به رعایت بهداشت در دنیا مطرح است، چنین اطمینانى وجود دارد)، نجس نیست. زیرا آن چه که نجس است، مردار و جیفه است نه غیر مذکى، هم‏چنین نماز خواندن با آن‏ها چنان چه از حیوان حلال گوشت باشد، مانعى ندارد.

در فقه شیعه، حیوان غیر مذکى، میته محسوب مى‏شود و پوست آن نجس و نماز با آن باطل مى‏باشد و این مطلبى اجماعى است و در روایات معصومان(ع) هم همین معنا به صراحت آمده است(27) حال چگونه آقاى صانعى حکم غیر مذکى را از میته جدا مى‏داند، خود باید پاسخ بدهد.

هفتم : تشکیک در حکم ارتداد

از آقاى صانعى مى‏پرسند: آیا افراد مى‏توانند به صورت واقعى و نه تصنعّى دین خود را تغییر دهند؟
در جواب مى‏گوید : اگر این عمل از روى تحقیق، علم و آگاهى باشد و در واقع آگاهانه منکر دین فعلى خود شود، این مطلب، قابل بحث است اما اگر کسى علم و آگاهى به حقانیت دین خود دارد اما بازدست به انکار آن مى‏زند و مردم هم مى‏دانند این عقیده واقعى او نیست، این چنین کسى مستحق مجازات است.

این گفته آقاى صانعى که مى‏گوید «قابل بحث است»، زیر سؤال بردن حکم اجماعى فقیهان مسلمان است، آنان حتى در مورد کسى که یک حکم ضرورى دین را انکار کند حکم ارتداد و اعدام را جارى مى‏دانند چه رسد به این‏که‏ صراحتاً دین خود را انکار کند و تغییر دهد. قیدى که آقاى صانعى به عنوان راه نجات مرتد از مجازات مطرح کرده است، یعنى «انکار و تغییر دین از روى علم و آگاهى»، قیدى است که با احراز آن، همه فقیهان مسلمان حکم به مجازات فرد مى‏کنند. صاحب جواهر مى‏گوید: اگر حکم انکار شده، فى حد ذاته امرى ضرورى از ضروریات دین باشد و کسى که آن را انکار مى‏کند، از ضرورى بودن آن حکم نزد اهل دین اسلام اطلاع داشته باشد، با این انکار، کفر وى ثابت مى‏شود، چه این انکار زبانى باشد و از روى عناد گفته شود و چه هم زبانى باشد و هم اعتقاد قلبى او باشد.

شهید ثانى نیز مى‏گوید: ارتداد عبارت است از کفر بعد از اسلام و کفر یا بانیت یا با قول و یا با فعل تحقق مى‏بابد... قول مثل این‏که خدا یا پیامبران را انکار، یا رسول خدا(ص) را تکذیب کند، یا امرى را که اجماعاً حرام است حلال، یا امرى را که اجماعاً حلال است، حرام شمرد و ضابطه‏ى ارتداد، انکار ضرورى دین است و فرقى نمى‏کند از روى عناد، یا اعتقاد و یا استهزا باشد.بنابراین جایى براى تشکیک در این حکم نیست.

هشتم : ارث بردن کافر از مسلمان

آقاى صانعى مى‏گوید: آیا اسلام حقوقى را براى کسانى که شناسنامه‏ اسلامى دارند قرار داده است؟ حالا اگر کسى شناسنامه‏اش او را مسیحى، یهودى، زرتشتى و یا سایر ادیان که با اسلام دشمنى ندارند معرفى کرد آیا این گونه افراد از آن حقوق محروم مى‏شوند، یعنى فرد غیر مسلمان حق ندارد از مسلمان ارث ببرد؟ ... ما چگونه بپذیریم مردى که شناسنامه‏اش اسلامى است وقتى از دنیا رفت فرزندش که مسلمان نیست و دینى غیر از دین اسلام را برگزیده است وشیره و میوه جان پدر است تنها به علت این‏که شناسنامه اسلامى ندارد از ارث بردن اموال پدر محروم شود.

این گفته آقاى صانعى هم برخلاف اجماع مسلمانان است. شهید ثانى مى‏گوید: مسلمانان اتفاق دارند که کفر مانع ارث مى‏شود و کافر از مسلمان ارث نمى‏برد.

صاحب جواهر پس از آن که کفر را از موانع ارث مى‏شمرد، مى‏گوید: کافر ذمى و حربى و مرتد و سایر اصناف کافر از مسلمان ارث نمى‏برند و در این حکم میان مسلمانان اختلافى نیست.

بنابراین از نظر فقیهان اسلام، این مطلب اثبات شده‏اى است که شخص مرتد از پدر مسلمان خود ارث نمى‏برد و آقاى صانعى تحت تأثیر احساسات خود، احکام خدا را به بازى گرفته است.

نهم : ازدواج مجدد

آقاى صانعى گفته است: ازدواج مجدد مرد بدون اجازه‏ همسر اول، خلاف شرع، حرام و معصیت است. در صورتى که رضایت زن اول وجود نداشته باشد، حتى اگر مرد تمکن مالى هم داشته باشد، ازدواج مجدد وى حرام است.

و براین گفتار افزوده است : ازدواج مجدد بدون رضایت همسر اول ... از نظر شرعى جرم است و اگر زن اول بعد از عقد زن دوم رضایت ندهد، این عقد اثر حقوقى ندارد.

آقاى صانعى در این مسأله برخلاف اجماع مسلمانان فتوا داده است. علامه‏ى حلى مى‏گوید: فقیهان همه شهرها در همه سرزمین‏ها و زمان‏ها اتفاق دارند که براى مرد آزاد جایز است چهار زن آزاد را به عقد دائم خود در آورد.
بعضى از فقیهان در توضیح سخن علامه گفته‏اند : این گفته صراحت دارد در این‏که احدى از مسلمانان با جواز ازدواج با چهار زن مخالفت نکرده است، با وجود آن که در سایر مسائل فرعى زیاد اختلاف دارند. هر کس قایل به عدم جواز شود منکر صریح قرآن است و مخالف همه اهل اسلام ... و اگر کسى این را انکار کند، مرتد است، چون ضرورى دین را انکار کرده است.

روایات فراوانى نیز بر جواز گرفتن چهار زن دلات دارد.

ضمن این‏که تا به حال بین فقیهان مسلمان دیده نشده است که کسى ازدواج مجدد را مشروط به رضایت زن اول کند، این شرط را آقاى صانعى بدون دلیل شرعى، از جانب خود ابداع کرده است. اگر چنین شرطى ملاک باشد حکم ازدواج مجدد در قرآن «فانکحوا ماطاب لکم من النساء مثنى و ثلاث و رباع» تقریباً لغو است، چون کم‏تر زنى است که براى ازدواج دوم شوهرش اجازه بدهد.

البته آقاى صانعى به این ابداعات قانع نیست و چنان مى‏نماید که در آینده قصد دارد در بسیارى از احکام دین تجدید نظر کند. نکته‏اى که در این‏جا تذکر آن لازم مى‏نماید این است که چرا مراجع محترم تقلید، مدرسین حوزه و فضلاى محترم با مماشات به فتواهاى شگفت آقاى صانعى مى‏نگرند، در صورتى که نشر چنین بدعت‏هایى که با کنار نهادن معیارهاى علمى حوزوى انجام مى‏گیرد گذشته از آن که ضربه کارى بر میراث فقیهان بزرگ شیعه است براى طلاب جوان و تازه کار، روشى نا مبارک و غلط را آموزش مى‏دهد که مفسده آن در آینده آشکار خواهد شد.

کد مطلب: 34257
زمان انتشار: دوشنبه 14 دی 1388 - 02:48:44
نظرات [44 ]
رحیم شنبه 3 بهمن 1388 - 19:48:43
اسلام یعنی عقل حرف این بزرگ مرد هم چیزی جز عقلانیت نیست با این فکر روشن دیگر سایر ادیان نمیتوانند مارابه سخره بگیرند چون این اسلام از عقل و منطق نشات گرفته نه از سنت گرایی که نمیتواند کسی را با حقیقت اسلام اشنا کند درود بر این بزرگ مرد ایرانی
یاسر سه شنبه 22 دی 1388 - 15:48:37
دین چیزی نیست که برای آن ترقی بتوان قائل شد. تنها در برخی موارد به دلیل شبهه های جدید و مسائل مربوط به زمان و بجهت تفسیر بیشتر و توضیح آنچه باید انجام شود، فقها نطراتی را بیان می کنند و اصلا نمی توان نظر شخصی در آن داد.
بدون نام سه شنبه 22 دی 1388 - 12:12:37
برای سایتتان متاسفم نظراتی که چاپ کردید همه دیدگاه یکسانی داشت واقعا کسانی که بدعت را نواوری می دانند برایشان متاسفم دیگه به سایت شما مراجعه نخواهم کرد
مهرسا پنجشنبه 17 دی 1388 - 13:52:57
واقعا نمی دونستم ایشون انقدر نظرات روشنی دارن احتمالا ایشون رو انتخاب کنم ب عنوان مرجع
بدون نام سه شنبه 15 دی 1388 - 15:22:39
به مذهب اعتقادی ندارم.اما حضور آدم هایی مثل ایشون نشان میده اسلام در حال پیشرفت است. جسارت ایشان رو تحسین می کنم که در این فضای بستهی علمای اسلام با شهامت حقیقت ها رو بیان کردن... زنده باشی
وحید.خندانی سه شنبه 15 دی 1388 - 01:50:42
اگرمرجع بزرگی چون آقایم سیدعلی خامنه ای نبودازایشان باافتخارتقلیدمیکردم باآرزوی سلامتی وتندرستی رهبرم وظهورامام زمان.صلوات
نازی دوشنبه 14 دی 1388 - 16:22:45
خوشحالم که هنوز تو دنیاابلهانی پیدا می شوند که چشم من و دیگر انسان های آزادیخواه و کمال جو رو به واقعیت باز می کنند. ممنون از رجا نیوز!!! با این دلایلی که آورد، باعث شد که من که تا حالا به مرجع تقلیدی اعتقاد نداشتم، آیت الله صانعی، این بزرگمرد روشن اندیش رو به عنوان مرجع خودم قبول کنم. افسوس که تا الان از طرز فکر ایشان غافل بودم. همیشه انسانی بزرگ، در دوران خودشون با مشقاتی از سوی متحجران و کج اندیشان روبرو بوده اند. درود بر آیت الله صانعی..
بدون نام دوشنبه 14 دی 1388 - 16:20:50
من از خداي سبحان براي يوسف صانعي شفاي عاجل طلب مي نمايم .
عاقل و بالغ دوشنبه 14 دی 1388 - 16:09:07
واقعا اینجوری که میشه آدم دوست داره مرجع تقلید داشته باشه
بدون نام دوشنبه 14 دی 1388 - 15:17:46
چهار تا مثل شما كه حزب باد هستيد بايد مقلد صانعي باشيد
بدون نام دوشنبه 14 دی 1388 - 15:17:19
آیت الله صانعی در خصوص هر کدام از این فتواها، کلی دلیل ارائه کرده اند. اگر کسی مخالف است، دلایل ایشان را رد کند. به هر حال در صورتیکه حتی یک نفر مقلد داشته باشند، ایشان مرجع تقلید هستند. مگر اکثر همین حوزویان سنتی با آیت الله العظمی خمینی مشکل نداشتند؟ چند درصد مراجع سال 57 «ولایت فقیه» را قبول داشتند؟
مسلمان دوشنبه 14 دی 1388 - 15:10:18
من ایشان را قبول ندارم چون سیاسی کار درجه یکی است
بدون نام دوشنبه 14 دی 1388 - 14:57:51
اگرقرارباشه که هرمرجع جدیدی همان فتواهای مراجع قبلی را تائید کند که دیگر احتیاجی بهمراجع جدید نبود وبا یک رساله میشد چند قرن آنرا استفاده کرد.
سالم دوشنبه 14 دی 1388 - 14:56:48
من تابع یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت هستم وتا به حال این چنین نظر روشن گرایانه از فقهای اهل تشیع ندیده بودم پس ان شاءالله رحمت خداوند بر ایشان باد
emad دوشنبه 14 دی 1388 - 14:56:03
چرا نظر مرا درج نمی کنید ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سعید دوشنبه 14 دی 1388 - 14:39:34
بنده هم به تقليد اعتقادی ندارم .اما اگر مشکل شرعی داشته باشم حتما از نظرات ایشان استفاده خواهم کرد.نظرات ایشان نشان میدهد بسیار روشنفکر و مترقی هستند.جامعه ما به روحانیونی مثل ایشان نیاز زیادی دارد.واقعا درود بر این انسان روشنفکر.
علي دوشنبه 14 دی 1388 - 14:38:16
من هم به به مرجع بودن ايشان و درست بودن فتاواي ايشان ذره اي ترديد ندارم. خداوند اين مرجع بزرگوار را كه باعث سربلندي اسلام است حفظ فرمايدوكينه توزان و متحجران را به سزايشان برساند. ان شاا...
بي هويت  دوشنبه 14 دی 1388 - 14:16:47
با اين متن تصميم محكم گرفتم كه مقلد آيت ا... صانعي باشم خدا را گواه مي گيرم كه باند بازي سياسي را وارد دينم نمي كنم واقعا از نظر من ايشان خيلي انسان آگاه به قواعد روز دنيا هستند همه احكام براي همه زمانها نيست با اين حكم چهار زن براي مرد بدون اذن زن اول فكر نكنم خانواده سالمي در ايران باقي بماند شمايي كه اين مطلب رانوشته ايد اگر يك زن ديگر اضافه كنيد فردا بايد در دادگاه خانواده باشيد
امین دوشنبه 14 دی 1388 - 14:16:05
یه آدم منصف اگر این نظرات رو بخونه بی شک می گه صاحب این نظرات آدم عاقل و روشنفکریه
ali دوشنبه 14 دی 1388 - 14:09:31
تمام فتواهای ایشان عقلانی و منطقی می باشد و هر عقل سلیمی آنرا قبول خواهد داشت.
بدون نام دوشنبه 14 دی 1388 - 13:49:09
من از امروز مقلد او میشوم
فرشته دوشنبه 14 دی 1388 - 13:47:39
من نمیدونم چی بگم فقط میتونم بگم چون طرف خانم هاروگرفتن علمابه تکاپوافتادن؟؟!!این یک ظلم به زنهای این مملکته!
آیدین دوشنبه 14 دی 1388 - 13:40:07
بنده هم از این به بعد از ایشان تقلید خواهم کرد، دین چیزی نمیگوید بر خلاف عقل سلیم
یکی از سبزها دوشنبه 14 دی 1388 - 13:06:41
بهتر است تا مانند آقای منتظری خانه نشين نشده اند از حضور با برکت ایشان و افکار مترقی ایشان بیشتر بهره مند شویم.
محمد از کرمانشاه دوشنبه 14 دی 1388 - 13:00:00
من هم از امروز مقلد ایشان شدم
ثامن  دوشنبه 14 دی 1388 - 12:35:07
حضرت علي هم در زمان خود حسب شرايط بر اسبها زكات بستند در حاليكه پيامبر اكرم اين كار را نكردند آيا بايد بگوييم اين بدعت است به نظر مي رسد بدعت راكد و بي تغيير ماندن احكامي باشد كه شرايط روز جامعه تغيير آن را اجتناب ناپذير مي كند
علی دوشنبه 14 دی 1388 - 12:18:40
این دلیل ها کاملا اعتقاد من رو به مرجعیت آیت الله العظمی صانعی راسخ تر کرد!
اسماعيل  دوشنبه 14 دی 1388 - 12:13:58
واقعا نظرات ايشان خيلي روشنفكرانه است ما نميدانستيم در ميان علما همچين كساني نيز وجود دارند
حامد دوشنبه 14 دی 1388 - 12:07:33
من به تقلید اعتقادی ندارم ولی آقای صانعی را به عنوان یک انسان آزاده قبول دارم .
محمد دوشنبه 14 دی 1388 - 12:06:19
با سلام اجتهاد یعنی همین که یک عالم دین بتواند بنا بر مقتضیات زمان ویا مکان احکام ثانویه استخراج کند رجا نیوز علقه سیاسی وذهنی اش مشخص است ان شاء ا... خداوند همه را به راه راست هدایت کند.
منصف دوشنبه 14 دی 1388 - 12:01:32
خدا ان شاءالله همه را هدایت فرماید.
بدون نام دوشنبه 14 دی 1388 - 11:56:46
من تا امروز نمی دانستم که ایشان اینفدر مترقی است .از امروز مصصم شدم از ایشان تقلید کنم .خدا خیرتان دهد از بابت اطاع رسانی
امیر دوشنبه 14 دی 1388 - 11:34:09
اسم منم بنوسید منم مرجع تقلیدم همین آقاست
بی نام دوشنبه 14 دی 1388 - 11:27:32
چه متن آگاهی بخشی! من به وجود چنین مرجع عالیقدری افتخار می کنم
بدون نام دوشنبه 14 دی 1388 - 11:26:02
مگر امام خمینی شطرنج را حلال اعلام نکرد و اجماع علما را نشکست.
بدون نام دوشنبه 14 دی 1388 - 11:24:35
واقعا که چون اجازه ندادند مرد 4 تا زن بگیره بد شدن من اصلا با نظراتشون اشنا نبودم ولی حالا دیگه بهشون اعتقاد پیدا کردم
alireza دوشنبه 14 دی 1388 - 11:16:11
تمام فتاوای انسانی ایشان را بدعت دانسته اند.چون با نظر سنت گرایان متفاوت است
فكر دوشنبه 14 دی 1388 - 11:05:27
من كه مقلد ايشان نبودم بعد از خواندن مطالب بالا به ايشان اعتقاد آوردم. درود بر اين مرد روشن ...
آرمان دوشنبه 14 دی 1388 - 10:57:11
از این پس، مرجع تقلید من، آیتالله صانعی است؛ مجتهدی که به همین 9 فتوای خود، اسلام را با ضروریات و شرایط عصر حاضر پیوند داده و انسانیت را ملاک فتاوایش قرار داده. منتشر نمی کنید؛ می دانم، همچون دهها نظر سابقم.
وحید-ایران سرافرازم آرزوست دوشنبه 14 دی 1388 - 10:51:19
تمامی استفتاعات ایشان عقلی است و هر عقل سالمی آنرا تایید میکند ، از شما ممنونم که ما را از اندیشه های به روز آقای صانعی مطلع کردید. از امروز من مقلد ایشان هستم.
یلدا دوشنبه 14 دی 1388 - 10:48:13
آیت الله صانعی سعی در زنده نگه داشتن اسلام دارد.چرا که اسلام باید مرد زمانه خود باشد و بسیاری از جوانان به دلیل همین کاستیهای اسلام و بسیاری دیگر از اسلام زده شده اند... وسعت نظر داشته باشیدواز این ها می توان به عنوان قوانین ثانویه یاد کرد
حمید دوشنبه 14 دی 1388 - 10:38:46
واقعا وقتی این ایرادات رو دیدم به شرف آزادمردی چون آیت الله العظمی صانعی درود فرستادم که چه قدر به زنان و جایگاه ایشان در جامعه اهمیت می دهند. یعنی خدا رو شاکرم که اینها با این ایراداتی که گرفتند، بیشتر بزرگی و جایگاه مقام و اندیشه این مرجع تقلید بزرگ شیعه رو به ما شناساندند.
بدون نام دوشنبه 14 دی 1388 - 10:38:23
مگر همین آقایان فتاوای امام راحل را بدعت نمی خواندند؟
بدون نام دوشنبه 14 دی 1388 - 10:23:35
معلومه که نظری رو که گفتم برای دیگران نمیگذارید.چون رویه شما معلومه.نظرات را بنا به رای خودتون انتخاب میکینید و میگذارید.امیدوارم امام زمان هرچه زودتر بیاد و تکلیف رو مشخص کنه
فرم ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)  

آدرس وب سایت یا وبلاگ

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید:

 = 6+2

دیگر مطالب
مطالب بیشتر...
Advertisement
صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما | جستجو | نقشه سایت | فید مطالب

استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.
stat

Designed and Developed by DORHOST