به گزارش ایرنا، مشایی با اشاره سابقه آشنایی خود با احمدینژاد گفت: برخی از بزرگنماییهایی که در حوزه اثر بنده در دولت میشود بیشتر به قصد تخریب صورت میگیرد؛ هم میخواهند مرا تخریب کنند، هم شخص دکتر احمدینژاد را. پیشرفتها و موفقیتهای شخص آقای دکتر احمدینژاد و دولت ایشان بیشتر به استعداد بسیار بالا، هوش فراوان که مبتنی به ایمان عمیق ایشان به خدا، دین و امام زمان «عج» برمیگردد که طبیعتاً نتایج بسیار گرانبهایی دارد.
وی افزود: احمدینژاد ارادت بسیار تام و ویژهای به ساحت مقدس حضرت مهدی «عج» دارند و آن حضرت را بر زندگی خود، ناظر می بینند این پایه بسیار مهمی است
مشایی در پاسخ به این سوال که: این که میگویند احمدینژاد به هیچ نقدی راجع به مشایی گوش نمیدهد چقدر صحت دارد؟ گفت: این هم از آن حرفهاست، "هیچ نقدی" خیلی حرف کلی است. این هم مثل همان قبلی برای تخریب آقای دکتر و مخدوش کردن موضوع است. روش کار آقای احمدینژاد نه در مورد مشایی بلکه در هر مورد دیگری این است که حرفها باید منطقی و اصولی و درست باشد، واقعیت داشته باشد و از موضعی که اعلام میشود آن موضع، موضع درستی اعلام شود.
این حرف کاملاً بیمنطق است؛ آقای دکتر احمدینژاد اساساً در هیچ مسئلهای ذهن و فکر خود را نسبت به نقد نبسته، خودش آدم منتقدی است، قدرت نقادی دارد و خیلی خوب هم درک میکند که اگر مطلبی گفته میشود، نقد است یا تخریب؛ مواضع اصولی است یا غیر اصولی؛ خبر راست است یا دروغ، ایشان قدرت تحلیل دارد.
وی در پاسخ به این سوال که: در چهار سال گذشته یکسری اتفاقات و جنجالها حول محور شما شکل گرفت نظر شما راجع به خاستگاه این جنجالها و چگونگی آن چیست و آیا شما خود را در این اتفاقات مقصر میدانید یا نه؟، اظهار داشت: البته این خیلی روشن است که من خودم را مقصر نمیدانم. آقای رئیس جمهور هم بنده را مقصر نمیدانند و اگر مقصر میدانستند با من برخورد میکردند، چون ایشان نشان دادند که اولاً خیلی خوب شجاعت و جسارت برخورد را دارند و از هیچ موضوعی هم نمیهراسند، اما انگیزه اینها من فکر میکنم که نیاز به یک تحلیل وسیعی دارد.
وی گفت: ببینیم آنهایی که انتقادی داشتهاند و یا مواضعی داشتهاند، انگیزهشان چه بوده است، تعداد قابل ملاحظهای از منتقدان بنده(البته این نظر من است و در مواردی که با آقای رئیس جمهور صحبت داشتهام، نظر ایشان هم همین بوده است)، که اصلا هیچ شناختی از من نداشتهاند و ندارند و متاسفانه صرفاً تحت تاثیر اخبار دروغ قرار گرفته اند. من با آنها کاری ندارم ولی مقاصد سیاسی برای تخریب دولت و وجهه آقای احمدینژاد انگیزه اصلی بوده است، اگر بنده هم در محضر آقای دکتر احمدینژاد نبودم و در حوزهای که ایشان مدیریت میکند به عنوان یک خدمتگزار کوچک حضور هم نداشتم و به مواضع ایشان باور و اعتقاد نداشتم و در جهت اعمال نقطه نظرات ایشان حضور موثری نداشتم، مشمول این همه جوسازی و تهمتها هم قرار نمیگرفتم؛ این بر همگان روشن است.
مشایی افزود: جالب اینجاست که وقتی به این مسائلی که درباره من مطرح شد و حجم این تبلیغات و تنوع آن نگاه می کنید میبینید که اینها بسیار با هم متناقض هستند، بعضی وقتها هجمه تبلیغات روی من به این سمت میرود که ایشان افکار و اندیشههای خاصی دارد که از چهارچوب سنتهای ما خارج است. بعضی وقتها آن چنان افکار ارتجاعی را به بنده نسبت میدهند که در حوزه سنت ما ولو خیلی قدیمیش هم خیلی به ندرت گیر میآید، این تناقضها کاملاً مشخص است و میشود فهمید که صرفاً سوء استفاده از فرصتهایی برای تخریب و مخدوش کردن دولت است.
مثلاً کسانی آمدند فیلمی را منتشر کردند (که آن فیلم را هم ناقص منتشر کردند)، بعد هم نوشتند که بله مشایی در یک مجلس لهو و لعب خصوصی در ترکیه شرکت کرده است، مثل این که من از این جا به ترکیه سفر کرده ام که در یک مجلس لهو و لعبی شرکت کنم مثل یک مهمانی خارج از قاعده، در حالی که کاملاً معلوم بود و مشخص شد که بنده اولاً در هیچ مجلسی شرکت نکردم که خصوصی باشد که حالا لهو و لعب باشد یا غیر آن. من در جلسهای شرکت کردم که براساس مصوبه سازمان کنفرانس اسلامی برگزار شده بود و موضوعش هم گردشگری بود. بنده هم در راه بازگشت از اجلاس جهانی وزرای گردشگری به ترکیه رفتم و در آن اجلاس شرکت کردم . در همان فیلمی هم که منتشر کردند، دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی هم کنار بنده نشسته بودند. آنها در افتتاحیه کنفرانس مراسم متنوعی اجرا کردند از جمله رقص سماع که ترکها به عنوان یک برنامه فرهنگی اجرا میکنند که در فرهنگ آنها خیلی عادی بود ولی در فرهنگ ما رقص نداریم و به همین دلیل هم وقتی در مراسمی شرکت میکنیم که با چنین مسائلی مواجه میشویم دیگر حضور ما در آن مراسم ضرورتی ندارد و ما هم مجلس را ترک کردیم، اما اینها جوّی ساخته بودند که بنده رفتم در یک مراسم لهو و لعب که البته پروندهاش در محکمه موجود است که من خودم شاکی شدم و مراحل نهایی را هم طی خواهد کرد و نتیجهاش را هم مردم عزیزمان خواهند دید. در این موضوع رسانههای داخلی از همه جناح ها و حزبها و گروهها به ما پرداختند (چون دولتی را به دنبال این جناح و آن حزب نباشد. برنمی تابند). یا از قول یک خبرنگار یک رسانه خارجی نوشته بودند که بنده گفته ام: حجاب هیچ ضرورتی ندارد به این صورت که بله وقتی به ایران رفته بودم و با آقای مشایی مصاحبه کردم، جلوی در به من گفتند باید حجابت را کامل کنی ولی وقتی داخل رفتم ایشان به من گفتند که نه حجاب هیچ ضرورتی ندارد و شما میتوانید هیچ حجابی نداشته باشید، این دروغ از آن جا معلوم می شود که در همان مقاله عکسی را در کنار خود من انداخته است که در آن حجابی دارد که از بسیاری از خانمها در تهران بیشتر و محکمتر بود. معلوم میشود این یک کار ساختگی و دروغی بود که در خارج از کشور انجام شده بود و دستاویزی شده بود برای افرادی در داخل برای تخریب، جالب آن که در آن رسانه خارجی گفته شده بود که مشایی گفته اصلا خوردن مشروب ایرادی ندارد و ایرانیها هم که به خارج ایران میروند، هم میتوانند مشروب بخورند و هم می توانند حجاب نداشته باشند. خوب به بعضیها میشود یک مطالبی را نسبت داد ولی به بنده که سابقه زندگیام کاملاً روشن است و به دولتی مثل دولت آقای دکتر احمدینژاد که سابقهاش و افتخار کردنش به سنتهای دینی و ملیمان در این چهار سال روشن است. این برچسب ها نمی چسبد.
همچنان که در سالیان پیش هم نشان داده بودیم، ما از مذهبیهای بعد از انقلاب نیستیم، قبل از انقلاب هم ما مذهبی بودیم، من در آن زمان گفتم بنده خودم قاری قرآن هستم، این را برای تبلیغ خودم نگفتم، این را برای این گفتم که بعضیها زود قضاوت نکنند و یک مقدار فکر کنند.
یا جالب است اگر به خاطر داشته باشید یک روز یکی از خبرگزاریهای تهران که خیلی هم ادعای اصولگرایی داشته و دارد و همواره علیه دولت و بنده بوده است به نقل از یک رسانه صهیونیستی گفته بود بنده در کشور آلمان با یک خبرنگار صهیونیستی مصاحبه کردهام و گفتهام که چه خوب روزگارانی بود قبل از انقلاب که ما با هم ارتباط داشتیم و حالا که آن ارتباط قطع شده است بد است! حالا دامنه توطئه را ببینید، خیلی جالب است یک نمایشگاه گردشگری در آلمان بود در موضوع گردشگری که ما هم دعوت داشتیم، من هم تصمیم داشتم که به دعوت سفیر به آن نمایشگاه بروم که در دقایقی آخر تصمیم گرفتم که این سفر را نروم و در دقیقه نود سفر را لغو کردیم، بسیاری از افراد فکر میکردند که من میروم و همین امر باعث شد بعضی از افرادی که نمیدانم چه اسمی برایشان بگذارم -بگویم بیانصاف، که از بیانصاف خیلی بیانصافترند بگویم دشمن، افرادی که دنبال فرصت هستند تا دولت را تخریب بکنند- اینها برداشتند خبر زدند که بله فلانی رفته و یک همچنین مصاحبهای انجام داده، در حالی که من اصلاً به آن سفر و به آن کشور نرفته بودم! تازه اگر رفته بودم و خبرنگاری در نمایشگاه جلوی مرا میگرفت و سوالی میپرسید و عکسی هم میگرفت نمیتوانستم تشخیص دهم که کیست، از کجا آمده و چه مقصدی دارد. خوشبختانه با نرفتن من همین کار را هم نتوانستند بکنند. البته بعدها به این نتیجه رسیدم که اینها اصلاً چنین موضوعی طراحی کرده بودند و آرزو داشتند چنین اتفاقی بیفتد، یک عکسی هم بزنند و آن مطالب را به من نسبت دهند که به لطف خدا جنین نشد.
در موضوع اسرائیل هم، موضع من درباره رژیم صهیونیستی کاملاً روشن است، من صدها سخنرانی علیه رژیم صهیونیستی کرده ام و حرفهای من در این باره ثبت شده است؛ سیاست نظام و دولت در این زمینه هم کاملاً مشخص است و اصلا شخص آقای دکتر احمدینژاد را در دنیا به عنوان یک چهره شاخص ضد صهیونیزم می شناسند، حرفی که من زدم هیچ ربطی به رژیم اسرائیل نداشت. من که راجع به رژیم اشغالگر صهیونیستی حرف نزده بودم،صحبت من راجع به مردم سرزمین های اشغالی و در واقع یک جنگ روانی علیه رژیم اسرائیل بود. در حقیقت بیان بنده نوعی جنگ روانی علیه اسرائیل بود که این رژیم آنقدر وضعش خراب شده که دیگر پشتیبانیهای بینالمللی از این رژیم غاصب هم موضوعیتی ندارد و کشورهای دنیا فهمیدهاند که پشتیبانی از این اشغالگران جز هزینه برای آنها فایده ای ندارد. من گفتم که آن رژیم در میان مردمی که در آن سرزمین زندگی میکنند هم دیگر نفوذی ندارد و آن رژیم را قبول ندارند نه این که حالا مثلاً ما با مردم آن جا پسرخاله و دوست شدیم! من همان موقع هم در پنج صفحه برای کمیسیون فرهنگی مجلس و رئیس کمیسیون جناب آقای حداد عادل پاسخی نوشتم و بعد هم در کمیسیون توضیح دادم که مواضع ما در قبال رژیم صهیونیستی مواضع کاملاً مشخص است، حرفی که باعث شد که تبلیغات وسیعی علیه من راه افتاد درست در زمانی زده شد که من دو روز قبلش در سخنرانی ای که در رسانهها انعکاس هم داده شد گفته بودم رژیم صهیونیستی یک رژیم مرده است و فقط دفن و تشییع جنازهاش انجام نشده است. ولی یک تبلیغات بسیار وسیعی راه افتاد که مواضع جمهوری اسلامی در قبال رژیم اشغالگر قدس مخدوش شده است!
یا مثلاً گفته شد که فلانی در مجلسی شرکت کرده که قرآن را با ساز و آواز به جایگاه بردند. خب اولاً خبر ،خبر درستی نبود چرا که نه سازی درکار بود و نه حرکات موزونی اجرا شد، یک گروه سنتی غرب کشور برنامه ای را اجرا کردند که در همه کشور آن را انجام دادهاند، و قبلاً هم همان برنامه را، هم پیش آقای هاشمی رفسنجانی در کردستان را اجرا کرده بودند و هم پیش آقای خاتمی در کردستان و تهران و هم پیش آقای احمدینژاد. اینها برای تکریم قرآن این مراسم را انجام دادند. 2200 نفر در آن سالن نشسته بودند، بنده هم نشسته بودم، قائم مقام سازمان جهانی گردشگری هم نشسته بود که خیلی از این مراسم تحت تاثیر هم قرار گرفتند، خب این تبدیل شد به یک ماجرایی در کشور که به قرآن توهین شده. اصلاً این موضوع به من ربطی نداشت. یک سمینار بود که آن را بخش خصوصی اجرا میکرد. من معاون رئیس جمهورم در جزئیات برگزاری یک سمینار که ورود ندارم. ولی واقعاًهیچ کس قصد توهین به قرآن را ندارد آن هم در جمهوری اسلامی، بین جوانانی که شیفته و عاشق قرآن هستند، خب بنده خودم مانوس با قرآن و کتاب خدا بودهام و از کودکی شخصاً علاقه مندی فوقالعادهای به قرآن دارم و سوابق اجرایی من در خدمت به قرآن در هر کجا که بودهام کاملاً مشخص است مانند کارهایی که در سازمان فرهنگی هنری شهرداری در توسعه معارف قرآن و نشر معارف قرآن و تغییر فضای تهران به فضای معنوی و روحانی، اخلاقی و فرهنگی و دینی انجام دادم. البته این درحالیست که امثال این گروه در غرب کشور برنامه های زیادی اجرا کرده اند و گروه مذکور هم از سازمان تبلیغات اسلامی مجوز داشته است.
مورد دیگر اینکه کسی در روزنامهای نوشت که من عامل ورود یک جاسوس ایرانی - آمریکا و اسرائیل است به ایران بودهام و دوباره این را بهانهای کردند که آقا این عمل نابخردانه است و این ضد ملی است، چرا معاون رئیس جمهور چنین فردی را به کشور دعوت کرده و یا عاملیت داشته است. من در پاسخ به مطلب این روزنامه پاسخی نسبتاً کافی دادم و آن روزنامه پاسخ بنده را درج کرد اما متاسفانه به جای انصاف که معمولاً مشی آنها نیست باز در ادامه توضیحاتی داد که آن توضیحات این بود که خوب حالا آقای معاون رئیس جمهور که میگوید من در این کار دخالتی نداشتم لااقل میداند این کار، کار چه کسانی بوده است و این را بیاید توضیح دهد. من واقعا تعجب میکنم. در آن پاسخ گفته بودم که اولاً من نه تنها ایشان را دعوت نکردم بلکه اصلاً از آمدن ایشان هم خبر نداشتم و اصلاً نمیدانستم چه زمانی آمده و چه زمانی رفته و در طول حضورش در کشور با چه کسانی دیدار کرده است.ولی من مطمئن هستم آن آقای بی انصافی که این مقاله را علیه من نوشتند حداقل اسامی تعدادی از کسانی که ایشان در کشور ملاقات کرده بود را میدانستند. بعد البته مطلع شدم که ایشان اصلاً میدانستند که چه کسانی این فرد را به ایران آورده بودند. در حالی که من اصلاً در جریان نبودم، به من هم ربطی نداشت. دسترسی به این که چه کسانی این فرد را به ایران آوردند و با چه کسانی دیدار داشته برای ایشان اصلا کاری نداشت، چون دسترسی ایشان به اطلاعات سخت نیست و ایشان خیلی زود به اطلاعات دسترسی پیدا میکند، ولی متاسفانه باز هم بیانصافی کردند که پرونده ایشان بر اساس من شکایت من در دستگاه قضایی در جریان است و من آن را پیگیری میکنم.
از جمله موارد دیگر این است که نوشتند فلانی حرفهای عجیب و غریب می زند و اباطیل میگوید مثلاً میگوید برفراز آسمان ایران فرشتگان هستند و این خیلی عجیب و غریب است. من نمی دانم کجایش عجیب است؟ من در عظمت ملت ایران و در عظمت دفاع مقدس و پیروزیهای بزرگ ملت ایران سخنرانی کردم و در آن سخنرانی گفتم که این موضوع همان نصرت وعده داده شده الهی به کسانی است که گفتند خدای ما الله است و سپس استقامت کردند و آن وقت "تتنزل علیهم ملائکه"، من همین آیه قرآن را خواندم: "الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم تلملائکة"... و ترجمه کردم و گفتم پیروزیهای این ملت و این سرزمین به خاطر همین است که ملت گفتند خدای ما الله است و سپس استقامت کردند. این خیلی طبیعی است که در آسمان ایران فرشتگان باشند و مردم را یاری بکنند. این کجایش خلاف بود. من که عین آیه قرآنی را خواندم. من چه حرف و جمله ناصوابی گفتم که بعد مینویسند مشایی افکار مرموز دارد. من نمیدانم حرفهای قرآن کجایش مرموز است حالا اگر من گفته بودم من فرشتهها را در آسمان میبینم و شما نمیبینید، این حرفی است که البته بنده این ادعا را که نکردم! من آیه قرآن را خواندم و ترجمه کردم. از این دست مسائل و این گونه دروغها و تهمتها زیاد داشتیم، اما ما امید به خدا داریم. خداوند از مومنان حمایت میکند اگر مومن باشیم و اگر مومن نباشیم هم که در این صورت خداوند از کسانی که ادعای ایمان میکنند اما مومن نیستند، حمایتی ندارد.






نظر شما