به روزشده : ۲ دقیقه قبل
زمان انتشار: ۱۳:۲۰ - ۱۳۸۷/۱۰/۳ | نسخه چاپی

ادبیات برای جهانی فرا-نژادی

دين - درباره دو کتاب تازه منتشر شده در آمریکا که به بررسی دو موضوع تفاوت نژادها و مهاجرت می‌پردازند

فرانسیس پروزدر زمانه اوباما چطور درباره موضوعاتی مثل مهاجرت و «دیگری» می‌نویسیم؟ متنی که در ادامه می‌خوانید درباره دو کتاب تازه منتشر شده در آمریکاست به نام‌های: «دیگری» (نوشته ریشارد کاپوشچینسکی) و «نویسنده به مثابه مهاجر» (نوشته ها جین)

شب انتخابات آمریکا انگار بخشی از مشکلات‌مان، اگر نگوییم همه‌اش، حل شده بود. حتی علی‌رغم هشدار رئیس جمهور منتخب که در سخنانش گفت قسمت سخت ماجرا هنوز نرسیده است اما آیا از این طرف و آن طرف آوای این به گوشمان نرسیده بود که نامزدی انتخابات قدم به دنیایی فرا-نژادی گذاشته است؟ و آیا به نظر ممکن نمی‌رسید اصولی که این اتفاق تاریخی بر آن‌ها صحه زده بود یعنی دموکراسی، مشمولیت و چندفرهنگی، باقی دنیا را ملهم از خود کند که صبوری و شفقت بیشتری در پیش بگیرند؟ آن هم درست در همان شبی که گروهی از کودکان سفیدپوست در حال خواندن ترانه «اوباما»، یک مرد جوان سیاه‌پوست را در نیویورک کتک بزنند، و در شهر اسپرینگ فیلد، کلیسایی که سیاه‌پوستان مراجعه‌کنندگان غالبش بودند آتش بگیرد. روزنامه فردای آن شب را که باز کردیم، به یادمان آوردند که آتش جنگ‌های فرقه‌ای در مناطق پر تشنج دنیا همچنان شعله‌ور است. 

بسیار محتمل است که تعصب، ناشکیبایی و ملی‌گرایی -همان طور که مسیح به مسکینی گفت- همیشه با ما باشد. و در این صورت این دو کتاب تازه که هر دو به طرز برجسته‌ای پرمغز و فشرده‌اند و هر دو نویسنده‌های فوق‌العاده‌ای داشته‌اند و موضوع هر دو اثر، شکاف بین فرهنگ‌های غیر متجانس است همچنان مناسب حال و زمان باشند و باقی بمانند.

ریشارد کاپوشچینسکی، روزنامه‌نگار لهستانی در طول پیشرفت حرفه‌ای پرآوازه‌اش (که با مرگش در سال ۲۰۰۷ خاتمه یافت) از طیف وسیعی از محل‌های دورافتاده از اتیوپی گرفته تا گوآتمالا، از نیجریه تا ایران گزارش تهیه کرد. برای توصیف قابلیت ادبی و حتی رمان‌پردازی او در توصیف یک منظره و یا به تصویر کشیدن یک شخصیت و یا به طور مثال شرح امور بغرنج حلقه داخلی امپراتور هیل سلاسی و یا شرایطی که به سقوط شاه ایران منجر شد، عبارت‌های «روزنامه‌نگاری» و «رپرتاژ» توصیف‌های به درد بخوری نیستند. کتاب «دیگری»، مجموعه سخنرانی‌هایی است که کاپوشچینسکی در استرالیا و لهستان ایراد کرده است. سخنرانی‌های فصیحی که او تاریخ، حال و آینده روابط ما با دیگری را مورد توجه قرار می‌دهد.‌ «دیگری» عبارتی است که او برای جداکردن اروپایی‌ها از غیر اروپایی‌ها یا غیر سفیدپوست‌ها به کار می‌برد، و کاملاً آگاه است که برای غیرسفیدپوست‌ها هم به همان اندازه، اروپایی‌ها «دیگری» به حساب می‌آیند.

در ترجمه شفاف آنتونیو لوید جونز که کتاب را به انگلیسی برگردانده است، این اندیشه‌ها به تقسیم‌بندی‌هایی برمی‌گردد که مانع گسترش یک رابطه دو جانبه سودآور بین نژادها و ملت‌ها شده‌اند. این‌که چطور مذهب و رنگ پوست، میراث استعمارگرایی، زخم‌های ناشی از تاخت و تازها و اشغال کردن‌ها خطی بین ما و دیگران می‌کشد ‌و به این‌ها اضافه کنید این حقیقت را که «همه تمدن‌ها به نوعی تمایل به خودشیفتگی دارند، و هر چه تمدنی قوی‌تر باشد این تمایل شفاف‌تر بروز می‌کند...  خودشیفتگی‌ای که همه نوع نقاب لفاظی را به خود زده و می‌زند. لفاظی‌هایی که اغلب دم از نژاد برگزیده بودن یا به دوش داشتن بار رسالت رستگاری دیگران‌ و یا ترکیب این دو می‌زنند. 

کاپوشچینسکی در سرتاسر کتاب ‌بر ضرورت گفت‌وگو و همکاری تأکید می‌کند و درباره آن لحظه‌های تاریخی نادری می‌نویسد که مردمی با پس‌زمینه‌های متفاوت «اندیشه و ایده و کالا مبادله می‌کردند، ‌تجارت و بازرگانی می‌کردند، متحد می‌شدند و پیمان می‌بستند، اهداف و ارزش‌های مشترک پیدا می‌کردند. و آن وقت بود که آن فرد متفاوت دیگر، دیگر معنی غریبه و دشمن، و یا تهدید و شر نمی‌داد. و هر کس درون خود حداقل بخش کوچکی از آن «دیگری» را کشف کرده بود، به آن باور پیدا کرده و با این باور زیسته بود».

در کتاب «نویسنده به مثابه مهاجر»،‌ ها جین که متولد چین است و رمان «انتظار»ش برنده جایزه کتاب ملی آمریکا در سال ۱۹۹۹ شد، راه‌هایی را بررسی کرده که ملیت و فرهنگ، تبعید و مهاجرت بر زندگی و مسیر حرفه‌ای نویسنده و آثارش تأثیر می‌گذارند. نمونه‌هایی را که ها جین مورد توجه قرار داده، مثال زدنی و یگانه‌اند؛ مثل جوزف کنراد و ولادیمیر ناباکف که هر دو به زبان دومشان می‌نوشتند (مثل خود ها جین)، و دیگرانی مثل الکساندر سولژنیتسین، که مجبوربه ترک سرزمین بومی‌شان شدند، و به خلسه‌ای فرو رفتند که هیچگاه از آن بهبود کامل نیافتند. او با تحسین و ظرافت درباره نویسندگان گوناگونی مثل وی. اس. نایپول و دابلیو.جی. سبالد می‌نویسد. در فصل درخشانی از کتابش، شعری از سی.پی. کاوافی به تأملی بر موضوعات سرزمین مادری و بازگشت درافسانه اودیسه می‌انجامد.

تعجبی ندارد که اغلب قطعات ارزشمند کتاب، به قدرت نوشتن می‌پردازند. ‌هاجین در بخشی از کتاب از نقص جدی‌ای در آثار لین یوتانگ، نویسنده چینی، حرف می‌زند: «رمان او جزییات خوبی در جواهرات، ‌البسه، مبلمان، باغ‌ها و غذاها نشانمان می‌دهد اما همراه آن حسی است که انگار نویسنده این‌ها را با خواندن کتاب‌های دیگر و نه مشاهدات شخصی و یا تخیلش به دست آورده است. ... و نتیجه هم این شده که نثر به این متمایل است که در سطح چیزها باقی بماند و بافتی ندارد که به قدر کفایت بتواند تأمین‌کننده احساس مناسب باشد».

 با وجودی که هر دو کتاب بیش از ۱۰۰ صفحه ندارند، سنگینی‌شان بیشتر از آن است که به نظر می‌آید. این دو اثر را باید آهسته خواند و چشید. ممکن است هنگام خواندنشان ببینید بارها خواندن رامتوقف کرده‌اید و درباره مشاهده دقیقی تأمل می‌کنید و یا  سخاوت و هوشمندی‌ای را تحسین می کنید که این دو نویسنده با آن به کمک ما آمده‌اند تا بفهمیم چه چیز است که ما را از دیگر مردمان متمایز و یا به آن‌ها شبیه می‌کند. مردمانی که با آن‌ها در جهان ارزشمند و جذابمان زندگی می‌کنیم. 

ترجمه: مریم مومنی / منبع: واشینگتن پست

کلیدواژه ها:
زمان انتشار: ۱۳:۲۰ - ۱۳۸۷/۱۰/۳ | نسخه چاپی

نظرات

درحال بارگذاری نظرات...
ارسال نظر
ارسال خبر به دیگران
نام
پست الکترونیک
نمایش داده شود
آدرس وبسایت یا وبلاگ
نظرشمــا     0/700
همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود.
اظهارنظرهای اشخاص درباره نظر من، به ایمیل من ارسال شود.
.خبرآنلاین نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند * .لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید *
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 8 + 13
ارسال نظر
1201
نام شما
ايميل شما
ايميل گيرنده
توضيحات
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 8 + 13
ارسال خبر
آخرین خبرها
بیشتر...