+ A - جمعه 31 شهریور 1391 - 04:59:00 چاپ
امتیاز به مطلب 32 نفر

تجزیه و تحلیل عکس رزمنده‌ی 13 ساله - اثر آلفرد یعقوب‌زاده

وبلاگ > زعفرانلو، شهرام - به حق این اثر از بهترین و ماندگارترین عکس‌های دفاع مقدس است، که برای هر نسلی تداعی‌ کننده‌ی دفاعی جانانه، با کمترین امکانات و سخت‌ترین وضعیت محیطی است. این عکس تنفر از جنگ را برنمی‌انگیزد، اما به خوبی می‌تواند رشد و بلوغ ناشی از جنگیدن در بدترین شرایط را به بیننده منتقل کند.

 

· عکاس

این عکس در سال 59 و روزهای نخست جنگ ایران و عراق، گرفته شده است. عکاس، آلفرد یعقوب‌زاده Alfred Yaghobzadeh، در سال 1337 در یک خانواده نسبتا فرهنگی و از پدری ارمنی و مادری آشوری متولد شد، با وقایع انقلاب ایران در سال 57 تحصیل در رشته طراحی داخلی را رها کرد و وارد دنیای عکاسی شد.

با پیروزی انقلاب و شروع جنگ تحمیلی به جبهه‌ها رفت و 3 سال در گروه جنگ‌های نامنظم شهید دکتر چمران حضور داشت و برای رسانه‌های داخلی و خارجی عکاسی کرد.

عکاسی جنگ تحمیلی ایران و عراق و همکاری با خبرگزاری آسوشیتدپرس و آژانس عکس سیگما، از جمله فعالیتهای اولیه وی در عکاسی است.

عمده کارهای حرفه‌ای این عکاس به ثبت رو یدادهای گروگانگیری در جنگ لبنان اختصاص دارد. وی 13سال در میان مبارزان فلسطینی علیه اسرائیل عکاسی کرده است. یعقوب‌زاده از بحران‌های داخلی سومالی، افغانستان، ازبکستان، تاجیکستان، کوبا، هند، ترکیه، روسیه، عراق، چین، چچن، سری لانکا، آمریکا و … لحظات تاریخی را ثبت کرده است.

یعقوب‌زاده اسفند ماه‌ سال 84 در مقابل‌ تهاجم‌ صهیونیست‌ها به‌ زندان‌ اریحا، توسط مردان‌ مسلح‌ در منطقه‌ خان‌ یونس‌ شهر غزه در فلسطین‌ همراه دو خبرنگار خارجی دیگر‌ به ‌گروگان گرفته شد‌ که پس از مدت کوتاهی آزاد شد.

آثار اولیه یعقوب‌زاده در ایران با عناو ین “جنگ ایران و عراق” و ”چهره های جنگ” به چاپ رسیده است. همچنین گزارشهای تصویری وی از مقاومت مردم فلسطین در مجموعه ای با عنوان ”صلح تحمیلی” منتشر شد. او در حال حاضر مقیم فرانسه است. (برگرفته از سایت عکاسی زوم)

· تحلیل عکس

نوجوانی بسیجی سینه‌خیز و اسلحه به دست، در حرکت است. اگر کمی با انواع سلاح‌های جنگی آشنا باشیم، این اسلحه کمتر مورد استفاده‌ی رزمندگان قرار می‌گرفت. سلاحی که اغلب در دست عشایر و مناطق روستایی دیده می‌شد. سلاح مرسوم در جنگ ایران و عراق، در اوایل ژ-3 و پس از آن کلاشینکف بود. این اسلحه قدیمی و غیراتوماتیک برای رزمنده‌ای نوجوان سلاحی سخت، ناهمگون و غیرمنعطف است.

کفش نوجوان بر خلاف پوتین‌های رزمنده‌ی مقابل او که تنها پاهایش قابل مشاهده است، پوتین یک سرباز رسمی نیست و گویی کفشی است که در زمان بارندگی و غیر‌جنگی هم مورد استفاده قرار می‌گیرد، به ویژه برای افراد طبقه‌ی محروم جامعه.

تک پیراهن نوجوان، در این فضای بارانی و گل و آبی که در آن سینه‌خیز می‌رود، در کنار سلاح قدیمی و غیررسمی او؛ نهایت کمبود و نارسایی را از داشتن تجهیزات جنگی یک رزمنده به خوبی مشخص می‌کند.

حداقلی امکاناتِ فردی نوجوان رزمنده، در نگاه نخست ترحم بیننده را برانگیخته و چهره و لباسهای گل‌آلودش در آب کم‌عمقی که به واسطه‌ی درازکشیدنش مواج شده، نهایت فرو رفتن در فلاکت و سختی‌های ناشی از جنگ را به نمایش می‌گذارد. اما کم کم که به عکس خیره می‌شویم، ثبت زیبای حالت بدن و چهره‌ی او احساسمان را تغییر می‌دهد.

چهره‌ی خاص نوجوان با چین‌ها و گره‌های در پیشانی و خطوط و لکه‌های تیره بر صورت، مصمم بودن و استواری او را نمایان می‌سازد و کوچکی سن و سالش را پنهان می‌کند. چشمانش با دقت تمام نه به فرد جلوتر از خود، بلکه حتی به دورتر از صفی که در مقابلش سینه‌خیز هستند، می‌نگرد. زیرکی و شهامتش در کلیت صورت به همراه خشمش از جنگِ ناخواسته، به خوبی نمایان است.

هرچند تعداد نفرات این ستون در عکس مشخص نیست، اما هوشمندی و دقت عکاس در کادربندی (که در آن زمان 20 ساله بود)، حضور رزمندگان بیشتری را در مقابل شخصیت اصلی القا می‌کند. پاهای رزمنده جلویی، متعلق به رزمنده‌ای با سنی بالاتر است که پیشرو بوده و نوجوان ما، برای در امان ماندن به دنبال او در حرکت است. پاهای فرد مقابل، همانند دستان گشوده‌ای است که او را در مسیر همراهی می‌کند. فرو رفتن بخشی از پاهای آن رزمنده‌ در آب و گل، اطمینان خاطری است برای این مرد 13 ساله.

زاویه‌ی دید عکاس نسبت به سوژه، مورب است و نشان از عکاسیِ در حالت نشسته دارد. به همین نسبت زوایه‌ی خیز اندام شخصیت اثر درست در مسیر و هم‌راستای زاویه‌ی نگاه دوربین قرار دارد. این حالت حس تعادل و تقارنی را در عکس ایجاد کرده که هم حس همراهی روحی عکاس و سوژه را افشا می‌کند و هم بر تحکیم و استواری حرکت رو به جلوی رزمنده می‌افزاید.

چه از هدف جنگیدن رزمنده آگاه باشیم و چه نباشیم، تصمیم قاطع او برای رو در رو شدنش با دشمن را حس می‌کنیم. با اینکه محیط خیس و گل‌آلود است اما به مدد عکاسی سیاه و سفید، و تفاوت کنتراست رنگ لباس و بافت آن؛ تن‌پوش او را همانند زره‌ای جلوه می‌دهد که غیرقابل نفوذ و تغییر بوده و محافظی است برای تن نحیف و گوشتی او.

وجود گیاهان اطراف و درختان در پسزمینه نیز، با عمق میدانی ظریف، به دیوارهایی می‌ماند که وظیفه‌ی مراقبت از آسیب‌ رسیدن به پیکره‌ی رزمنده کم‌ سن و سال را برعهده دارد. این طبیعت است که خود را موظف می‌داند تا از او، که به هر دلیلی قدم به میدان جنگ گذاشته، حمایت کند.

همه‌ی خطوط موجود در عکس، به جز خطوط سر و گردن نوجوان، افقی و مورب است. ایستادگی سر و گردن با نگاهی نافذ، ستونی است افراشته بر زمین، که لحظه لحظه، اوج می‌گیرد و به تحقیر زمینی مشغول است که حرکت را کُند و سخت کرده است.

حرکت همه‌ی خطوط از پسزمینه به پیشزمینه‌ی تصویر، به نقطه‌ی مرکزی منتهی می‌شود که نگاه شخصیت رزمنده، ما را متوجه آن می‌کند، اما در تصویر نیست. ثبت چنین حادثه‌ای، از زیرکی‌های هنرمند عکاس است که آنچه را که دیده نمی‌شود، در بیرون از کادر به عکس الصاق می‌کند که با دنبال کردن نگاه رزمنده به وجود آن پی می‌بریم.

تثبیت زمان، برای دقت در جزئیات حادثه، به همراه القای حرکت در محیط؛ دوگانگی زیبا و متضادی را آفریده که ذهن و احساس بیننده را مابین دو دنیای سینما و عکاسی به نوسان درمی‌آورد. این عکس همانند پلانی است از حرکت رزمندگان در گل و لای و جدا شده از یک فیلم واقعی، و قطعه عکسی است از زیباترین فریم موجود در آن.

به حق این اثر از بهترین و ماندگارترین عکس‌های دفاع مقدس است، که برای هر نسلی تداعی‌ کننده‌ی دفاعی جانانه، با کمترین امکانات و سخت‌ترین وضعیت محیطی است. این عکس تنفر از جنگ را برنمی‌انگیزد، اما به خوبی می‌تواند رشد و بلوغ ناشی از جنگیدن در بدترین شرایط را به بیننده منتقل کند.
 

کلید واژه ها: هنرهای تجسمی - عکاسی - عکس -
نظرات 10
  • بدون نام جمعه 31 شهریور 1391 - 15:37:45
    22 1 پاسخ به این نظر
    تا کنون در مناسبتهای مختلف این عکس را دیده ام اما فکر نمیکردم صاحب عکس و عکاس ایرانی باشند بسیار زیبا بود از امروز برایم زیباتر جلوه میکند
  • بدون نام جمعه 31 شهریور 1391 - 22:12:27
    9 1 پاسخ به این نظر
    توضیحات عکاس هم در مورد این عکس جالبه :پسری که هیچ دوره نظامی ندیده به همراه پدرش اومده بود جنگ و به شدت هم میترسید که بطور اتفاقی از این نوجوان عکس گرفت و در ضمن ایشون از دست بعضی دوستان در ان زمان شاکی بود که نمیگذاشتند از جنگ عکسهای خبری بیشتری بگیره . درضمن این نشون میده ما عکاسهای خبری باجسارت داریم ولی نمیتونیم ازشون استفاده کنیم عکسها رو بیشتر از سایت های دیگه میگیریم گزارشهای خبری ما هم که یا رو پشت بوم خارج از شهره یا از یه جای امن با گل و بلبل ویا باز هم از جاهای دیگه برعکس خبرگزاری های معروف که تو وسط جنگ ودرگیری خبر تهیه میکنند . درود بر به جسارت و شجاعت این عکاس
  • دکتر یحیی صالح نیا شنبه 1 مهر 1391 - 01:02:29
    9 1 پاسخ به این نظر
    سلام اين رزمنده نوجوان آقای حسین جنگی است. ایشان از رزمندگان تبریزی بودند که در اواخر جنگ توفیق دیدارشان را داشتم . وقتی من پنجم ابتدایی بودم ایشان در مدرسۀ شهید هاشمی نژاد تبریز در خیابان عبّاسی ناظم مدرسه بود. خاطرات خیلی زیبایی از ایشان در ذهنم نقش بسته. امیدوارم هر جا هستند در پناه خدای بزرگ باشند.
    • بدون نام شنبه 1 مهر 1391 - 18:49:41
      3 0
      دوستی تبریزی می گفت که نوجوان در عکس شهید شده است. نام او هم حسن بود. مشخصاتی که جناب دکتر صالح نیا فرموده اند متعلق به برادر صاحب عکس است. عکاس نیز در خاطراتش می گوید که 3 روز بعد این عکس ستاد ارتش خبر داده بود که صاحب عکس شهید شده است.
  • بدون نام یکشنبه 2 مهر 1391 - 16:17:02
    4 0 پاسخ به این نظر
    خانواده نسبتاً فرهنگی یعنی چی؟
  • یک عکاس یکشنبه 2 مهر 1391 - 00:59:07
    2 2 پاسخ به این نظر
    این عکس بدی نیست ولی چند نکته دارد که متاسفانه سایت رعایت نکرده است سابقه این عکاس و این عکس را از عکاسان حرفه ای جنگ جویا میشدید . این عکسی از یک منطقه جنگی نبوده بلکه در حالت آموزشی بوده و طبق دستور عکاس طراحی شده است . متاسفانه عکاس محترم چندین عکس طراحی شده دیگر را بر علیه جنگ و انقلاب در آژانسهای خبری دنیا فروخت و پولهای ...
  • دکتر یحیی صالح نیا یکشنبه 2 مهر 1391 - 01:56:49
    2 1 پاسخ به این نظر
    از اصلاحی که برادر یا خواهر گرامی راجع به نظر من انجام دادند ممنونم. شاید همونجوری که فرموده اند خاطرۀ این عکس قشنگ مربوط به برادر آقای حسین جنگی باشد و من به خاطر گذشت حدود بیست وپنج سال جزئیّات را فراموش کرده باشم. به هر حال عکس، یک تصویر ناب از مردانی است که به همۀ بساطی که شیطان برای مسخ انسانها پهن کرده بود پشت پا زدند و علم معنویّت و خدا خواهی را در عصر بحران معنویّت بر افراشتند وستاره هایی شدند که راه را همیشه با نگاه به آنها می توان پیدا کرد.
  • آشنا یکشنبه 2 مهر 1391 - 14:21:37
    0 3 پاسخ به این نظر
    آقای آلفرد متاسفانه سابقه خوبی در حرفه عکاسی جنگ و انقلاب ندارند ولی از موقعیت انقلاب و جنگ سواستفاده هایی کرده اند
  • امین پیر سمساری شنبه 23 شهریور 1392 - 18:20:46
    0 0 پاسخ به این نظر
    شهید حسن جنگجو فرزند: محمد تاریخ تولد :1339 محل تولد : تبریز(محله باغمیشه) تاریخ ومحل شهادت : 9/12/62 جزیره مجنون عملیات خیبر (مفقودالاثر) (( گوشه ای از زندگینامه شهید )) شهید حسن جنگجودر یک خانواده مذهبی بدنیا آمد ودوران طفولیترا در محیط ساده خانواده سپری کرد. تا اینکه در روز 29 بهمن 56 انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام امت آغاز گردید واز همان روزهای اول انقلاب بود که فصل جدیدی در زندگی شهیدآغاز گردید.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وآغاز جنگ تحمیلی حسن با چند تن از دوستان مسجد عازم دزفول شدند وبعد از طی آموزشی ، مسئولین مربوطه بعلت کوچک بودن جثه وقد از اعزام وی به خط مقدم جبهه خودداری کرده بودند، وبعلت علاقه شدید به شرکت در جنگ تحمیلی نتوانست در تبریز ایستادگی کند
  • امین پیر سمساری شنبه 23 شهریور 1392 - 18:28:05
    0 0 پاسخ به این نظر
    ودوباره به جبهه برگشت وبا اصرار بسیار وارد گروه شهید چمران گردید، او به شهید چمران وشهید چمران به او متقابلا علاقه شدید داشتند، در موقع شهادت شهید چمران حسن در مرخصی بود که به محض شنیدن این خبر مجددا به جبهه رفت وتنها پیامش در هر دفعه به خانواده خود اطاعت از امام امت وولایت فقیه وشرکت در تمام صحنه ها بود. حسن در عملیات((فتح المبین)) و((مسلم بن عقیل)) شرکت فعال داشت، در عملیات مسلم بن عقیل از ناحیه صورت زخمی شده بود ودر عملیات والفجر 4 از ناحیه پا وسایر قسمتهای بدن شدیدا زخمی شده بود وهنوز کاملا بهبود نیافته بود که عازم جبهه شد
ارسال نظر:
  • 0/700
  • قوانین ارسال نظر
نقل مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
Copyright © 2011 khabaronline, All rights reserved