۰ نفر
۳۰ فروردین ۱۳۹۱ - ۲۳:۵۵

16 آوریل 1917 بازگشت لنین به روسیه بعد از سالها تبعید و مقدمۀ انقلاب بزرگ روسیه در سال 1917 بود.

16 آوریل 1917 بازگشت لنین به روسیه بعد از سالها تبعید و مقدمۀ انقلاب بزرگ روسیه در سال 1917 بود. انقلابی که بلشویکها با آراء و اندیشه های مارکسیستی آن را به ثمر رساندند و به حکومت چندین سالۀ خاندان رومانف و حکومت تزارها پایان دادند. اما نکتۀ قابل توجه اینجاست که روسیۀ آن زمان هیچ یک از شرایطی که مارکس( نظریه پرداز آلمانی) برای وقوع یک انقلاب مارکسیستی پیش بینی کرده بود، نداشت. اتحاد جماهیر شوروی در آن زمان عمدتاً کشوری دهقانی بود که اکثریت جمعیت آن را روستائیان تشکیل می دادند. صنعت و طبقۀ کارگر نیز به اندازۀ کشورهای صنعتی اروپا همچون آلمان و انگلستان در آن رشد نکرده بود.
به گزارش خبرآنلاین دکتر حاتم قادری در کتاب اندیشه های سیاسی غرب می نویسد: مارکسیسم یکی از شایع ترین آموزه های قرن بیستم است که در قالب کشورهای اتحاد جماهیر شوروی و دیگر بلوک کمونیستی در اروپا، آسیا و برخی از نقاط دیگر جهان با لیبرال-دمکراسی که آموزۀ غالب کشورهای غربی است و ایالات متحدۀ آمریکا و کشورهایی همچون ژاپن در آسیا، کانادا در آمریکای شمالی به مدت دهها سال در قرن بیستم به رقابت برخاست و سرانجام با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بخش اعظم جهان کمونیستی صحنه را برای رقیب و خصم دیرپای خود و نظام سرمایه داری ترک گفت.
مارکس و تئوری معروف او بر این اعتقاد بود که در همۀ جوامع نبرد طبقاتی رخ خواهد داد و تحت تأثیر تحول و تغییر در نیروهای تولیدی، مناسبات تولیدی نیز دستخوش تحول گشته تا سرانجام به سرنگونی نظام حاکم و برقراری جامعۀ مطلوب می رسد. به اعتقاد مارکس نبرد طبقاتی عمدتاً میان دو طبقۀ صاحب ابزار تولید و تولیدکنندگان فاقدِ ابزار تشکیل می شود و نیروهای کارگری موفق به تصرف ماشین دولت می شوند. لنین با طرح شعارهایی از همان دست با مضمون حمایت از طبقۀ کارگر، امپریالیسم و سرمایه داری را اینگونه توصیف می نماید: انحصار، ادغام سرمایۀ مالی با تولید، صدور سرمایه و تقسیم جهان میان اتحادیه های مالی.
اما بن بست به وجود آمده در آراء مارکسیست ها سبب شد تا در دهۀ 1960 نظریه پردازان مارکسیست شوروی، تلاش ایدئولوژیکی جدیدی را برای عقب ماندگی کشورهای جهان سوم ارائه دهند. دکتر قادری در این اثر خود پیرامون راه حل جدید می افزاید: براساس این نظریه همۀ کشورها ملزم به عبور از مسیر مشابه کشورهای اروپایی نبودند. بلکه می توانستند تحت شرایط خاصی با جهش از مرحلۀ قبل از سرمایه داری یا دست کم مراحل تحقق سرمایه داری، وارد سوسیالیسم شوند. بدین ترتیب آراء مارکسیستی وارد فاز جدید سوسیالیسم شد.
اتحاد جماهیر شوروی با عبور از رهبران مختلف مارکسیستی به عصر استالین و پس از آن خروشچف و گورباچف رسید. بن بست به وجود آمده در اندیشه های اشتراکی در نهایت گورباچف، رییس حزب کمونیست را به بازبینی و تجدیدنظر در آراء اشتراکی واداشت. گورباچف با سیاست های مشهور به گلاسنوست یا آزادی سیاسی و پروستاریکا به معنای بازسازی اقتصادی، مُهر پایانی به اندیشه های اشتراکی و انقضاء تاریخ آراء رهبران مارکسیست و کمونیست حاکم بر این کشور زد. کاهش سرکوب، حق مالکیت فردی، دادن انگیزه به افراد در امورد اقتصادی از عمده ترین برنامه های گورباچف بود که عملاً به دلیل مواجه شدن با بن بست های بسیار در شئون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، قومی و تا حدی هم ناممکن بودن انفکاکِ دست کم کوتاه مدت میان لنینیسم و تأثیرات استالینیستی منجر به نابودی نظام کمونیستی شوروی شد.


 

49263

کد مطلب 208518

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین