+ A - دوشنبه 28 فروردین 1391 - 19:16:00 چاپ
امتیاز به مطلب 12 نفر

فرقه شیخیه چه می گوید؟/ هشداری برای مروجان تفکر شیخیه در ایران

فرهنگ > دین و اندیشه - شیعه نیوز:

سجاد حائری نیا- شيخيه يکي از گروه ها و فرق و مذاهب منشعب از شيعه در قرن سيزدهم هجري است. اين فرقه از نام شيخ احمد احسايي، بنيانگذار آن، گرفته شده است.

در زمان شیخ احمد احسائی جنگ میان ایران و روس صورت گرفته بود و مردم در فقر و فشار بسر می بردند. به همین دلیل مردم در آن زمان منتظر ناجی خود حضرت صاحب الامر بودند و فرصت خوبی بود تا شخصی خود را باب امام زمان تلقی کند.

شيخ احمد احسايي 1241-1166ه.ق از منطقه احساء عربستان برخواست. تمام اجدادش از نژاد خالص عرب بوده اند. او در سال 1166 در احساء و منطقه اي قطيف مرز بين عربستان و بحرين متولد شد. از علما و بزرگان عصر خويش به خصوص سيد مهدي بحرالعلوم و شيخ جعفر کاشف الغطاء استفاده برده است او در کربلا(حوزه علمي عصر خويش)

علاوه برفقه و اصول و حديث، در علم طب، رياضيات، علم حروف و اعداد و فلسفه نيز تبحر و تسلط يافت. او با سکونت در احساء، عتبات، بصره، در سال 1221 به خراسان(زيارت امام رضا(ع)) و سپس به يزد و به شهرت رسيد در يزد ماندگار شد و به دعوت فتحعلي شاه قاجار به تهران و دربار دعوت شد. او سپس با دعوت محمدعلي ميرزا فرزند فتحعلي شاه به کرمانشاهان رفت و تا سال 1328 در آنجا ماند و سپس به قزوين رفت و مورد استقبال علما قرار گرفت.
او در قزوين توسط ملامحمد تقي برغاني از علماي وقت قزوين(معروف با شهيد ثالث) مورد تکفير قرار گرفت او با ترک قزوين به مشهد و از آنجا به عراق و از آنجا به موطن خوش احساء مراجعت نمود و در مدينه در سال 1341 درگذشت و در بقيع مدفون گشت.
در اصطلاح شيخيه، شيخ احمد احسايي را «شيخ جليل» مي خوانند.
گفته مي شود شيخ احمد احسايي بالغ بر 90جلد کتاب در فلسفه قديم، کلام و فلسفه، فقه، تفسير و ادب به زبان عربي نگاشت.V}(فرهنگ فرق اسلامي، ص226){V
سيدکاظم رشتي(1259-1212ق)
سيدکاظم رشتي متولد 1212ق جانشين شيخ احمد احسايي است. سيدکاظم رشتي(سيدکاظم بن قاسم حسيني دشتي گيلاني حائري(کربلايي)) اجدادش از سادات حسيني مدينه بوده اند او در رشت متولد شد. در جواني به يزد رفت و از مريدان و شاگردان شيخ احمد احسايي گرديد.

سيدکاظم رشتي مقيم کربلا گرديد و تا پايان عمر در اين شهر به ترويج و تدريس مکتب شيخيه پرداخت. گفته مي شود او بالغ بر يکصدو پنجاه جلد کتاب و رساله در تبيين و تفسير مکتب شيخيه و آراي شيخ احمد احسايي نگاشته است. در اصطلاح شيخيه سيدکاظم رشتي را «سيد نبيل» مي نامند. آواز و شهره سيدکاظم رشتي در کربلا و عراق بدانجا رسيد که محمود آلوسي مفتي بغداد درباره سيدکاظم رشتي مي گويد: « اگر سيد در زماني مي زيست که ممکن بود نبي مرسل و پيغمبري باشد من اول من آمن بودم!»V}(فرهنگ فرق اسلامي266){V

عقايد شيخيه
عقايد شيخيه و گروه هاي متأثر و منشعب از آن به آرا و نظريات شيخ احمد احسايي و سيدکاظم رشتي برمي گردد. درباره عقايد شيخيه بايد گفت:
شيخيه در طول گذر دوران با آرا و عقايد مختلف و متفاوتي درهم آميخت. از آراي شيخ احمد احسايي تا آراي سيدکاظم رشتي و تا آراي علي محمد باب(بابيه) و آراي گروه شيخيه کريمخانيه و گروه شيخيه آذربايجانيه(از سه گروه حجه الاسلامي ها و ثقه الاسلامي ها و احقاقي ها)
شيخيه با تأويل و تفسير به نوعي به غلو معتقدند و متهم به شيعيان غالي هستند. جنگ بالاسري ها و پشت سري ها معروف است. شيعيان متشرعه(شيعيان عادي) نماز خواندن در بالاسر امام را جايز مي دانند اما پشت سري ها(شيخيه) در هنگام نماز در حرم پيغمبر و ائمه طوري مي ايستند که قبر ميان آنها و قبله فاصله شود و متهم مي شدند که در واقع قبر را قبله قرار دادند.
شيخيه اصول دين را منحصر در چهار اصل توحيد، نبوت، امامت و رکن رابع مي دانند به عقيده آنها رکن رابع شيعه کامل است که همان مبلغ و ناطق اول است و رکن رابع واسطه شيعه کامل است که همان مبلغ و ناطق اول است و رکن رابع واسطه بين شيعيان و امام غايب است رکن رابع احکام را بلافاصله و واسطه از امام معصوم مي گيرد و به شيعيان مي رساند. (فرهنگ فرق، ص269).
درباره معاد و عدل مي گويند: اعتقاد به اين اصل لغو و غيرمحتاج اليه است چرا که اعتقاد به خدا و رسول ضرورتا مستلزم اعتقاد به قرآن و ما في الکتاب است اصل رکن رابع را شيخيه کرمانيه و کريمخانيه بنا نهادند. اما شيخيه آذربايجانيه (حجه الاسلام ها، ثقه الاسلامي ها و احقاقي ها) اصل رکن رابع را قبول ندارند.

آنها معاد جسماني را قبول ندارند بلکه به معاد روحاني و جسم مثالي اعتقاد دارند.V}(فرهنگ فرق ص270){V گفته مي شود که شيخيه براي امام زمان( که وجودش حتمي و ضروري است) عالم روحاني معتقد است نه عالم جسماني و از عالم روحاني بر همه علم حکمراني مي کند. درباره مقام اهل بيت(ع) هم راه غلو را پيمودند و از برخي از عبارت آنها بر مي آيد که براي ائمه مقام ربوبيت قايل مي شوند.
استاد محمدجواد مشکور درباره عقايد شيخيه معتقد است:
« اساس اين مذهب مبني بر امتزاج تعبيرات فلسفي قديم متأثر از آرا و آثار سهرودي با اخبار آل محمد(ص) است.V}(فرهنگ فرق اسلاميت ص266){V
T}فرقه ها و گروه هاي متأثر از شيخيه{T
شيخيه که توسط سيدکاظم رشتي و بر اساس انديشه هاي شيخ احمد احسايي شکل گرفته است گروه ها و انشعاباتي داشته است که به مهم ترين آنها اشاره مي کنيم:
1. بابيه
شيخ احمد احسايي، سيدکاظم رشتي، سيدعلي محمد شيرازي معروف به باب و مؤسس فرقه بابيه.

سيد علي محمد باب از شاگردان سيدکاظم رشتي بود و پس از فوت سيدکاظم ادعاي جانشيني سيدکاظم و پس از آن ادعاي باب و بابيت(رکن رابع) و پس از آن ادعاي مهدويت و نبوت کرد.
از فرقه بابيه فرقه ازليه(ميرزا يحيي نوري معروف به صبح ازل) و فرقه بهابيت(ميرزا حسينعلي نوري معروف به بهاءالله) انشعابات يافتند، ميرزا يحيي صبح ازل و ميرزا حسينعلي بهاءالله از شاگردان سيدعلي باب بوده اند.

بحث درباره بابيت و بابيه ازليه و بهائيت فرصت ديگري را طلب دارد.
2. شيخيه کريمخانيه کرمانيه
شيخ احمد احسايي، سيدکاظم رشتي، حاج محمد کريمخان کرماني.
حاج محمد کريم خان کرماني(1288-1225ق) از معروف ترين و مهم ترين شاگردان سيدکاظم رشتي بود. او پس از سيدکاظم رشتي مدعي جانشيني او گرديد.
پدر حاج محمد کريمخان، حاج ابراهيم خان ظهيرالدوله، داماد و پسر عموي فتحعلي شاه قاجار است. ظهير الدوله که از خاندان قاجار و والي خراسان و کرمان بود از مريدان شيخ احمد احسايي و سيدکاظم رشتي بود و در ترويج و گسترش شيخيه و رهبري حاج محمد کريمخان(فرزندش) تلاش بسيار نمود.

حاج محمد کريمخان فرقه شيخيه کرمانيه يا شيخيه کريمخانيه را تأسيس کرد او از علماي بزرگ عصر خويش بود که بالغ بر دويست و شصت کتاب و رساله نگاشت.V}(فرهنگ فرق ص267){V
پس از کريمخان شيخيه کرمانيه به چند گروه تقسيم شدند که مهمترين آنها شيخيه باقريه همدانيه به رهبري محمدباقر خندق آبادي نماينده کريمخان در همدان بود. فرقه شيخيه کرمانيه، در فرزندان کريمخان باقي ماند. محمدخان زين العابدين خان، ابوالقاسم خان، عبدالرضاخان،
3. شيخيه آذربايجانيه حجه الاسلامي ها
شيخ احمد احسايي ===> سيدکاظم رشتي===> ميرزا محمد مامقاني (معروف به حجه الاسلام متوفي 1269ق). اولين طايفه شيخيه آذربايجان خانواده حجه الاسلام هستند. ميرزا محمد مامقاني معروف به حجه الاسلام تبريزي از شاگردان شيخ احمد احسايي و سيدکاظم رشتي بود و از آنها اجازه اجتهاد و روايت داشت.
حجه الاسلام تبريزي(ميرزا محمد مامقاني) از علماي بزرگ آذربايجان و تبريز به تروج آراي اساتيد خودش پرداخت و شيخيه آذربايجان را به عهده گرفت. جالب است بدانيم که حکم اعدام علي محمد باب رهبر فرقه بابيه(از شاگردان سيدکاظم رشتي و از انشعاب هاي شيخيه) توسط حجه الاسلام تبريزي ديگر شاگرد سيدکاظم رشتي صادر گرديد.

از حجه الاسلام تبريزي سه فرزند به نام هاي ميرزا محمدحسين حجه الاسلام م1313ق و از شاگردان سيدکاظم رشتي، ميرزا محمد تقي حجه الاسلام م 1312ق شاعر و متخلص به نير تبريزي، ميرزا اسماعيل حجه الاسلام م 1317ق به ترويج شيخيه پرداختند.
آخرين فرد از خاندان حجه الاسلام ميرزا ابوالقاسم حجه الاسلام فرزند ميرزا محمدحسين حجه الاسلام است که در سال 1362 ق وفات يافت و طايفه شيخيه حجه الاسلام تبريز و آذربايجان پايان يافت.
4. شيخيه آذربايجانيه ثقه الاسلامي ها
شيخ احمد احسايي ، سيد کاظم رشتي ، ميرزا شفيع تبريزي معروف به ثقه الاسلام
دومين طايفه شيخيه آذربايجان خانواده ثقه الاسلام است.
ميرزا شفيع تبريزي معروف به ثقه الاسلام از شاگردان شيخ احمد احسايي و سيدکاظم رشتي و از علماي تبريز و بزرگ خاندان ثقه الاسلام است او در بسط و گسترش شيخيه و آراي اساتيد خويش تلاش بسياري انجام داد. ميرزا موسي ثقه الاسلام فرزند ميرزا شفيع راه پدر را ادامه داد تا بعد از او ميرزا علي(فرزند ميرزا موسي) معروف به ثقه الاسلام دوم، رهبري شيخيه ثقه الاسلامي را در آذربايجان به عهده گرفت.

ميرزا علي همان ثقه الاسلام معروف است که رهبري مشروطه خواهان در تبريز را به عهده گرفت و در محرم 1330 ق به جرم مشروطه خواهي و مبارزه با روس به دار آويخته شد.
پس از ثقه الاسلام تبريزي(ميرزا علي) برادرش ميرزا احمد از مشايخ شيخيه ثقه الاسلامي قرار گرفت اما پس از چندي اين طايفه و گروه هم تدا,م نيافت و طايفه شيخيه ثقه الاسلامي تبريز و آذربايجان هم پايان گرفت.
5. شيخيه آذربايجانيه گوهري يا احقاقي
سومين گروه و طايفه شيخيه آذربايجان اسکويي ها يا گوهري ها يا احقاقي ها هستند.
شيخ احمد احسايي، سيدکاظم رشتي، ميرزا حسن اسکويي مشهور به گوهر تبريزي متوفي 1266ق
ميرزا حسن به ترويج انديشه هاي اساتيد خويش در تبريز و آذربايجان و اسکو همت گماشت پس از او فرزندش ميرزا باقر اسکويي(1301-1230ق) از علماي بزرگ که صاحب رساله علميه بود راه پدر را ادامه داد.

پس از ميرزا محمد باقر، ميرزا موسي که از شاگردان بنام ميرزا محمدباقر بود راه آنها را ادامه داد. ميرزا موسي اسکويي(1364-1279 ه.ق) از مراجع و بزرگان شيخيه تبريز محسوب مي شود او با تأليف کتابي به نام «احقاق الحق و ابطال الباطل» به ترويج آراي شيخيه به خصوص شيخ احمد احسايي و بطلان شيخيه کرمانيه کريمخانه پرداخت.
بعد از تأليف احقاق الحق ميرزا موسي گوهري يا اسکويي به ميرزا موسي احقاقي و خاندان و طايفه او به احقاقي مشهور شدند. احقاقيه جريان مخالف بابيه و شيخيه کرمانيه است و خود را رهروان واقعي شيخ احمد احسايي و سيدکاظم رشتي مي دانند.
احقاقيه با احقاقي ها از آذربايجان و اسکو به کويت مهاجرت کردند و فرزندان ميرزا موسي احقاقي(ميرزا علي، ميرزا حسن، ميرزا محمدباقر) از علماي شيخيه احقاقي هستند که در کويت فعاليت کردند.

احقاقي ها در دوران جديد با رهبري افرادي مثل ميرزا حسن احقاقي و ميرزا عبدالرسول احقاقي و ديگران فعال هستند. مرکز فعاليت آنها هم حسينيه احقاقيه در کويت است که مرکز تجمع جمعي از شيعيان کويت محسوب مي شود. و در تمام اعياد وفيات و مراسمات در آن برنامه اجرا مي شود.
احقاقيه سعي دارد شيخيه کرمانيه و آذربايجانيه را نقد نمايد و آراي شيخ احمد احسايي و سيدکاظم رشتي و ميرزا محمدباقر و ميرزا موسي و ميرزا عبدالرسول و ديگران را ترويج و تشويق نمايد.
اين گروه معروف به گروه هاي ولايتي و کمي همه متهم به غلو درباره اهل بيت هستند. ديدگاه هاي سياسي مشخصي ندارند کمتر با انقلاب اسلامي و انقلابيون ارتباط دارند.

يکي از مهمترين اختلافات احقاقي ها با ديگر گروه هاي شيخيه اين است که آنها شيوه اخباريگري را جايز نمي دانند بلکه به اجتهاد و تقليد و مرجعيت معتقد هستند. اين گروه به برگزاري برنامه هايي همانند زيارت جامعه کبيره و زيارت عاشورا و ديگر زيارات اهميت بسياري مي دهند. از تمثال هاي منسوب به اهل بيت استفاده مي کنند، متهم به افراط در شيعه گري و تشيع هستند مثلا معقتدند:
- اسماء و صفات خداوند هميشه محتاج حامل و فعليت است، در زمان حضور معصومين آنها مظهر حامليت و فعليت صفات حق هستند اما در غيبت معصوم افراد خاص حامل صفات خداوند هستند و آنها واسط بين مردم و امام معصوم و خداوند هستند.
- و يا اينکه خداوند هم جهت ارتباط با خلق محتاج واسطه است و اين واسطه اهل بيت هستند.
- رکن رابع و فطرت خاص واسطه ارتباط بين مردم و امام معصوم هستند.
 

/6262

کلید واژه ها: فرقه های انحرافی - وهابیت -
نظرات 34
  • سیدعبدالرضا آل محمد دوشنبه 28 فروردین 1391 - 20:44:45
    67 13 پاسخ به این نظر
    با سلام در ادامه مطلب قبلی لازمست که بگویم چنانکه در قرآن آمده است " وجعلنا بینهم و بین القری التی بارکنا فیها قرا ظاهره و قدرنا فیها لسیر سیروا فیها لیالی و ایما آمنین." طبق فرموده امام صادق غلیه السلام قریه های مبارکه این بزرگوارانند و قریه های ظاهره شیعیان خاص ایشان که امروزه در بین مردم به لباس اهل علم ظاهرند و در واقع شخص دین پژوه برای دریافت اعتقادات صحیح باید به علما رجوع کند و هیچ اختصاصی بجز علم اهل بیت علیهم السلام ندارد و آن وحدت ناطقی هم که اشاره کرده اید بدعت احمقانه ایست مثل ادعای باب ملعون و ربطی به شیخ احسایی و سید رشتی و حاج محمد کریم کرمانی اعلی الله مقامهم ندارد و ادعای باطلی است که به مدعی برمیگردد.
  • سید عبدالرضا آل محمد دوشنبه 28 فروردین 1391 - 20:53:09
    52 10 پاسخ به این نظر
    با سلام به خاطر ضیق حجم نظریه مجبورم در چند قسمت بنویسم در مورد معاد هم بهتر است به کتابهای شیخ احسایی اعلی الله مقامه مراجعه کنید و ببینید که چگونه بر معاد جسمانی اصرار دارد و ملا محمد تقی برغانی جمله متشابهی را از یک کتاب عظیم مستمسک قرار داده و شیخ را تکفیر کرده است. اصلا او شیخ را متهم کرده به هم اعتقادی با ملاصدرا در معاد در خالیکه شیخ این مطلب را در جاهای مختلف نفی فرموده. در مورد امام زمان علیه السلام هم بحث کیفیت غیبت ان حضرت مورد پرسش بسیاری بوده است و امریست نظری و بعلاوه که عالم هورقلیا و جسم هورقلیایی از عالم جسم خارج نیست. هرکس دلسوز دینش است باید در این مورد تحقیق کند و به واقعیت قضیه پی ببرد و دنباله رو انگونه مقاله نویسان که هرچه میرسند بی تحقیق مینویسند نباشد. واسلام
    • محمدرضا شنبه 30 آذر 1392 - 12:10:22
      2 1
      ماشالله / احسنت برادر
  • سید عبدالرضا آل محمد دوشنبه 28 فروردین 1391 - 20:36:30
    47 16 پاسخ به این نظر
    با سلام آیا صحیح است که بدون تحقیق و از روی نوشته دیگران مطالب غلطی را به عده ای مسلمان شیعه اثنی عشری نسبت دهید و هیچ دقت نظری هم به آنچه مینویسید نداشته باشید؟ آیا شناخت خداوند واعتقاد به توحید ذات و توحید صفات و توحیدافعال و توحید عبادت اصل یگانگی خداوند و عدل او را شامل نمیشود؟ آیا شناخت پیامبران الهی و اعتقاد به عصمت آنها و شناخت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و اعتقاد به عصمت آن حضرت و صداقت او و اعتقاد به قرآن اصل نبوت و معاد قرآنی را شامل نمیشود؟ آیا شناخت مقامات امامان شیعه علیهم السلام و اعتقاد به فضایل آنها چنانکه در زیارت جامعه آن بزرگواران آمده اعتقاد به امامت نیست؟ آیا در این دوزان غیبت باید عالمان دینی را شناخت و آیا باید اخذ دین از آنها نمود یا خیر؟این اعتقادات شیخیه است.
    • حسن جمعه 4 اسفند 1391 - 19:38:06
      10 1
      آقا تفاوت میان شما و مجتهدیه در چیست؟ مجتهدیه هم به پیروی از فقها در دوره غیبت قائل اند. آیا منظور شما از علمای دین عرفا هستند؟ برای من ابهام وجود دارد.
  • فرهاد سه شنبه 29 فروردین 1391 - 01:29:07
    42 6 پاسخ به این نظر
    نگارنده محترم بابیت یک فرقه سیاسی دینی بوده است که در زمان قاجار و با هدف رسیدن به قدرت شکل گرفت. اصلا صحیح نیست که شیخیه را به بابیت و بهاییت بچسبانید. جهت بررسی شکلگیری شیخیه باید به زمان صفویه و شکلگیری اصولیه در برابر شیخیه مراجعه می کردد. این مقاله بسیار به بیراهه رفته و مغلطه های بسیاری دارد. در مورد شناخت شیخیه به کتاب هانری کوربن با عنوان "مکتب شیخیه" مراجعه فرمایید.
  • صادق سه شنبه 18 مهر 1391 - 01:57:48
    36 1 پاسخ به این نظر
    اين نظر هم كه از علامه طباطبايي است و اثبات شيعه بودن شيخيه را مي كند اگر دوست داشتيد اين را هم بگذاريد ، البته از اين نظرات زياد است كه سانسور ميشود و آن وقت مي چسبند به گفته سفير انگليس در ايران !!! عجبا حالا كه... مرحوم علامه طباطبایی در کتاب شیعه در اسلام می نویسد : دو طايفه «شيخيه و كريمخانيه» كه در دو قرن اخير در ميان شيعه دوازده امامى پيدا شده اند نظر به اينكه اختلافشان با ديگران در توجيه پاره اى از مسائل نظرى است نه در اثبات و نفى اصل مسائل، جدايى ايشان را انشعاب نشمرديم. ( اگر فارسي بفهميد يعني شيعه اند و جدا از ايشان نيستند چرا؟ چون اختلاف در مسائل نظري است همان جور كه اصوليه با اخباريه اختلاف دارند ، شيخيه نيز به اخباريه نزديك و با اصوليه اختلاف نظر دارند )
  • صادق سه شنبه 18 مهر 1391 - 01:50:10
    33 1 پاسخ به این نظر
    نظر من را هم اگر دوست داشتيد بگذاريد ! مرحوم شیخ عباس قمی صاحب کتاب مفاتیح الجنان در کتاب الفوائد الرضویه فی احوال علماءالمذهب الجعفریه، سرگذشت عالمان شیعه مینویسد : شیخ احمد احسائی بحرانی حکیم متأله فاضل عارف عالم عابد محدّث ماهر شاعر صاحب شرح الزیارة وشرح حکمت عرشیۀ ملاصدرا وشرح تبصره ورساله های بسیار است که دراوائل سنة 124 درسفرحج وفات کرد ودر ظَهر بقعۀ ائمۀ بقیع صلوات الله علیهم اجمعین بخاک رفت من برسر قبر ایشان رفته ام برلوح مزارش نوشته بود لِزین الدّینِ احمد نورُ علم تضاء به القلوبَ المُدلهمِّة یُریدُ الحاسدون لِیُطفِؤوه وَ یَأبی اللهُ الّا اَن یُتِمَّه یعنی : از برای احمد بن زین الدّین نور علمی است که دل های تار و ظلمانی به آن روشن می گردد. حسد کنندگان
  • صادق سه شنبه 18 مهر 1391 - 01:52:05
    31 1 پاسخ به این نظر
    ادامه نظرم : مرحوم سید محمد خوانساری نیز در کتاب روضات الجنات این چنین از مرحوم شیخ احمد احسایی تعریف و تجلیل میکند :-(السيد محمد باقر الخونساري (روضات الجنات) الجزء الأول دار احياء التراث العربي بيروت لبنان ص 88) قال السيد محمد باقر الخونساري في كتابه روضات الجنات: ترجمان الحكماء المتألهين ولسان العرفاء والمتكلمين غرة الدهر وفيلسوف العصر العالم بأسرار المباني والمعاني شيخنا احمد بن زين الدين بن الشيخ إبراهيم الاحسائي البحراني لم يعهد في الأواخر مثله في المعرفة والفهم والمكرمة والحزم وجودة السليقة وحسن الطريقة وصفاء الحقيقة وكثرة المعنوية والعلم بالعربية والأخلاق السنية والشيم المرضية والحكم العلمية والعملية وحسن التعبير والفصاحة ولطف التقدير والملاحة وخلوص المحبة والوداد لأهل بيت الرسول ..
  • علوی@ سه شنبه 30 خرداد 1391 - 15:37:05
    29 1 پاسخ به این نظر
    بسم الله الرحمن الرحیم دوستان عزیز جا داره که در مورد این فرقه بیشتر تحقیق کنید زیرا شیخیه خود می گویند که عقایدشان موافق با ضروریات مذهب شیعه اثنی عشری است مثلا ایشان تاکید زیادی دارند که معاد جسمانی است و والله حتی یک جا در کتاب هایشان ننوشته اند که معاد مثالی یا روحانی است و یا این که ایشان صراحتا اعتقاد دارند که امام زمان با جسم خود بر روی زمین زندگی می کند مانند جسم های بقیه انسان های دیگر اما اینطور نیست که در عوالم دیگر هم غایب باشد پس آنجا ظهور دارد و اصطلاح هورقلیا از اصطلاحات سهروردی و ملاصدرا است که شیخ مرحوم برای رد بر نظریات ایشان از اصلاحات خود آنها استفاده کرد چنانچه شرط عقل هم همین است.
  • بدون نام دوشنبه 28 فروردین 1391 - 22:33:41
    28 13 پاسخ به این نظر
    درست که فرقه شیخیه عقاید نادرست زیادی دارد اما یکی دانستن و متصل کردن باب به آنها واقعا بی انصافی است و صرف اینکه باب شاگرد کاظم رشتی بوده دلیل اتصال بابیت به این فرقه نمی گردد . زیرا ابوحنیفه نیز شاگرد امام صادق علیه السلام بوده است اما تفاوت بین این شاگرد و استاد از ماه است تا ماهی.
    • بدون نام سه شنبه 29 فروردین 1391 - 20:26:08
      6 52
      یکی از اولین گروه هائی که به باب گرویدند , شیخیه بودند .
  • بدون نام سه شنبه 29 فروردین 1391 - 11:54:08
    22 1 پاسخ به این نظر
    ظن گناه است . این بیماری روانی را از خود دور کنید .اول تحقیق بعد اعلام نطر . باز سیاست انگلیسی تفرقه بینداز و حکومت کن . به اندازه دانه خردل در زیر سنگ باید جواب خداوند را بدهیم .
  • فریبرز چهارشنبه 30 فروردین 1391 - 16:43:35
    20 2 پاسخ به این نظر
    اگر درست عالم هور را فهمیده باشم اقای احساهی بزرگترین مشکل شیعه را حل نموده اند! لطفا بیشتر درباره مطلب بنویسید. ایا ایشان از جناب بحرالیلوم و جناب شیخ جعفر (اع) اجازه اجتهاد داشته اند ؟ مشکل وجود رابط خاص بین امام (ع) و شیعه کامل را توضیح بفرماید. اگر نباشد وجود امام(ع) چه اثری در جامه خواهد داشت حتما به طریقی می بایستی انتقال مطلب بفرمایند در زمان حظهور هم بودند افرادی از این قبیل ! لطفا راهنمای بفرماید. ÷شت نکردن به امام (ع) را من میبسندم. در کربلا و مشهد دیدم مردم برای زیارت امام (ع) می ایند سبس به ایشان بشت می کنند !!! به سایت معرفی شده هم مراجه کردم مفید بود. تشکر
  • بدون نام دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 - 07:07:59
    17 3 پاسخ به این نظر
    جالب بود واقعا! بیشتر علاقمند شدم تا اینکه بخام زده بشم! جای تحقیق داره واقعاً...
  • بدون نام چهارشنبه 30 فروردین 1391 - 04:50:09
    14 1 پاسخ به این نظر
    مانده‌ام اگر انگلیس و استعمار پیر نبود چه بهانه‌ای دست و پا می‌کردند
  • پرسمان سه شنبه 30 خرداد 1391 - 15:39:42
    14 1 پاسخ به این نظر
    نظر سایت پرسمان : بر متکلّم شیعی منصف پوشیده نیست که مادّی بودن معاد را نمی توان از شریعت استنباط نمود ؛ آنچه ضروری شریعت است ، جسمانی بودن معاد است ؛ امّا درباره ی نوع جسم اخروی دلیلی از شرع به دست نمی آید. در مورد امام زمان (ع) نیز تنها زنده بودن او مسلّم است ؛ امّا نحوه ی زندگی و مکان حضرتش و چگونگی حضور او در این عالم ، از اموری نیست که بتوان با یقین در موردش سخن گفت.
  • بدون نام سه شنبه 29 فروردین 1391 - 11:42:36
    12 1 پاسخ به این نظر
    خدا نیت ما و شما را صاف کند.
  • بدون نام سه شنبه 29 فروردین 1391 - 02:59:16
    11 5 پاسخ به این نظر
    بهایی های امروزی تفکراتشون خیلی خطر ناکتر از اینه ... محمدعلی باب خود شاگرد سیدکاظم رشتی بوده.و باب خودش تحت تأثیر مواد مخدر بوده اون زمان سندش هم هست.چنان اراجیفی گفته که نپرس.مثلا حکم کسی که خانه را آتش میزنه اعدام است.اینکه چرا این حکم را داده خودش فلسفه ای داره.کلا زیاد تحقیق کنید دوستان شناخت دشمن وعقایدش برما واجبه
    • بدون نام چهارشنبه 30 فروردین 1391 - 04:53:03
      34 3
      «محمدعلی باب خود شاگرد سیدکاظم رشتی بوده» یعنی اگر هر انسان بدی شاگرد شخصی بود، آن معلم هم بد است؟! پس اگر این طور است ابوبکر و عمر هم نزد رسول خدا بودند و چیزها یاد گرفتند پس ایراد نعوذبالله از رسول الله است؟! این همه اساتید و علمای بر حق بودند و هستند که شاگردانشان گمراه شده‌اند. یعنی همه این اساتید و علما مشکل دارند؟! بابا؛ عجب استدلالی داری!
  • بدون نام سه شنبه 29 فروردین 1391 - 03:16:53
    11 1 پاسخ به این نظر
    اقای آل محمد : روح مرحوم مدیر شاد باد .
  • بدون نام دوشنبه 28 فروردین 1391 - 19:49:23
    10 45 پاسخ به این نظر
    و چه التقاطی پیش می آید وقتی همه این ها خود را به انقلاب ما بچسپانند وای که چه قدر قدر امام بیشتر معلوم می شود وقتی این نوع تفکرات افراط و تفریطی را می بینیم افسوس که در حال این نوع تفکرات در حال نضج است
  • mota سه شنبه 29 فروردین 1391 - 03:25:21
    10 7 پاسخ به این نظر
    نهاد نمایندگی دفتر رهبری،‌ نظری را درباره این گروه (شیخیه) منتشر کرده است که کاملاً‌ بر خلاف این مقاله است و مشخص می‌کند جمع‌آوری‌کنندگان این مقاله،‌خود، بررسی نکرده و از منابع دست‌دوم یا دست‌سوم استفاده کرده‌‌اند. http://porseman.org/q/show.aspx?id=179451
    • حسینی چهارشنبه 26 تیر 1392 - 05:51:09
      1 2
      نظر سایت پرسمان : بر متکلّم شیعی منصف پوشیده نیست که مادّی بودن معاد را نمی توان از شریعت استنباط نمود ؛ آنچه ضروری شریعت است ، جسمانی بودن معاد است ؛ امّا درباره ی نوع جسم اخروی دلیلی از شرع به دست نمی آید. در مورد امام زمان (ع) نیز تنها زنده بودن او مسلّم است ؛ امّا نحوه ی زندگی و مکان حضرتش و چگونگی حضور او در این عالم ، از اموری نیست که بتوان با یقین در موردش سخن گفت.
  • بدون نام دوشنبه 28 فروردین 1391 - 20:06:24
    9 37 پاسخ به این نظر
    این کاری ارزنده است شناساندن ریشه های تفکر کسانی که توی لباس هایی دلسوزانه و مصلحت اندیشانه کیان مملکت اسلامی را به دست گرفته یا می خواهند به دست بگیرند به راستی آیا این همان نیست که امام از آن می ترسید و تحت نام نامحرمان یاد می کرد نامحرمانی که با هشدار امام برای به دست گیری مملکت ما را از آن آگاهانیده بود
  • حمید دوشنبه 28 فروردین 1391 - 23:21:19
    9 24 پاسخ به این نظر
    این متن که بیشتر تبلیغ شیخیه بود !!!
  • بدون نام سه شنبه 29 فروردین 1391 - 04:32:26
    4 3 پاسخ به این نظر
    می توان نتیجه گرفت که جای خیلی از استدلالات و اجتجاجات خالی می ماند جای پرداخت بیشتر نیست اما اگر ریز شویم تفاوت ها خودش را نشان می دهد شما هم بروید و بیشتر مطالعه کنید
  • لعیا دوشنبه 28 فروردین 1391 - 23:47:52
    3 18 پاسخ به این نظر
    با این احتساب آقای علی یعقوبی و مشایی و طرفدارانشان شیخیه هستند.
  • موسوی شنبه 28 بهمن 1391 - 17:03:15
    3 34 پاسخ به این نظر
    با سلام خدمت تمامی عزیزان صحیح است که نظرات شیخ احمد احسائی و دیگر شاگردان ایشان در حوزه کلام می باشد لیکن اقدامات ایشان در خصوص عملکرد سیاسی ایشان را چگونه می توان توجیه نمود؟ آیا علی محمد شیرازی آن جوان بی بصیرت و کذاب شیرازی در دامن شیخه تربیت نیافت؟ طبق اسناد و کتب شیخیه، آیا مرحوم سیدکاظم رشتی قبل از وفاتشان فضای جامعه را بابت ظهور امام عصر ملتهب ننمود؟ برادر عزیز که معتقدی شیخ احمد احسائی مسیر را درست رفته است چگونه می توانید بگوئید که علی محمد شیرازی لعن الله بی بهره از این آمزه ها بوده است و هیچ ارتباطی با شیخیه ندارد؟ البته قبول داریم شیخیه برای پاک نمودن این لکه از دامن خود هم ردیه نوشته است و هم حکم اعدام او را صادر نموده است.
    • حسینی@ دوشنبه 13 خرداد 1392 - 10:04:59
      19 0
      با سلام .برادر بزرگوار آقای موسوی 1-در مورد عملکرد محمد علی باب علیه العنه باید بگوییم که ایشان از هیچ آموزه شیخیه استفاده ای نکردند اگر مثلا منظورتان ادعای نیابت یا بابیت هست که اتفاقا این موضوع در شیخیه کاملا با اعتقادات بابیت متفاوت است چرا که شیخیه می گویند که امکان ندارد در دوران غیبت نایب امام و باب ظاهر باشند و ادعای نیابت کند و به همین دلیل بود که ما محمد علی لعنه الله علیه را گمراه دانستیم . 2- جواب دوم این است که باب بیش از اینکه شاگرد شیخ کاظم رشتی باشد شاگرد شیخ انصاری از علمای شیعه بوده و قطعا می دانید شاگردی معیار چیزی نیست بلکه اگر باشد باید در مورد شاگردان حضرت صادق امثال ابوحنیفه سخن گفت که از آموزه های درست حضرت صادق استفاده می کرد و برعکس همانها را به مردم اعلام می کرد.
  • شهنازي جمعه 5 مهر 1392 - 22:10:02
    3 0 پاسخ به این نظر
    سلام عليكم.خسته نباشيد. ميخواستم گله كنم ازتون چون هفته گذشته نظري نوشتم كه متاسفانه چاپ نفرموديد.لطفا انصاف عدالت و بيطرفي را رعايت فرماييد.سپاسگذارم
  • بدون نام سه شنبه 29 فروردین 1391 - 00:07:28
    2 50 پاسخ به این نظر
    بله امام ابوحنیفه شاگرد امام صادق (ع) بودند و اکنون نزدیک به یک میلیارد مسلمان حنفی هم پیرو مذهب و عقیده پاکش هستند !!! تفاوت را الان احساس کن برادر !
    • بدون نام یکشنبه 19 آذر 1391 - 02:38:21
      6 5
      پس بقیه فرق اهل سنت کشک هستند
  • بدون نام سه شنبه 29 فروردین 1391 - 04:27:05
    2 13 پاسخ به این نظر
    سید بزرگوار فقط اعتقاد به این اصول متضمن شیعه دوازده امامی بودن نیست بلکه کیفیفت اعتقاد می تواند متضمن آن باشد وگرنه در سایر فرق اسلامی هم به این اصول پایبندی وجود دارد به علاوه نوه استدلالی که مذاهب جهت تببین اعتقادات دینی خود ارایه می دهند بسیار بسیار مهم است اگر غیر از این باشد که به عدد استدلالات و برداشت های علما و حکما و دانشمندان علوم دینی می توان مکتب ارایه داد این که علمای بزرگوار سعی در طی طریق امامان معصوم در استنتاج و استنباط علوم دینی دارند دقیقا به دلیل ظرافت های نهفته در این مهم است همین که به اندک برداشتی انسان را به بی راهه می برد و موجب اشاعه فرق و مذاهب دیگر می گردد فراموش هم نکنیم که که همه این ها در مواجهه اش با زندگی انسان و جایگاه معنوی و انسانی و الهی او قوام می یابد
ارسال نظر:
  • 0/700
  • قوانین ارسال نظر
نقل مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
Copyright © 2011 khabaronline, All rights reserved