بخشهایی از این نامه که گویای حقایق آن روزهاست به این شرح است:
* دوگانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آنکه جنبه شخصی داشته باشد، به اختلاف دو بینش مربوط میشود.
یک بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد ، اجتهادی که در عین زنده بودن و پویا بودن، باید سخت ملتزم به وحی و تعبد در برابر کتاب و سنت باشد.
بینش دیگر در پی اندیشهها و برداشتها ی بینابین که نه به کلی از وحی بریده است و نه آنچنان که باید و شاید در برابر آن متعبد و پایبند و گفتهها و نوشتهها و کردهها بر این موضع بینابین گواه.
*بینش اول در برابر بیگانگان و هجوم تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی و نظامی آنها سخت به توکل بر خدا و اعتماد به نفس و تکیه بر توان امت اسلامی و پرهیز از گرفتار شدن در دام داوریها یا دلسوزیهای بیگانگان معتقد و ملتزم.
بینش دیگر، هر چند دلش همین را میخواهد و زبانش همین را میگوید و قلمش همین را مینویسد، اما چون همه مختصات لازم برای پیمودن این راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان.
*شاید برای شما شنیدن این خبر تلخ و دشوار باشد که بسیاری از کسانی که در طول سالهای اخیر در راه حاکم شدن اسلام اصیل بر جامعه ما کوشیده و رنجها بردهآند و در طول این سالها به مقتضای طبیعت و ماهیت نظام اداری رژیم شاهی، در همه سازمانهای لشکری و کشوری همواره در اقلیت بوده زیر فشار اکثریت غربگرا یا شرقگرای حاکم بر این سازمانها به سر بردهاند، هماکنون نیز بخشی از مسئولیتها را بر عهده دارند و مردم عزیز ما نیز در صحنهها حضور دارند، دوباره تحت فشار همان اکثریت قرار گرفتهاند. ولی این بار زیر حمایت همهجانبه رئیسجمهور و فرمانده نیروهای مسلح .
*برادران گفتند که نوارهای مربوط به سخنان رئیسجمهور در اصفهان را خدمتتان دادهاند که دانشآموزان و کارمندان را به مقاومت در برابر اقدامات دولت[شهیدرجایی] که با نظرات شخصی رئیسجمهور منطبق نیست، تشویق میکند.
*امروز در بیشتر دستگاههای نظامی و انتظامی و موسسات و سازمانهای دیگر، ،با حمایت رئیسجمهور و همفکران ایشان در جبهه ملی و نهضت آزادی و با همدستی خلقیها عناصر متدین و دلسوخته همه جا سرکوب میشوند
*به خدا سوگند که تحمل این وضع برای فرزندتان بسی دشوار است که چهره افسرده اینها را ببینم و ندای یاللمسلمین آنها را بشنوم و تنها پاسخ این باشد که صبر کنید. من هم صبر میکنم، و فیالعین قذی و فیالحلق شجی.
*این روزها مکرر با خود میاندیشم که ای کاش زیر بار این مسئولیت سنگین که با تاکید بر عهدهام نهادید نبودم، تا میتوانستم به کمک آنها لااقل فریادی برآورم، زیرا فریاد از یک طبقه زیبنده است اما از یک مسئول انتظار اقدام میرود، نه فریاد، و اگر اقدام کنم با این شائبه جگرسوز روبهرو میشوم که دفاع از مظلومان نیست، جنگ قدرت است میان سران، از روی هوا.
*آقای رئیسجمهور در کارنامهشان که پریروز به صورت سرمقاله در روزنامهشان منتشر شده، رسماً دستگاه قضایی را به ایجاد یک بلوای جدید در جامعه تهدید میکند که اگر دستگاه قضایی بخواهد ایشان را با کسانی که در حوادث روز چهاردهم اسفند ماه دانشگاه تهران زخمی و مصدوم شده و در دادسرای تهران از ایشان شکایت کردهاند، از نظر رسیدگی قضایی در دو کفه مساوی بگذارد، از ریاستجمهوری کنارهگیری خواهند کرد.
آیا ایشان خواهان آن نوع دستگاه قضایی هستند که اگر کسی از رئیسجمهور شکایت کرد با دو طرف شکایت یکسان رفتار نکند؟
*درماههای اخیر صدای پای آمریکای توطئهگر و همدستان و همداستانان او گستردهتر از پیش شنیده میشود.
*دنباله زنجیروار توطئههای غرب و شرق که متأسفانه خود را پشتسر رئیسجمهور پنهان کردهاند، بیش از پیش نمایان است.
*پناه دادن رئیسجمهور به مخالفان حاکمیت اسلام، عرصه کار را بر همه کسانی که شب و روز در این راه تلاش کرده و میکنند، روز به روز تنگتر میکند.
* در تلاشهای اخیر رئیسجمهور و همفکران او، این نکته به خوبی مشهود است که برای حذف مسئله رهبری فقیه در آینده سخت میکوشند. اینها در مورد شخص جنابعالی،این رهبری را طوعاً یاکرهاً پذیرفتهاند ولی برای نفی تداوم آن سخت در تلاشاند
* ما از همان آغاز در پی آن بودیم که میدان عمل سازنده چندان فراخ و گسترده باشد که امثال آقای بازرگان و آقای بنیصدر و آقای ابراهیم یزدی در سطوح بالا فعالیت داشته باشند. در آبان سال گذشته پس از استعفای دولت موقت پیام دادید که قم بیایم تا مسئله فوری اداره کشور در خدمتتان بررسی شود. صحبت از ترکیب جدید شورای انقلاب بود، نظر حضرتعالی این بود که آقای مهندس بازرگان دیگر در شورای انقلاب نباشند. براساس همین اعتقاد به شرکت خلاق هرچه بیشتر نیروها و نفی هر نوع تنگنظری و انحصارطلبی، پیشنهاد کردیم که ایشان همچنان در شورای انقلاب بمانند و سرانجام حضرتعالی هم موافقت کردید و در همین مرحله بود که مسئولیت دو وزارتخانه مهم وزارت دارایی و وزارت خارجی به آقای بنیصدر داده شد. اینها و نظایر اینها دلیل روشنی است بر اینکه شرکت فعال این آقایان در اداره امر کشور مطلوب ما بوده است و با آنها هیچ مسئله شخصی نداریم.
* برای حضرتعالی در مقام رهبری روشن است که اگر این دو بینش در اداره امور جمهوری اسلامی ادامه یابد، نه کارهای جاری مردم سروسامان پیدا میکند، نه مشکلات موجود دینی، فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی این مردم رنجدیده و مرحوم و ایثارگر با سرعت و قاطعیت کافی حل میشود و نه میتوان برای آینده طرحهای اصیل اسلامی ریخت و به مرحله عمل درآورد.
* با همه این احوال چندی است که این اندیشه در این فرزندتان و برخی برادران دیگر قوت گرفته که اگر اداره جمهوری اسلامی به وسیله صاحبان بینش دوم را در این مقطع اصلح میدانید، ما به همان کارهای طلبگی خویش بپردازیم و بیش از این شاهد تلفشدن نیروها در جریان این دوگانگی فرساینده نباشیم.
14







نظر شما